.
بزرگترین لذت در زندگی
انجام کاری است که دیگران میگویند:
تو نمیتوانی!
#رومن_به_روایت_پولانسکی
#رومن_پولانسکی
🍏🍎🍃
بزرگترین لذت در زندگی
انجام کاری است که دیگران میگویند:
تو نمیتوانی!
#رومن_به_روایت_پولانسکی
#رومن_پولانسکی
🍏🍎🍃
۰
زمانی که پایم را از در زندان بیرون گذاشته
و به طرف دروازه ای که به آزادی من
منتهی میشد قدم زدم،
میدانستم که اگر تلخی ها
و نفرت ها را با خود از زندان بيرون ببرم،
در بيرون زندان نيز زندانی خواهم بود.
#نلسون_ماندلا
🍏🍎🍃
زمانی که پایم را از در زندان بیرون گذاشته
و به طرف دروازه ای که به آزادی من
منتهی میشد قدم زدم،
میدانستم که اگر تلخی ها
و نفرت ها را با خود از زندان بيرون ببرم،
در بيرون زندان نيز زندانی خواهم بود.
#نلسون_ماندلا
🍏🍎🍃
۰
با دانه دانه اشک تو خورشید
دریای مرده را
به خروشی خجسته میخواند.
با جرعه جرعه شهد صدایت شب
شنریزه های راکد ساحل را
تا سربلند کردن امواج
به پیش میراند...
با تکه تکه های بلور نگاهت بهار
شبجامه میکند
تَنِ گلهای نیمه خواب......
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
با دانه دانه اشک تو خورشید
دریای مرده را
به خروشی خجسته میخواند.
با جرعه جرعه شهد صدایت شب
شنریزه های راکد ساحل را
تا سربلند کردن امواج
به پیش میراند...
با تکه تکه های بلور نگاهت بهار
شبجامه میکند
تَنِ گلهای نیمه خواب......
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
.
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت،
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و
دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند،
که ره تاریک و لغزان است
وگر دستِ محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه میآید برون،
ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من!
ای ترسای پیرِ پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!
منم من، میهمان هر شبت، لولیوَشِ مغموم
منم من، سنگ تیپاخوردهی رنجور
منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
حریفا! میزبانا!
میهمان سال و ماهت پشتِ در
چون موج میلرزد.
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه میگویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت میدهد،
بر آسمان این سرخیِ بعد از سحرگه نیست
حریفا!
گوش سرما برده است این،
یادگار سیلیِ سردِ زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نُه توی مرگ اندود،
پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز،
شب با روز یکسان است
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته،
سرها در گریبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلتهای بلورآجین
زمین دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است.
#مهدی_اخوانثالث
🍏🍎🍃
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت،
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و
دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند،
که ره تاریک و لغزان است
وگر دستِ محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه میآید برون،
ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من!
ای ترسای پیرِ پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!
منم من، میهمان هر شبت، لولیوَشِ مغموم
منم من، سنگ تیپاخوردهی رنجور
منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
حریفا! میزبانا!
میهمان سال و ماهت پشتِ در
چون موج میلرزد.
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه میگویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت میدهد،
بر آسمان این سرخیِ بعد از سحرگه نیست
حریفا!
گوش سرما برده است این،
یادگار سیلیِ سردِ زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نُه توی مرگ اندود،
پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز،
شب با روز یکسان است
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته،
سرها در گریبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلتهای بلورآجین
زمین دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است.
#مهدی_اخوانثالث
🍏🍎🍃
برخیز شتربانا بربند کجاوه
ادیب الممالک فراهانی
✨🤍✨
برخیز شتربانا بربند کجاوه
بخشی از مسمط درخشان:
#ادیبالممالک_فراهانی
🎙با خوانش زیبای:
#فریدون_فرحاندوز
🍏🍎🍃
برخیز شتربانا بربند کجاوه
بخشی از مسمط درخشان:
#ادیبالممالک_فراهانی
🎙با خوانش زیبای:
#فریدون_فرحاندوز
🍏🍎🍃
۰
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلألو آفتاب را میبینیم
زیر بوتهای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع
میشود...
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلألو آفتاب را میبینیم
زیر بوتهای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع
میشود...
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
۰
اوشو فیلسوف و آموزگار روحانی هندی که به اسم های ”راجنیش چاندرا جاین” و ”باگوان شری راجنیش” معروف بود .
وی در سال ۱۹۸۹ اسم اشو را برای خود انتخاب کرد. اشو ۱۱ دسامبر سال ۱۹۳۱ در روستای کوچوادا از توابع مدهیا برادش کشور هند، متولد شد.
وی تحصیلاتش را در هند تا درجه استادی فلسفه ادامه داد.
اوشو از کودکی روحی عصیانگر و حقیقت طلب داشت و از همون زمان کودکی تلاش می کرد تا حقیقت رو پیدا کنه و هرگز هیچ دین و آئینی را مورد قبول خود نمیدانست و اصرار داشت هر چیزی را خودش به شخصه تجربه کند! اوشو آخرای دهه ۱۹۶۰ میلادی فنون مراقبه پویا و خاص خود را به جهانیان معرفی کرد.
اشو بر این عقیده بود که انسان عصر نوین چنان در زیر فشار سنت ها و نگرانی های زندگی مدرن قرار گرفته است که پیش از اینکه بتواند وارد حریم مراقبه شود، می بایست فرآیند پاکسازی بسیار عمیقی را از سر بگذراند!!!
🍏🍎🍃
اوشو فیلسوف و آموزگار روحانی هندی که به اسم های ”راجنیش چاندرا جاین” و ”باگوان شری راجنیش” معروف بود .
وی در سال ۱۹۸۹ اسم اشو را برای خود انتخاب کرد. اشو ۱۱ دسامبر سال ۱۹۳۱ در روستای کوچوادا از توابع مدهیا برادش کشور هند، متولد شد.
وی تحصیلاتش را در هند تا درجه استادی فلسفه ادامه داد.
اوشو از کودکی روحی عصیانگر و حقیقت طلب داشت و از همون زمان کودکی تلاش می کرد تا حقیقت رو پیدا کنه و هرگز هیچ دین و آئینی را مورد قبول خود نمیدانست و اصرار داشت هر چیزی را خودش به شخصه تجربه کند! اوشو آخرای دهه ۱۹۶۰ میلادی فنون مراقبه پویا و خاص خود را به جهانیان معرفی کرد.
اشو بر این عقیده بود که انسان عصر نوین چنان در زیر فشار سنت ها و نگرانی های زندگی مدرن قرار گرفته است که پیش از اینکه بتواند وارد حریم مراقبه شود، می بایست فرآیند پاکسازی بسیار عمیقی را از سر بگذراند!!!
🍏🍎🍃
خودت را کاملاً بپذير،
زمانی كه تسليم باشی؛
تمام هستی از تو حمايت ميكند.
هيچ چيز با تو مخالف نخواهد بود.
زيرا تو با هيچ چيز مخالف نيستی
خودت را بپذير؛ هر چه كه هستی
حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذير
تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری
و آسوده باشی، زندگی يعنی آموختن صلح
صلح با ديگران نه، با خودت ...
عشق یک تجربه است
ولی زبان بسيار مكار است
پس مراقب زبانت باش
سكوت را بر خودت تحميل نكن
هيچ چيز را بر خودت تحميل نكن
شادی كن؛ آواز بخوان
بگذار ذهنت خسته شود
آنگاه رفته رفته لحظات كوچكی از سكوت
و آرامش واردت ميشود.
توانايی عشق ورزيدن؛ بزرگترين هنر جهان است
اگر بتوانی ديگری را همانطور كه هست؛
بپذيری و هنوز عاشقش باشی؛
عشق تو واقعی است.
وقتی با عشق به ديگری بنگری؛
او والا ميگردد و منحصر به فرد.
#اشو/0sho
🍏🍎🍃
زمانی كه تسليم باشی؛
تمام هستی از تو حمايت ميكند.
هيچ چيز با تو مخالف نخواهد بود.
زيرا تو با هيچ چيز مخالف نيستی
خودت را بپذير؛ هر چه كه هستی
حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذير
تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری
و آسوده باشی، زندگی يعنی آموختن صلح
صلح با ديگران نه، با خودت ...
عشق یک تجربه است
ولی زبان بسيار مكار است
پس مراقب زبانت باش
سكوت را بر خودت تحميل نكن
هيچ چيز را بر خودت تحميل نكن
شادی كن؛ آواز بخوان
بگذار ذهنت خسته شود
آنگاه رفته رفته لحظات كوچكی از سكوت
و آرامش واردت ميشود.
توانايی عشق ورزيدن؛ بزرگترين هنر جهان است
اگر بتوانی ديگری را همانطور كه هست؛
بپذيری و هنوز عاشقش باشی؛
عشق تو واقعی است.
وقتی با عشق به ديگری بنگری؛
او والا ميگردد و منحصر به فرد.
#اشو/0sho
🍏🍎🍃