Elissa
Elissa
🎼❤️🎼
الیسا:عایشالک ۲۰۰۲
------------------------------
بی سر...
خواب تو را میبینم
بی پر...
به بامِ تو میپرم
انگورِ سیاهم
به بوی دهان تو شراب میشوم !
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
الیسا:عایشالک ۲۰۰۲
------------------------------
بی سر...
خواب تو را میبینم
بی پر...
به بامِ تو میپرم
انگورِ سیاهم
به بوی دهان تو شراب میشوم !
#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
❤4👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
قدم های پایانی برگ ریزان زیبا به عشق و برکات و رحمات سبز الهی
🍏🍎🍃
قدم های پایانی برگ ریزان زیبا به عشق و برکات و رحمات سبز الهی
🍏🍎🍃
😍2❤1
○
لب های ِ سپیدِ
صبح را به هم دوخته اند
گیسوان سیاه شب را کوتاه کنید!
تا آسمان گستره یِ
بال های سبزِ پرنده شود؛
دیوارهای ِ غربتِ فهم، فرو ریزد
و آفتاب از پس ظلمتِ
این همه شب کور ...
میعادِ دوباره ی ِ آبی ِعشق شود!
#فرح_فریماااا📕معمای_ عشق
درودی به روشنای آفتاب و مهر
🍏🍎🍃
لب های ِ سپیدِ
صبح را به هم دوخته اند
گیسوان سیاه شب را کوتاه کنید!
تا آسمان گستره یِ
بال های سبزِ پرنده شود؛
دیوارهای ِ غربتِ فهم، فرو ریزد
و آفتاب از پس ظلمتِ
این همه شب کور ...
میعادِ دوباره ی ِ آبی ِعشق شود!
#فرح_فریماااا📕معمای_ عشق
درودی به روشنای آفتاب و مهر
🍏🍎🍃
❤2👌1
🙏1👌1
○
سختترین و خوشبختترین چیزها این است که کسی در رنجهایش، در رنجهای ناخواستهاش، عاشق این زندگی باشد.
✍ #لئو_تولستوی
📕 جنگ و صلح
🍏🍎🍃
سختترین و خوشبختترین چیزها این است که کسی در رنجهایش، در رنجهای ناخواستهاش، عاشق این زندگی باشد.
✍ #لئو_تولستوی
📕 جنگ و صلح
🍏🍎🍃
👌2
Elahi
Shahram Solati
🎼❤️🎼
🗣#شهرام_صولتی
-------------------------
به خودم آمدم؛
انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از
دل به کسی بستن بود ...
✍#علیرضا_آذر
🍏🍎🍃
🗣#شهرام_صولتی
-------------------------
به خودم آمدم؛
انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از
دل به کسی بستن بود ...
✍#علیرضا_آذر
🍏🍎🍃
❤3😍1
○
فرهنگ، داشتن ذهنی مملو از دانستهها نيست، بلكه توانايی ذهن ماست در درك زندگی، شناخت موقعيتی كه در آن قرار داريم و فهم روابطی كه با انسانهای ديگر داريم. كسی دارای فرهنگ است كه به خودآگاهی دست يافته و قادر به برقراری روابطی پايدار با تمام موجودات ديگر باشد. فرهنگ و فلسفه چيزهای يكسانی هستند. هر انسانی كم و بيش يك فيلسوف است: هرچه انسانيت بيشتری داشته باشد، فيلسوفتر خواهد بود. فرهنگ، فلسفه و انسانيت، همگی گزارههايی قابل ارجاع به يكديگر هستند. بطوريكه هركه بخواهد، مي تواند فيلسوف و بافرهنگ باشد؛ فقط كافيست با انسانها زندگی كند، به عبارتی، در پی تفسير كنشهای خود و ديگران در ذهن خويش باشد. چشمهايش را هميشه باز نگه دارد، و نسبت به همه چيز و همه كس كنجكاو باشد؛ برای فهم هرچه بيشتر ارگانيسمی كه به آن تعلق دارد، تقلا كند؛ با تمام نيروی آگاهی، شورمندی و ارادهی خود، بر زندگی تاثير بگذارد؛ هرگز سستی و كاهلی به خود راه ندهد، برای زندگی ارزشی واقعی قائل باشد، و با آمادگی كامل، هرجا كه نياز بود از زندگی دفاع و حتی آن را فدا كند. فرهنگ معنای ديگری ندارد.
👤#آنتونیو_گرامشی
🍏🍎🍃
فرهنگ، داشتن ذهنی مملو از دانستهها نيست، بلكه توانايی ذهن ماست در درك زندگی، شناخت موقعيتی كه در آن قرار داريم و فهم روابطی كه با انسانهای ديگر داريم. كسی دارای فرهنگ است كه به خودآگاهی دست يافته و قادر به برقراری روابطی پايدار با تمام موجودات ديگر باشد. فرهنگ و فلسفه چيزهای يكسانی هستند. هر انسانی كم و بيش يك فيلسوف است: هرچه انسانيت بيشتری داشته باشد، فيلسوفتر خواهد بود. فرهنگ، فلسفه و انسانيت، همگی گزارههايی قابل ارجاع به يكديگر هستند. بطوريكه هركه بخواهد، مي تواند فيلسوف و بافرهنگ باشد؛ فقط كافيست با انسانها زندگی كند، به عبارتی، در پی تفسير كنشهای خود و ديگران در ذهن خويش باشد. چشمهايش را هميشه باز نگه دارد، و نسبت به همه چيز و همه كس كنجكاو باشد؛ برای فهم هرچه بيشتر ارگانيسمی كه به آن تعلق دارد، تقلا كند؛ با تمام نيروی آگاهی، شورمندی و ارادهی خود، بر زندگی تاثير بگذارد؛ هرگز سستی و كاهلی به خود راه ندهد، برای زندگی ارزشی واقعی قائل باشد، و با آمادگی كامل، هرجا كه نياز بود از زندگی دفاع و حتی آن را فدا كند. فرهنگ معنای ديگری ندارد.
👤#آنتونیو_گرامشی
🍏🍎🍃
👌3
Sarnevesht
Homayoun Shajaryan - RahMusic.IR
🎼❤️🎼
🗣همایون_شجریان
🎼انوشیروان_روحانی
همایون شجریان ماجرای سروده شدن این شعر را این طور بیان کرده است:
«شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته انوشیروان روحانی به سالها پیش مربوط میشود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترم شان، به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آن جا روی تابلوی خطی این طور نوشته شده بود: «سرنوشت را باید از سر نوشت»؛ دوستان شاعر ایشان آن را بسط میدهند و ایشان هم آهنگ را خلق میکنند.»
🍏🍎🍃
🗣همایون_شجریان
🎼انوشیروان_روحانی
همایون شجریان ماجرای سروده شدن این شعر را این طور بیان کرده است:
«شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته انوشیروان روحانی به سالها پیش مربوط میشود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترم شان، به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آن جا روی تابلوی خطی این طور نوشته شده بود: «سرنوشت را باید از سر نوشت»؛ دوستان شاعر ایشان آن را بسط میدهند و ایشان هم آهنگ را خلق میکنند.»
🍏🍎🍃
👍2👌2
○
بی تو از تقویم من
آینده اش را برده اند
روزهای از خوشی
آکنده اش را برده اند
نیستی، حس می کنم
از نقشه ی سبز شمال
رشته کوه ِ تا ابد
پاینده اش را برده اند
حالِ آن محکوم را دارم
که مثل یک درخت
سمت تبعید و تبر
پرونده اش را برده اند
بی تو مرز کشوری هستم
که دیگر دشمنان
از زمین و آسمان
ته مانده اش را برده اند
زندگی دیگر
نمایشنامه ای جذّاب نیست
دلقکی پیرم که غم ها
خنده اش را برده اند
بی تو یک کنسرت
ناکوکم که جمع ِ سازها
آبروی کهنه ی
خواننده اش را برده اند
عاقبت یکروز می بینی
که از میدان جنگ
روی دوش دیگران
رزمنده اش را برده اند!
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
بی تو از تقویم من
آینده اش را برده اند
روزهای از خوشی
آکنده اش را برده اند
نیستی، حس می کنم
از نقشه ی سبز شمال
رشته کوه ِ تا ابد
پاینده اش را برده اند
حالِ آن محکوم را دارم
که مثل یک درخت
سمت تبعید و تبر
پرونده اش را برده اند
بی تو مرز کشوری هستم
که دیگر دشمنان
از زمین و آسمان
ته مانده اش را برده اند
زندگی دیگر
نمایشنامه ای جذّاب نیست
دلقکی پیرم که غم ها
خنده اش را برده اند
بی تو یک کنسرت
ناکوکم که جمع ِ سازها
آبروی کهنه ی
خواننده اش را برده اند
عاقبت یکروز می بینی
که از میدان جنگ
روی دوش دیگران
رزمنده اش را برده اند!
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
❤2👌2❤🔥1