DelAhangaan
محمدرضا شجریان _ یعنی چه
🎼❤️🎼
🗣#محمدرضا_شجریان
یعنی چه ... 🎼
آهنگ: #اسماعیل_مهرتاش
سه تار: #داریوش_پیرنیاکان
نی: #جمشید_عندلیبی
ضرب: #مرتضی_اعیان
شعر: #حافظ
----------------------------
در نثار عشق جان افزای او
قالب از جان هر زمان پرداختیم
عشق او
صد جان دیگر می بداد
ما در این داد و ستد پرداختیم
# مولانای_جان
🍏🍎🍃
🗣#محمدرضا_شجریان
یعنی چه ... 🎼
آهنگ: #اسماعیل_مهرتاش
سه تار: #داریوش_پیرنیاکان
نی: #جمشید_عندلیبی
ضرب: #مرتضی_اعیان
شعر: #حافظ
----------------------------
در نثار عشق جان افزای او
قالب از جان هر زمان پرداختیم
عشق او
صد جان دیگر می بداد
ما در این داد و ستد پرداختیم
# مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1
○
لحظات شادى را دريابيد،
دوست بداريد و
دوست داشته شويد.
اين تنها واقعيت اين جهان است،
باقى بیهودگی ست...
✍#لئو_تولستوى
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
🍏🍎🍃
لحظات شادى را دريابيد،
دوست بداريد و
دوست داشته شويد.
اين تنها واقعيت اين جهان است،
باقى بیهودگی ست...
✍#لئو_تولستوى
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
🍏🍎🍃
❤1
Derakhte Tar
Salar Aghili - Tak3da.com
🎼❤️🎼
♬♩♬♩♬♩
در این سرای بی کسی
کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
چرا به باغ شاخه ای گلی بسر نمیزند
چه شد که در بهار ما پرنده پر نمیزند
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
♬♩♬♩♬♩
در این سرای بی کسی
کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
چرا به باغ شاخه ای گلی بسر نمیزند
چه شد که در بهار ما پرنده پر نمیزند
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤1
●
این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم! یعنی تو باور میکنی؟
شمردهای؟ کی شمرده است؟
جز سیاست مدارها؛
دیدی کسی بشمرد؟ باور نکن نارنجی
باور نکن سبز آبی کبود من!
باور کن همهی دنیا فقط تویی
و برخی دوستان؛ بقیه تکراریاند.
✍#عباس_معروفی
عباس معروفی، رماننویس و خالق آثاری،
چون «سمفونی مردگان» و «سال بلوا»
روز میلادش گرامی یادش سبز🎂
🍏🍎🍃
این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم! یعنی تو باور میکنی؟
شمردهای؟ کی شمرده است؟
جز سیاست مدارها؛
دیدی کسی بشمرد؟ باور نکن نارنجی
باور نکن سبز آبی کبود من!
باور کن همهی دنیا فقط تویی
و برخی دوستان؛ بقیه تکراریاند.
✍#عباس_معروفی
عباس معروفی، رماننویس و خالق آثاری،
چون «سمفونی مردگان» و «سال بلوا»
روز میلادش گرامی یادش سبز🎂
🍏🍎🍃
❤1
○
از مرگ نمی ترسیدم
از گیر افتادن میترسیدم.
دم را که فرو میدادم تا بازدم نمیدانستم چه بلایی سرم میآید، در هراس این بیخبری میخواستم از تنم فرار کنم.
میخواستم پر باز کنم و یکباره بگریزم؛ اما تووی تنم گیر افتاده بودم.
✍#عباس_معروفی
همیشه باور مرگ سخت است
ولی شاید مرگ، آسایش باشد.
نمیدانم ..
زاد روزش گرامی یادش جاودانه
🍏🍎🍃
از مرگ نمی ترسیدم
از گیر افتادن میترسیدم.
دم را که فرو میدادم تا بازدم نمیدانستم چه بلایی سرم میآید، در هراس این بیخبری میخواستم از تنم فرار کنم.
میخواستم پر باز کنم و یکباره بگریزم؛ اما تووی تنم گیر افتاده بودم.
✍#عباس_معروفی
همیشه باور مرگ سخت است
ولی شاید مرگ، آسایش باشد.
نمیدانم ..
زاد روزش گرامی یادش جاودانه
🍏🍎🍃
👌3
غزلیات حافظ 92
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_92
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت
خوش خِرامان شو که پیشِ قدِ رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیشِ من، تعجیل چیست؟
خوش تقاضا میکنی پیشِ تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بتِ ساقی کجاست؟
گو که بِخرامَد که پیشِ سرو بالا میرمت
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودایِ او
گو نگاهی کن که پیشِ چشمِ شهلا میرمت
گفتهای لعلِ لبم هم درد بخشد هم دوا
گاه پیش درد و گَه پیش مداوا میرمت
خوش خِرامان میروی چشمِ بد از رویِ تو دور
دارم اندر سر خیالِ آن که در پا میرمت
گرچه جایِ حافظ اندر خلوتِ وصلِ تو نیست
ای همه جایِ تو خوَش، پیشِ همه جا میرمت
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------------
میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت
خوش خِرامان شو که پیشِ قدِ رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیشِ من، تعجیل چیست؟
خوش تقاضا میکنی پیشِ تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بتِ ساقی کجاست؟
گو که بِخرامَد که پیشِ سرو بالا میرمت
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودایِ او
گو نگاهی کن که پیشِ چشمِ شهلا میرمت
گفتهای لعلِ لبم هم درد بخشد هم دوا
گاه پیش درد و گَه پیش مداوا میرمت
خوش خِرامان میروی چشمِ بد از رویِ تو دور
دارم اندر سر خیالِ آن که در پا میرمت
گرچه جایِ حافظ اندر خلوتِ وصلِ تو نیست
ای همه جایِ تو خوَش، پیشِ همه جا میرمت
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1
°
توتنها تَسلای منی؛
هر چند در آن سوی دیگر جهان هستی.
با اینحال، وقتی راه میروم،
تو به من نزدیکی ،
وقتی کار میکنم ،
تو با من سخن میگویی ،
و آن دم که احساس میکنم
تنهایی مرا میخورد ،
حضور تو در کنارم تجلی مییابد.
لحظاتی هست که میدانیم
میان ما و آنان که دوستشان داریم،
هیچ فاصلهای نیست.
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
توتنها تَسلای منی؛
هر چند در آن سوی دیگر جهان هستی.
با اینحال، وقتی راه میروم،
تو به من نزدیکی ،
وقتی کار میکنم ،
تو با من سخن میگویی ،
و آن دم که احساس میکنم
تنهایی مرا میخورد ،
حضور تو در کنارم تجلی مییابد.
لحظاتی هست که میدانیم
میان ما و آنان که دوستشان داریم،
هیچ فاصلهای نیست.
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1
Spanish Guitars and Night Plazas
Loreena McKennitt
🎼❤️🎼
چشمان تو
معنای
تمام جملههای ناتمامیست
که عاشقان جهان
دستپاچه
در لحظه دیدار
فراموشی گرفتند
و از گفتار بازماندند..
✍#عباس_معروفی
🎂خالق سمفونی مردگان
زاد روزش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
چشمان تو
معنای
تمام جملههای ناتمامیست
که عاشقان جهان
دستپاچه
در لحظه دیدار
فراموشی گرفتند
و از گفتار بازماندند..
✍#عباس_معروفی
🎂خالق سمفونی مردگان
زاد روزش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●
🎥#زندگینامه به روایت تصویر
فیلمی جالب توجه دربارۀ افکار و آثار عباس معروفی
عباس معروفی متولد ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران بود. او که در رشته ادبیات دراماتیک دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود، مدتی به معلمی در تهران مشغول بود. او در سال ۵۹ نخستین مجموعه داستان خود را به نام «روبروی آفتاب» منتشر کرد.
مشهورترین اثر معروفی، «سمفونی مردگان» است که او سال ۱۳۶۸ منتشر کرد. این اثر او مورد تقدیر بنیاد غیردولتی کگدوپ و بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ قرار گرفت و چندبار تجدیدچاپ شد.
عباس معروفی در سال ۱۳۶۹ مجله ادبی «گردون» را پایهگذاری کرد؛ اما این مجله از سوی حکومت جمهوری اسلامی توقیف و او محکوم شد. او بعد از این اتفاق، مهاجرت کرد و به آلمان رفت. معروفی پس از مهاجرت، «خانه هنر و ادبیات هدایت» را در برلین راه اندازی کرد و نشر گردون را از سر گرفت.
عباس معروفی بنیانگذار سه جایزه ادبی «قلم زرین گردون»، «قلم زرین زمانه» و «جایزه ادبی تیرگان» بود. از دیگر آثار شناخته شده عباس معروفی میتوان به «سال بلوا»، «نام تمام مردگان یحیاست» اشاره کرد.
🍏🍎🍃
🎥#زندگینامه به روایت تصویر
فیلمی جالب توجه دربارۀ افکار و آثار عباس معروفی
عباس معروفی متولد ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران بود. او که در رشته ادبیات دراماتیک دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود، مدتی به معلمی در تهران مشغول بود. او در سال ۵۹ نخستین مجموعه داستان خود را به نام «روبروی آفتاب» منتشر کرد.
مشهورترین اثر معروفی، «سمفونی مردگان» است که او سال ۱۳۶۸ منتشر کرد. این اثر او مورد تقدیر بنیاد غیردولتی کگدوپ و بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ قرار گرفت و چندبار تجدیدچاپ شد.
عباس معروفی در سال ۱۳۶۹ مجله ادبی «گردون» را پایهگذاری کرد؛ اما این مجله از سوی حکومت جمهوری اسلامی توقیف و او محکوم شد. او بعد از این اتفاق، مهاجرت کرد و به آلمان رفت. معروفی پس از مهاجرت، «خانه هنر و ادبیات هدایت» را در برلین راه اندازی کرد و نشر گردون را از سر گرفت.
عباس معروفی بنیانگذار سه جایزه ادبی «قلم زرین گردون»، «قلم زرین زمانه» و «جایزه ادبی تیرگان» بود. از دیگر آثار شناخته شده عباس معروفی میتوان به «سال بلوا»، «نام تمام مردگان یحیاست» اشاره کرد.
🍏🍎🍃
👏4❤🔥1❤1👍1