This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
از خون جوانان وطن لاله دمیده
عارف قزوینی:
سالروز سفرش گرامی🕊
تصنیفسرا و شاعر بزرگ عصر مشروطه
تصنیف «از خون جوانان وطن...»
با صدای استادان شجریان و پریسا
🍏🍎🍃
از خون جوانان وطن لاله دمیده
عارف قزوینی:
سالروز سفرش گرامی🕊
تصنیفسرا و شاعر بزرگ عصر مشروطه
تصنیف «از خون جوانان وطن...»
با صدای استادان شجریان و پریسا
🍏🍎🍃
🙏1🕊1
○
شب عاشقان بیدل
چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب
در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم
که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر
که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم
که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست
که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت
نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان
ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت
که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم
که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را
که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری
که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم
چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم
و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی
غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و
سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی
به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
شب عاشقان بیدل
چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب
در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم
که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر
که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم
که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست
که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت
نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان
ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت
که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم
که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را
که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری
که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم
چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم
و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی
غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و
سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی
به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
در ذهن خود
تصویری از فردا نمی بینی
رویایی از آزادی دنیا نمی بینی!
گفتی که:
" شاعر!
از کدامین صبح می گویی؟
شب را مگر
یک عمر، پابرجا نمی بینی؟
در سایه ی
تک قارچ های سمی جنگل
خوش رقصی
هرزه علف ها را نمی بینی؟"
محبوب من !
وقتی بشویی چشم هایت را
فرقی میان زشت با زیبا نمی بینی
فردا که خورشید
از حصار شاخه ها سرزد
سوسویی از
شبتاب ها حتی نمی بینی
قصر شنی را
موج خواهد برد و در ساحل
جز جشن شاد ِ
گوش ماهی ها نمی بینی
من زنده خواهم ماند
تا آن روز و باور کن
با من خودت را
لحظه ای تنها نمی بینی.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
در ذهن خود
تصویری از فردا نمی بینی
رویایی از آزادی دنیا نمی بینی!
گفتی که:
" شاعر!
از کدامین صبح می گویی؟
شب را مگر
یک عمر، پابرجا نمی بینی؟
در سایه ی
تک قارچ های سمی جنگل
خوش رقصی
هرزه علف ها را نمی بینی؟"
محبوب من !
وقتی بشویی چشم هایت را
فرقی میان زشت با زیبا نمی بینی
فردا که خورشید
از حصار شاخه ها سرزد
سوسویی از
شبتاب ها حتی نمی بینی
قصر شنی را
موج خواهد برد و در ساحل
جز جشن شاد ِ
گوش ماهی ها نمی بینی
من زنده خواهم ماند
تا آن روز و باور کن
با من خودت را
لحظه ای تنها نمی بینی.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
❤2👌2
○
درودی به سبزینگی ِ مهر و دوستی
صبح تون به خیر روزتان شاد ❤️
قدم های دومین روز بهمن ماه به
شور و نشاط زندگی
نگاه پرمهر خداوند مهربان بدرقه ی
لحظه لحظه های حضورتان🤍💚
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درودی به سبزینگی ِ مهر و دوستی
صبح تون به خیر روزتان شاد ❤️
قدم های دومین روز بهمن ماه به
شور و نشاط زندگی
نگاه پرمهر خداوند مهربان بدرقه ی
لحظه لحظه های حضورتان🤍💚
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🥰1
○
مهربانا!
آفتاب معرفت را؛
بر دل های مان بتابان
یاری مان ده؛
تا در مسیری قدم برداریم
که نه بالِ پرنده ای بشکند
و نه قلب شاپرکی در باد
یاری مان ده؛
تا گره گشا باشیم
نه گره ای کور بر دست و پای
تیک تاک لحظه های روشن شاد
یاری مان ده
تا کلید عشق و شادی و مهر باشیم
نه قفل های زنگ زده ی اندوه
دست ها مان را بگیر
تا دست گیرِ مرغکی بی بال باشیم
نه تیر کمان های جهل...
باران باشیم و بباریم بر کویر
خشکیده ی این همه فصل شور
کوله بار اندوه را از قلب های مان
بردار تا لبخند آفتاب باشیم
بر آسمان ابری ِ
دل هایی این همه دور
بر قلب های مان جاری نور باش
تا فانوسی باشیم...
در تاریکی های ِ
این همه شب بی چراغِ کور ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
مهربانا!
آفتاب معرفت را؛
بر دل های مان بتابان
یاری مان ده؛
تا در مسیری قدم برداریم
که نه بالِ پرنده ای بشکند
و نه قلب شاپرکی در باد
یاری مان ده؛
تا گره گشا باشیم
نه گره ای کور بر دست و پای
تیک تاک لحظه های روشن شاد
یاری مان ده
تا کلید عشق و شادی و مهر باشیم
نه قفل های زنگ زده ی اندوه
دست ها مان را بگیر
تا دست گیرِ مرغکی بی بال باشیم
نه تیر کمان های جهل...
باران باشیم و بباریم بر کویر
خشکیده ی این همه فصل شور
کوله بار اندوه را از قلب های مان
بردار تا لبخند آفتاب باشیم
بر آسمان ابری ِ
دل هایی این همه دور
بر قلب های مان جاری نور باش
تا فانوسی باشیم...
در تاریکی های ِ
این همه شب بی چراغِ کور ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
زادگاه قوهای سیاه استرالیا است. قبل از ورود اروپایی ها به استرالیا، آنها معتقد بودند که قوهای سیاه یک افسانه است.
قوهای سیاه اکنون تقریباً در سراسر جهان از جمله نیوزلند، تاسمانی، آمریکای جنوبی، آسیای شرقی و اروپا یافت می شوند. آنها را می توان در دریاچه ها، رودخانه ها، مرداب ها و تالاب های با پوشش گیاهی غنی یافت.
🍏🍎🍃
زادگاه قوهای سیاه استرالیا است. قبل از ورود اروپایی ها به استرالیا، آنها معتقد بودند که قوهای سیاه یک افسانه است.
قوهای سیاه اکنون تقریباً در سراسر جهان از جمله نیوزلند، تاسمانی، آمریکای جنوبی، آسیای شرقی و اروپا یافت می شوند. آنها را می توان در دریاچه ها، رودخانه ها، مرداب ها و تالاب های با پوشش گیاهی غنی یافت.
🍏🍎🍃
👌2
○
بیا اسم تو را
بگذاریم باران
و من بی چتر در صدای خنده هات
کودکانه بازی کنم
خیس شوم
و نگاهم به تو باشد...
می شود؟
یا بیا اسم تو را
بگذاریم روی هر چیز خوب
باران، خورشید، جنگل، دریا، کوه، شادی، آسمان
تو را هم
به همان اسم خودت صدا کنیم
و من نگاهم به تو باشد
نمی شود؟!
✍#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
بیا اسم تو را
بگذاریم باران
و من بی چتر در صدای خنده هات
کودکانه بازی کنم
خیس شوم
و نگاهم به تو باشد...
می شود؟
یا بیا اسم تو را
بگذاریم روی هر چیز خوب
باران، خورشید، جنگل، دریا، کوه، شادی، آسمان
تو را هم
به همان اسم خودت صدا کنیم
و من نگاهم به تو باشد
نمی شود؟!
✍#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
❤1👌1