ساز و آواز
M.R.Shajarian
🎼❤️🎼
هزار جهد بکردم
که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش
میسرم که نجوشم
مرا به هیچ بدادی و
من هنوز بر آنم
. که از وجود تو مویی
. به عالمی نفروشم
✍حضرت#سعدی
🍏🍎🍃
هزار جهد بکردم
که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش
میسرم که نجوشم
مرا به هیچ بدادی و
من هنوز بر آنم
. که از وجود تو مویی
. به عالمی نفروشم
✍حضرت#سعدی
🍏🍎🍃
❤1👌1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🌖
☀️۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۲۳ شوال ۱۴۴۶
🌲۲۲ آوریل ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و
نشاط زندگی 🌻
-----------------
دومین برگ از تقویم اردیبهشت زیبا
به شادی و آرامش 📆
با آرزوی برگ برگی سبز و شکوفا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
🗓 امروز سه شنبه ☀️🌖
☀️۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۲۳ شوال ۱۴۴۶
🌲۲۲ آوریل ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
روز های بهاری تان به شور و
نشاط زندگی 🌻
-----------------
دومین برگ از تقویم اردیبهشت زیبا
به شادی و آرامش 📆
با آرزوی برگ برگی سبز و شکوفا
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
غـم مخور جانا در ایـن عالم
کـه عالم هیچ نیست
نیست هستیجُز دمی ناچیز
و آن دمـ هیچ نیست
گـر بـه واقع بنگری بینی که ملک لایزال
ابتدا و انتهای هـر دو عالم هیچ نیست
#ملک_الشعرای_بهار🕊
اوقات قشنگ بهاری تان به عشق
🍏🍎🍃
غـم مخور جانا در ایـن عالم
کـه عالم هیچ نیست
نیست هستیجُز دمی ناچیز
و آن دمـ هیچ نیست
گـر بـه واقع بنگری بینی که ملک لایزال
ابتدا و انتهای هـر دو عالم هیچ نیست
#ملک_الشعرای_بهار🕊
اوقات قشنگ بهاری تان به عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
نزدیک شو - محمد مختاری
Mohammad Mokhtari
🥀
نزديک شو اگر چه نگاهت ممنوع است.
زنجيره ی اشاره همچنان از هم پاشيده است
که حلقه های نگاه
در هم قرار نمی گيرد.
دنيا نشانه های ما را
در حول و حوش غفلت خود ديده است و چشم پوشيده است.
نزديک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دويد در زبان
که حنجره به صفت هايش بدگمان شد.
تا اينکه يک شب از خم طاقی يک صدايت
لرزيد و ريخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
يک يک درآمديم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نيمکتی يا زير طاقی
و گوشه ميدانی خلوت کرديم:
سيمای تابخورده که خاک را چون شيارهايش
آراسته است.
و خيره مانده است در نفرتی قديمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نيمکتی نمی بايست بنشينی
و در طراوت خاموشی و فراموشی بنگری
مانا یاد_محمد_مختاري🕊
🍏🍎🍃
نزديک شو اگر چه نگاهت ممنوع است.
زنجيره ی اشاره همچنان از هم پاشيده است
که حلقه های نگاه
در هم قرار نمی گيرد.
دنيا نشانه های ما را
در حول و حوش غفلت خود ديده است و چشم پوشيده است.
نزديک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دويد در زبان
که حنجره به صفت هايش بدگمان شد.
تا اينکه يک شب از خم طاقی يک صدايت
لرزيد و ريخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
يک يک درآمديم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نيمکتی يا زير طاقی
و گوشه ميدانی خلوت کرديم:
سيمای تابخورده که خاک را چون شيارهايش
آراسته است.
و خيره مانده است در نفرتی قديمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نيمکتی نمی بايست بنشينی
و در طراوت خاموشی و فراموشی بنگری
مانا یاد_محمد_مختاري🕊
🍏🍎🍃
👏1🕊1
○
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش برمهر
نسیم پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست،
میان دوسکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می.خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.....!
✍#سهراب_سپهری
سه شنبه بهاری تان به عشق،
امید و شادی صبح تون به خیر
🍏🍎🍃
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش برمهر
نسیم پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست،
میان دوسکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می.خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.....!
✍#سهراب_سپهری
سه شنبه بهاری تان به عشق،
امید و شادی صبح تون به خیر
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👏1
●
می خواهمت چنانکه
شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه
لب تشنه آب را
محو توام چنانکه
ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده
دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه
درختان برای باد
با کودکان خفته
به گهواره تاب را
بایسته ای
چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه
بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که
خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی
چه نیازی جواب را
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
می خواهمت چنانکه
شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه
لب تشنه آب را
محو توام چنانکه
ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده
دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه
درختان برای باد
با کودکان خفته
به گهواره تاب را
بایسته ای
چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه
بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی،
می آفرینمت
چونانکه
التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که
خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی
چه نیازی جواب را
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی یادش سبز
🍏🍎🍃
❤1👏1
Moein- Ey Eshgh [HQ]
🎼❤️🎼
از تمام راز و رمز های عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف سادهی میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
ولی
راستی
دلم
که می شود
#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
از تمام راز و رمز های عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف سادهی میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
ولی
راستی
دلم
که می شود
#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
حقیقت در مجازش بیحجاب است
ز خاک تیره میروید ولیکن
نگاهش بر شعاع آفتاب است
✍#اقبال_لاهوری
🍏🍎🍃
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
حقیقت در مجازش بیحجاب است
ز خاک تیره میروید ولیکن
نگاهش بر شعاع آفتاب است
✍#اقبال_لاهوری
🍏🍎🍃
❤2
●
علامه محمد اقبال لاهوری شاعر ملی پاکستان در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در لاهور به دنیا آمد و تحصیلات خود را در اروپا به پايان رسانید و یکسره تا پایان عمر در خدمت اهداف آرمانی سرزمین خویش باقیماند.
از آنجا که روز درگذشت اقبال یکم اردیبشهت (۱۳۱۷) برابر با روز سعدی و سالگرد سهراب سپهری و استاد بهار است مجالی برای توجه ادیبان و منتقدان به اقبال در محافل ادبی ما باقی نمیماند در حالی که نکوداشت او به واقع وظیفهای بر دوش همه کسانی است که بهزبان و شعر فارسی عشق میورزند و میپذیرند که زبان فارسی همچنان توان آفرینش پیوستگیهای فرهنگی را دارد و البته اینان هنوز داغدار برکنده شدن این فرهنگ و ادبیات از شبهقاره هستند.
اقبال البته در انگلستان درس خوانده بود و با اندیشمندان آنجا مانند براون و نیکلسون دوستی داشت و آثار گوته شاعر ملی آلمان را خوش میداشت اما جاذبه مولوی و عرفان اسلامی مانع خودباختگی اقبال به آن نمودهای فرهنگی بود و این مولویگرایی هم نه تنها عامل بازگشت او به شبهقاره که باعث تحرک و خروش سیاسی این مصلح فرهنگی شد و نهایتا طرح او برای تاسیس کشوری مسلمان و جداشده از جامعه هندوها به بار نشست و محمدعلی جناح را متاثر از او ساخت تا سرانجام در گستره جغرافیای سیاسی، پاکستان متولد شد.
شعر اقبال آهنگ بیدارباش و اتحاد مسلمانان را در خود دارد و میشود او را شاعر فرنگستیز معرفی کرد که مسلمانان را به بیدارشدن از خواب گران غفلت دعوت میکند.
این قدرت تاثیرگذاری اقبال بر جامعه و سیاستمداران را تقریبا در کمتر کسی از شاعران میتوان نشان داد و اقبال در این راه مدیون اندیشه قوی و ارادهای است که مانع خودباختگی او میشود.
برای درک اهمیت کاری که اقبال کرده است بایست یادآور شد در زمان این جوش و جنبش اقبال؛ در ایران برخی شاعران قصیده افتتاح راه آهن و مدح رضاشاه را میخواندند و یا چون نیما گرایش چپ داشتند و برخی هم از هوای شبهای مهتابی میسرودند که اینها البته و الزاما عیب نیست ولی نشان از رویکردهای متفاوت شاعران که دارد!
در این دهههای نزدیک به ما سایه تحولات سیاسی منطقه مانع از قویتر شدن ارتباط فرهنگی ما با شبهقاره شدهاست. کارهایی انجام شدهاست اما اکنون مانند دهه شصت همایش سالانه اقبال در ایران برپا نمیشود و سمت و سوی کارها به جانب بیدل دهلوی گراییده است که در نوع خود کار کجی نیست ولی نبایست به قیمت از دستدادن سرمایهای بزرگ چون اقبال و زبان فارسی در پاکستان باشد.
سخن اقبال همیشه تازه و شنیدنی است:
"چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیدهام از روزن دیوار زندان شما"
بیش از پیش به اقبال، اقبال داشتهباشیم
#دکتر عبدالرضا_مدرس زاده
برداشت از کانال گالری تصاویر
🍏🍎🍃
علامه محمد اقبال لاهوری شاعر ملی پاکستان در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در لاهور به دنیا آمد و تحصیلات خود را در اروپا به پايان رسانید و یکسره تا پایان عمر در خدمت اهداف آرمانی سرزمین خویش باقیماند.
از آنجا که روز درگذشت اقبال یکم اردیبشهت (۱۳۱۷) برابر با روز سعدی و سالگرد سهراب سپهری و استاد بهار است مجالی برای توجه ادیبان و منتقدان به اقبال در محافل ادبی ما باقی نمیماند در حالی که نکوداشت او به واقع وظیفهای بر دوش همه کسانی است که بهزبان و شعر فارسی عشق میورزند و میپذیرند که زبان فارسی همچنان توان آفرینش پیوستگیهای فرهنگی را دارد و البته اینان هنوز داغدار برکنده شدن این فرهنگ و ادبیات از شبهقاره هستند.
اقبال البته در انگلستان درس خوانده بود و با اندیشمندان آنجا مانند براون و نیکلسون دوستی داشت و آثار گوته شاعر ملی آلمان را خوش میداشت اما جاذبه مولوی و عرفان اسلامی مانع خودباختگی اقبال به آن نمودهای فرهنگی بود و این مولویگرایی هم نه تنها عامل بازگشت او به شبهقاره که باعث تحرک و خروش سیاسی این مصلح فرهنگی شد و نهایتا طرح او برای تاسیس کشوری مسلمان و جداشده از جامعه هندوها به بار نشست و محمدعلی جناح را متاثر از او ساخت تا سرانجام در گستره جغرافیای سیاسی، پاکستان متولد شد.
شعر اقبال آهنگ بیدارباش و اتحاد مسلمانان را در خود دارد و میشود او را شاعر فرنگستیز معرفی کرد که مسلمانان را به بیدارشدن از خواب گران غفلت دعوت میکند.
این قدرت تاثیرگذاری اقبال بر جامعه و سیاستمداران را تقریبا در کمتر کسی از شاعران میتوان نشان داد و اقبال در این راه مدیون اندیشه قوی و ارادهای است که مانع خودباختگی او میشود.
برای درک اهمیت کاری که اقبال کرده است بایست یادآور شد در زمان این جوش و جنبش اقبال؛ در ایران برخی شاعران قصیده افتتاح راه آهن و مدح رضاشاه را میخواندند و یا چون نیما گرایش چپ داشتند و برخی هم از هوای شبهای مهتابی میسرودند که اینها البته و الزاما عیب نیست ولی نشان از رویکردهای متفاوت شاعران که دارد!
در این دهههای نزدیک به ما سایه تحولات سیاسی منطقه مانع از قویتر شدن ارتباط فرهنگی ما با شبهقاره شدهاست. کارهایی انجام شدهاست اما اکنون مانند دهه شصت همایش سالانه اقبال در ایران برپا نمیشود و سمت و سوی کارها به جانب بیدل دهلوی گراییده است که در نوع خود کار کجی نیست ولی نبایست به قیمت از دستدادن سرمایهای بزرگ چون اقبال و زبان فارسی در پاکستان باشد.
سخن اقبال همیشه تازه و شنیدنی است:
"چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیدهام از روزن دیوار زندان شما"
بیش از پیش به اقبال، اقبال داشتهباشیم
#دکتر عبدالرضا_مدرس زاده
برداشت از کانال گالری تصاویر
🍏🍎🍃
👌3