معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
306 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
📆


سلام و درودی به مهر دوستانم
صبح زیبای بهاری تان به طراوت
عشق و امید و به حلاوت لحظه
لحظه های حضور و شوق زندگی
هر چند آسمان ابری، خورشید اما
از پس ابرها برون خواهد آمد🌻
چشمه ها خواهند جوشید، غنچه
های امید خواهند شکفت و گندم
زاران خواهند رویید و قدم های
کوچه و خیابان با عشق و امید باز
هم آفتابی خواهد شد🌱❤️💚❤️
نگاه سبز آفرینش بدرقه ی گام به
گام حضورتان... پنجره ی آرزوها
یتان گشوده به آغوش پرمهر خدا

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
2🙏1


سلام ! به صبح
که خورشید نگاه اش را
در شبنمِ چشم هایِ تو
نقش می زند؛

و دست هایِ من در زایشِ
زلالِ عشق سبز می شوند
تا گونه هایِ خاک
زیرِ بارشِ
بوسه هایِ یاد تو
رویشی دوباره آغاز کند

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به روشنای آفتاب و مهر
روز زیبای بهاری تان به عشق
🍏🍎🍃
3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
حسام الدین سراج
🎼❤️🎼


ای روشنایی سحر،
ای آفتاب پاک
ای مرز جاودانۀ نیکی
من با امید وصل تو
شب را شکسته‌ام
من در هوای عشق تو
از شب گذشته‌ام...

#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
2😍2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😍1


بشنو، بانوی من!
برای آن‌که لحظه‌هایی سرشار از خلوص و احساس و عاطفه داشته باشی، باید که چیزهایی را از کودکی با خودت آورده باشی؛ و گهگاه، کاملاً سبکسرانه و بازیگوشانه رفتار کرده باشی.
انسانی که یادهای تلخ و شیرینی را، از کودکی، در قلب و روح خود نگه ندارد و نداند که در برخی لحظه‌ها واقعاً باید کودکانه به زندگی نگاه کند، شقی و بی‌ترحم خواهد شد.

حبیب من!
هرگز از کودکی خویش آن‌قدر فاصله مگیر که صدای فریادهای شادمانه‌اش را نشنوی، یا صدای گریه‌های مملو از گرسنگی و تشنگی‌اش را...
اینک دست‌های مهربانت را به من بسپار تا به یاد آن‌ها بیاورم که چگونه باید زلف عروسک‌ها را نوازش کرد.

#نادر_ابراهيمی
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
🍏🍎🍃
4👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2


از بامداد روی تو
دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو
یا رب چه دلرباست

امروز در جمال تو
خود لطف دیگرست
امروز هر چه
عاشق شیدا کند سزاست

صد چشم وام خواهم
این وام از کی خواهم و
آن چشم خود که راست_

#مولانای_جان
دیوان شمس/ غزل شماره ۴۵۰
🍏🍎🍃
2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


هروقت یکی می‌گرید، دیگری می‌خندد. دوست عزیز، این قانون عالم است، رمز کمال همه جانبهٔ آن است. اگر غیر از گریه چیزی در میان نباشد، حاصل یکنواختی محض است و اگر جز خنده چیزی نشنوی خسته‌کننده است. اما توزیع متناسب اشک و دست‌افشانی، هق‌هق و نغمه‌خوانی، روح عالم را از تنوع لازم برخوردار می‌کند و این روح بدل به توازن حیات می‌شود.

📕#کینکاس_بوربا
#ماشادو_د_آسیس
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎼❤️🎼

ترانه شهمیرزادی :
تو چوچ کل پیشی ندا

با صدای: هوشین
ترانه سرا ؛ محمد اسماعیل صیادی
تنظیم : بهاره عمرانی
تهیه کننده : رضا کساییان

تاریخ انتشار: ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
شهمیرزاد ویکی
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 58
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_58
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
که هر چه بر سرِ ما می‌رود ارادتِ اوست
نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر
نهادم آینه‌ها در مقابلِ رخِ دوست
صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟
که چون شِکَنجِ ورق‌هایِ غنچه تو بر توست
نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس
بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟
که بادْ غالیه‌سا گشت و خاکْ عنبربوست
نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن است
فدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست
زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است
چه جای کِلکِ بریده‌زبانِ بیهُده‌گوست؟
رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست
نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


❗️جعلیات

قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند

به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند

چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند

همه ازحجره‌ها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند

به هرانگیزه و با هر بهانه
مسلمان، نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز، مردان را گرفتند

سراغ سفره ها، نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان راگرفتند

یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند

یکی آفتابه دزدی گشت افشاء
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند

یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالف‌های ایشان را گرفتند

بده مژده به دزدان خزانه
که شاکی‌های آنان را گرفتند

چو شد درآستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند

نمی خواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند

چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند

به قم از روی توضیح‌المسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند

به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند

به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدایی شد که چوپان را گرفتند

به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان راگرفتند

مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بند تنبان را گرفتند

همه این‌ها جهنم؛ این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند

انتشار با نام سیمین بهبهانی معتبر نیست.

#هادی_خرسندی
🍏🍎🍃
👍1🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM