○
من تو را؛
در نفسِ ساکتِ شب بوییدم
و در آغوشِ خیالِ مهتاب
قلبِ تبدارِ تو را؛ بوسیدم
با تو من بذر شدم
سبز شدم؛ روییدم!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
من تو را؛
در نفسِ ساکتِ شب بوییدم
و در آغوشِ خیالِ مهتاب
قلبِ تبدارِ تو را؛ بوسیدم
با تو من بذر شدم
سبز شدم؛ روییدم!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1🙏1
Door Az Nafasat
Arman Garshasbi
🎼❤️🎼
با من چه کردی
که تا نامت را میگویم
لبهایم میسوزد...؟!
--------------------------------
تو در منی ...
مثل آسمان، مهتاب ؛
مثل چشم هایِ
پنجره بی تاب؛
مثل بغضِ شب؛
بی خواب
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با من چه کردی
که تا نامت را میگویم
لبهایم میسوزد...؟!
--------------------------------
تو در منی ...
مثل آسمان، مهتاب ؛
مثل چشم هایِ
پنجره بی تاب؛
مثل بغضِ شب؛
بی خواب
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1🙏1
●
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه. ☀️🌙
☀️ ۲ بهمن ۱۴۰۳
🌙۲۰ رجب ۱۴۴۶
🌲۲۱ ژانویه ۲۰۲۵
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
‐---------------------------
قدم های زندگی سبز و شکوفا.
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه. ☀️🌙
☀️ ۲ بهمن ۱۴۰۳
🌙۲۰ رجب ۱۴۴۶
🌲۲۱ ژانویه ۲۰۲۵
-------☃️-------☔️---------
---------------🌧---------☃️----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا...
‐---------------------------
قدم های زندگی سبز و شکوفا.
---------------------------------
من برای زمستان دلت؛
آتشِ افروخته یِ عشق را
آرزو می کنم ...
تا که در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی ؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند ...
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
🎼نمیدانم چه در پیمانه کردی
🗣#بانو_پریسا
------------------------------
نمیدانم چه در پیمانه کردی
تو لیلیوش مرا دیوانه کردی
چه شد اندر دل من جا گرفتی
مکان در خانهی ویرانه کردی
✍#عارف_قزوینی
🍏🍎🍃
🎼نمیدانم چه در پیمانه کردی
🗣#بانو_پریسا
------------------------------
نمیدانم چه در پیمانه کردی
تو لیلیوش مرا دیوانه کردی
چه شد اندر دل من جا گرفتی
مکان در خانهی ویرانه کردی
✍#عارف_قزوینی
🍏🍎🍃
❤1👌1
Episode III
Ahmad Shamlu
❤️🔥❤️
چند بار امید بستی و دام برنهادی
تا دستی یاری دهنده
کلامی مهرآمیز
نوازشی
یا گوشی شنوا
به چنگ آری ؟
چند بار
دامت را تهی یافتی ؟
از پای منشین
آماده شو که دیگر بار و دیگر بار
دام باز گستری...
✍#مارگوت بیکل
🔁احمدشاملو&محمدزرین بال
🍏🍎🍃
چند بار امید بستی و دام برنهادی
تا دستی یاری دهنده
کلامی مهرآمیز
نوازشی
یا گوشی شنوا
به چنگ آری ؟
چند بار
دامت را تهی یافتی ؟
از پای منشین
آماده شو که دیگر بار و دیگر بار
دام باز گستری...
✍#مارگوت بیکل
🔁احمدشاملو&محمدزرین بال
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
از خون جوانان وطن لاله دمیده
عارف قزوینی:
سالروز سفرش گرامی🕊
تصنیفسرا و شاعر بزرگ عصر مشروطه
تصنیف «از خون جوانان وطن...»
با صدای استادان شجریان و پریسا
🍏🍎🍃
از خون جوانان وطن لاله دمیده
عارف قزوینی:
سالروز سفرش گرامی🕊
تصنیفسرا و شاعر بزرگ عصر مشروطه
تصنیف «از خون جوانان وطن...»
با صدای استادان شجریان و پریسا
🍏🍎🍃
🙏1🕊1
○
شب عاشقان بیدل
چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب
در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم
که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر
که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم
که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست
که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت
نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان
ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت
که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم
که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را
که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری
که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم
چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم
و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی
غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و
سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی
به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
شب عاشقان بیدل
چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب
در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم
که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر
که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم
که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست
که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت
نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان
ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت
که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم
که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را
که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری
که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم
چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم
و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی
غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و
سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی
به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
در ذهن خود
تصویری از فردا نمی بینی
رویایی از آزادی دنیا نمی بینی!
گفتی که:
" شاعر!
از کدامین صبح می گویی؟
شب را مگر
یک عمر، پابرجا نمی بینی؟
در سایه ی
تک قارچ های سمی جنگل
خوش رقصی
هرزه علف ها را نمی بینی؟"
محبوب من !
وقتی بشویی چشم هایت را
فرقی میان زشت با زیبا نمی بینی
فردا که خورشید
از حصار شاخه ها سرزد
سوسویی از
شبتاب ها حتی نمی بینی
قصر شنی را
موج خواهد برد و در ساحل
جز جشن شاد ِ
گوش ماهی ها نمی بینی
من زنده خواهم ماند
تا آن روز و باور کن
با من خودت را
لحظه ای تنها نمی بینی.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
در ذهن خود
تصویری از فردا نمی بینی
رویایی از آزادی دنیا نمی بینی!
گفتی که:
" شاعر!
از کدامین صبح می گویی؟
شب را مگر
یک عمر، پابرجا نمی بینی؟
در سایه ی
تک قارچ های سمی جنگل
خوش رقصی
هرزه علف ها را نمی بینی؟"
محبوب من !
وقتی بشویی چشم هایت را
فرقی میان زشت با زیبا نمی بینی
فردا که خورشید
از حصار شاخه ها سرزد
سوسویی از
شبتاب ها حتی نمی بینی
قصر شنی را
موج خواهد برد و در ساحل
جز جشن شاد ِ
گوش ماهی ها نمی بینی
من زنده خواهم ماند
تا آن روز و باور کن
با من خودت را
لحظه ای تنها نمی بینی.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
❤2👌2