○
سیذارتا به مرد گیل کش گفت: «رودخانه زیبایی است.» گیل کش گفت: «آری رودخانه بسیار زیبایی است. از همه چیز بیشتر دوستش دارم. چه بسیار به آن گوش داده ام، به آن خیره شده ام و همواره چیزی از آن آموخته ام. از رودخانه بسیار چیزها می توان آموخت.» سیذارتا گفت: «ای نیکمرد، ترا سپاس می گزارم» و بر کناره دیگر فرود آمد و گفت: «بدبختانه نه چیزی با خود دارم که به تو بدهم نه مزدی. من بی خانمانم، پسر برهمنم، شمنم.» گیل کش گفت: «این پیدا بود، و من از تو چیزی یا مزدی چشم نداشتم. بار دیگر آن را به من خواهی داد.» سیذارتا به خوشدلی پرسید: «چنین گمان داری؟» گیل کش گفت: «بی گمان. این را نیز از رودخانه آموخته ام. همه چیز باز می گردد. تو ای شمن باز خواهی آمد. اکنون بدرود! همان دوستی تو نزد من باشد! کاش هنگام قربانی دادن به خدایان یاد من باشی!»
.............
می توان به گدایی مهر رفت، می توان مهر را خرید یا پیشکش گرفت یا در کوچه یافت اما مهر را هرگز نمی توان از کسی دزدید.
✍# هرمان هسه
📕 #سیذارتا
🍏🍎🍃
سیذارتا به مرد گیل کش گفت: «رودخانه زیبایی است.» گیل کش گفت: «آری رودخانه بسیار زیبایی است. از همه چیز بیشتر دوستش دارم. چه بسیار به آن گوش داده ام، به آن خیره شده ام و همواره چیزی از آن آموخته ام. از رودخانه بسیار چیزها می توان آموخت.» سیذارتا گفت: «ای نیکمرد، ترا سپاس می گزارم» و بر کناره دیگر فرود آمد و گفت: «بدبختانه نه چیزی با خود دارم که به تو بدهم نه مزدی. من بی خانمانم، پسر برهمنم، شمنم.» گیل کش گفت: «این پیدا بود، و من از تو چیزی یا مزدی چشم نداشتم. بار دیگر آن را به من خواهی داد.» سیذارتا به خوشدلی پرسید: «چنین گمان داری؟» گیل کش گفت: «بی گمان. این را نیز از رودخانه آموخته ام. همه چیز باز می گردد. تو ای شمن باز خواهی آمد. اکنون بدرود! همان دوستی تو نزد من باشد! کاش هنگام قربانی دادن به خدایان یاد من باشی!»
.............
می توان به گدایی مهر رفت، می توان مهر را خرید یا پیشکش گرفت یا در کوچه یافت اما مهر را هرگز نمی توان از کسی دزدید.
✍# هرمان هسه
📕 #سیذارتا
🍏🍎🍃
👌1
❥❥ @shatel_music ❥❥
محمدرضا هدایتی ♧ باتو آرومم
🎼❤️🎼
🗣#محمد_رضا_هدایتی
🎼#با تو آروومم
تو واسم
مثه بارونی
تو واسم مثه رویایی....
----------------------------
دوستم داشته باش!
تا واژه ها بذر شوند ،
جوانه بزنند
و بشکفد شعر ...
دوستم داشته باش!
تا پرنده عاشق شود ...
و عشق در رگ های ِ سبز
زندگی جاری شود
دوستم داشته باش!
تا آفتاب بتابد ، ماه طلوع کند
و خدا با بال های آبی ِ
عشق لبخند بزند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#محمد_رضا_هدایتی
🎼#با تو آروومم
تو واسم
مثه بارونی
تو واسم مثه رویایی....
----------------------------
دوستم داشته باش!
تا واژه ها بذر شوند ،
جوانه بزنند
و بشکفد شعر ...
دوستم داشته باش!
تا پرنده عاشق شود ...
و عشق در رگ های ِ سبز
زندگی جاری شود
دوستم داشته باش!
تا آفتاب بتابد ، ماه طلوع کند
و خدا با بال های آبی ِ
عشق لبخند بزند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
تاوان سنگینی
در این پاییز پس دادم
وقتی که گل های تنم را
نیز پس دادم!
من برگ و بارم را
زمانی که چکاوک ها
بر شاخه ام بودند
حلق آویز، پس دادم!
ابرم ولی
ننگ بدهکاری به دریا را
با سکه های اشک خود
یکریز پس دادم
پیوند با قلب
سیاه شهرتان، هرگز!
این نسخه را در لحظه ی
تجویز، پس دادم
حتی حساب
قهوه ای را که ننوشیدم
در کافه هاتان
بر سر ِ هر میز پس دادم
مزد مترسک بودنم را
داده اید اما
امروز با سودش
سر جالیز، پس دادم
ای زندگی ! مُردم
ولی در خاطرت باشد
من سهم خود را
بابت هر چیز، پس دادم!
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
تاوان سنگینی
در این پاییز پس دادم
وقتی که گل های تنم را
نیز پس دادم!
من برگ و بارم را
زمانی که چکاوک ها
بر شاخه ام بودند
حلق آویز، پس دادم!
ابرم ولی
ننگ بدهکاری به دریا را
با سکه های اشک خود
یکریز پس دادم
پیوند با قلب
سیاه شهرتان، هرگز!
این نسخه را در لحظه ی
تجویز، پس دادم
حتی حساب
قهوه ای را که ننوشیدم
در کافه هاتان
بر سر ِ هر میز پس دادم
مزد مترسک بودنم را
داده اید اما
امروز با سودش
سر جالیز، پس دادم
ای زندگی ! مُردم
ولی در خاطرت باشد
من سهم خود را
بابت هر چیز، پس دادم!
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
👌1
Ashes
Celine Dion
🎼❤️🎼
🗣Celine_Dion
ته کت نازنده چشمان سرمه سائی
ته کت زیبنده بالا دلربایی
ته کت مشکین دو گیسو در قفائی
بمو واجی که سرگردان چرائی
#بابا_طاهر
🍏🍎🍃
🗣Celine_Dion
ته کت نازنده چشمان سرمه سائی
ته کت زیبنده بالا دلربایی
ته کت مشکین دو گیسو در قفائی
بمو واجی که سرگردان چرائی
#بابا_طاهر
🍏🍎🍃
❤1👌1
حلاج و راز انالحق- بخش دوم
اعظم مسعودی
📕✨📕
#حلاج_و_راز_انالحق
نویسنده: #عطاالله_تدین
گوینده: #اعظم_مسعودی
بخش/ دوم
کاری از گروه #کتاب_گوی
--------------------------
اگر عشق نبودی، هستی هم
واقعیت نداشتی ...
جاودانگی در عشق است و
ایثار و فنا ...
🍏🍎🍃
#حلاج_و_راز_انالحق
نویسنده: #عطاالله_تدین
گوینده: #اعظم_مسعودی
بخش/ دوم
کاری از گروه #کتاب_گوی
--------------------------
اگر عشق نبودی، هستی هم
واقعیت نداشتی ...
جاودانگی در عشق است و
ایثار و فنا ...
🍏🍎🍃
❤1
○
خانه ام ابریست
یکسره روی زمین ابریست
با آن. از فراز گردنه
خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نیزن که تو را آوای نی بردهست دور از ره کجایی؟...
علی اسفندیاری" نیما یوشیج"
( زاده سال ۱۲۷۶ مازندران -- درگذشته ۱۴ دی ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار شعرنو
او در مدرسه چندان موفق نبود و به تحصيلات آكادميك اهميتی نمیداد. انقلابهای اجتماعی سالهای ۱۳۰۰ - ۱۳۰۱ او را به كنارهگيری از مردم و زندگی در ميان جنگلها و دامان طبيعت و هوای آزاد كشاند و در آنجا اشعار بيشتری سرود.
وی از ۱۳۱۱ ساكن تهران شد و تا اواخر عمر در این شهر ماند. نيما با حركتی كه در طول زندگی خود داشت، نشان داد كه از شعر و هنر، ادراكی عميق و تازه دارد و شايستگی اين را داراست كه در عرصه سرشار و پربار ادب فارسی، بنيانگذار شيوههای نوين باشد. بنابر اين ، شعری را وارد صحنه ادب فارسی کرد كه در عين نداشتن قافيه و رديف، دارای وزن و هجا بود. اين سبك شعر به شعرنو و شعر نيمايی مشهور است
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
خانه ام ابریست
یکسره روی زمین ابریست
با آن. از فراز گردنه
خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نیزن که تو را آوای نی بردهست دور از ره کجایی؟...
علی اسفندیاری" نیما یوشیج"
( زاده سال ۱۲۷۶ مازندران -- درگذشته ۱۴ دی ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار شعرنو
او در مدرسه چندان موفق نبود و به تحصيلات آكادميك اهميتی نمیداد. انقلابهای اجتماعی سالهای ۱۳۰۰ - ۱۳۰۱ او را به كنارهگيری از مردم و زندگی در ميان جنگلها و دامان طبيعت و هوای آزاد كشاند و در آنجا اشعار بيشتری سرود.
وی از ۱۳۱۱ ساكن تهران شد و تا اواخر عمر در این شهر ماند. نيما با حركتی كه در طول زندگی خود داشت، نشان داد كه از شعر و هنر، ادراكی عميق و تازه دارد و شايستگی اين را داراست كه در عرصه سرشار و پربار ادب فارسی، بنيانگذار شيوههای نوين باشد. بنابر اين ، شعری را وارد صحنه ادب فارسی کرد كه در عين نداشتن قافيه و رديف، دارای وزن و هجا بود. اين سبك شعر به شعرنو و شعر نيمايی مشهور است
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
🕊2
○
عزیزم
قلب من رو به تو پرواز میکند
مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ میدهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کردهام ، تعجب نکن . خیلیها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار میکنند . عارضات زمان ، آنها را نمیگذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر ارادهی طبیعی را در خودشان خاموش میسازند.
اما من غیر از آنها و همهی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیدهام . و حالا میخواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدتها است که ذهن مرا تسخیر کرده است.
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونههای تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم.
من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسندهی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارادهی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است.
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور. اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ...
دوست کوه نشین تو نیما
❑نامههای عاشقانهی نیما به عالیه
🍏🍎🍃
عزیزم
قلب من رو به تو پرواز میکند
مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ میدهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کردهام ، تعجب نکن . خیلیها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار میکنند . عارضات زمان ، آنها را نمیگذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر ارادهی طبیعی را در خودشان خاموش میسازند.
اما من غیر از آنها و همهی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیدهام . و حالا میخواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدتها است که ذهن مرا تسخیر کرده است.
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونههای تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم.
من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسندهی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارادهی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است.
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور. اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ...
دوست کوه نشین تو نیما
❑نامههای عاشقانهی نیما به عالیه
🍏🍎🍃
❤2👌1
آی نیزن خانهام ابریست
کامکارها
🎼❤️🎼
▪️خانهام ابریست
▪️کامکارها
▪️نیما یوشیج
خانهام ابریست
یکسره روی زمین ابریست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نیزن که تو را آوای نی بردهست دور از ره کجایی؟
🍏🍎🍃
▪️خانهام ابریست
▪️کامکارها
▪️نیما یوشیج
خانهام ابریست
یکسره روی زمین ابریست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نیزن که تو را آوای نی بردهست دور از ره کجایی؟
🍏🍎🍃
❤1
لئ یارئ ـ یلدا عباسی ـ محسن میرزاده
@shabzendehha
🎼❤️🎼
🎼#لئیارئ
🗣#محسن_میرزاده
🗣#یلدا_عباسی
«لئ یاری» یک آهنگ کرمانجی بسیار غمگین است که اشاره به واقعهای تلخ دارد که بر اثر آن زنان و دختران ایل باچوانلوی که یکی از ایلات مهم ایل بزرگ زعفرانلوی قوچان است به اسارت رفته، گروهی از مردان این ایل شبانه کشته... و زنان و دختران ایل
( از جمله گلنار) به اسارت گرفته می شوند
بهمن جوان عاشقپیشه کرمانجی که چوپانی یکی از گلههای ایل را بر عهده داشت، بعد از آنکه در روز دوم از اسارت گلنار مطلع شد، گله گوسفندان را در کوهستان رها و به محل چادرها برگشت. اما غیر از تلی خاکستر چیزی بر جا ندید. خسته و دلمرده، بر تختهسنگی نشست و درحالیکه در نی هفتبند خود میدمید، بر این فاجعه نفرین فرستاد و آهنگ جدایی خود را از معشوق به فریاد در آورد تا «لئ یاری» بهعنوان سندی از این فاجعه بزرگ بر خاطرهها بماند ...
"سالگرد فاجعه لی یاره"🕊
🍏🍎🍃
🎼#لئیارئ
🗣#محسن_میرزاده
🗣#یلدا_عباسی
«لئ یاری» یک آهنگ کرمانجی بسیار غمگین است که اشاره به واقعهای تلخ دارد که بر اثر آن زنان و دختران ایل باچوانلوی که یکی از ایلات مهم ایل بزرگ زعفرانلوی قوچان است به اسارت رفته، گروهی از مردان این ایل شبانه کشته... و زنان و دختران ایل
( از جمله گلنار) به اسارت گرفته می شوند
بهمن جوان عاشقپیشه کرمانجی که چوپانی یکی از گلههای ایل را بر عهده داشت، بعد از آنکه در روز دوم از اسارت گلنار مطلع شد، گله گوسفندان را در کوهستان رها و به محل چادرها برگشت. اما غیر از تلی خاکستر چیزی بر جا ندید. خسته و دلمرده، بر تختهسنگی نشست و درحالیکه در نی هفتبند خود میدمید، بر این فاجعه نفرین فرستاد و آهنگ جدایی خود را از معشوق به فریاد در آورد تا «لئ یاری» بهعنوان سندی از این فاجعه بزرگ بر خاطرهها بماند ...
"سالگرد فاجعه لی یاره"🕊
🍏🍎🍃
🕊2