حافظ شناسی 8
حافظشناسی/ ۸
#دکتر_دادبه
-------------------------------
ساقی بیار باده
که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ
ناموس و نام رفت
وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت
مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت
بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت
دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ میاش در مشام رفت
زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت
نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت
در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت
دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشتهای که بادهٔ نابش به کام رفت
🍏🍎🍃
#دکتر_دادبه
-------------------------------
ساقی بیار باده
که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ
ناموس و نام رفت
وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت
مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت
بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت
دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ میاش در مشام رفت
زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت
نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت
در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت
دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشتهای که بادهٔ نابش به کام رفت
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
دست هایم را،
در بهتِ باورِ سکوت، رها کن ...
بهشت خاطراتم را، اما ؛
در جهنمِ بغض ناباوری ِ
به آتش ِکین ویران مکن ...
بگذار ... در آخرین ایستگاه؛
سوت ِ قطار ...
به زیبایی لبخند بزند
و نیمکتِ خالی ِ ایستگاه؛
با مهر و بی وسوسه یِ کین
دست تکان دهد ؛
تا آدمیّت آدمی ببالد
به تواضع و باورِ مهر ...
تا خضوعِ عشق مضحکه یِ
کلاغان ِ مزرعه یِ دشت نشود ؛
دست هایم را ...
با "عشق" به باد بسپار
مگذار ...
تا خاک شرمنده یِ
بی مهریِ باران شود و
بذرهای ِ باور در نطفه ی ِ
آدمیّت آدمی بخشکد ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
گاهی آدم مجبور میشود با بسیاری خداحافظی کند تا با خودش سلامی دوباره داشته باشد.
🍏🍎🍃
دست هایم را،
در بهتِ باورِ سکوت، رها کن ...
بهشت خاطراتم را، اما ؛
در جهنمِ بغض ناباوری ِ
به آتش ِکین ویران مکن ...
بگذار ... در آخرین ایستگاه؛
سوت ِ قطار ...
به زیبایی لبخند بزند
و نیمکتِ خالی ِ ایستگاه؛
با مهر و بی وسوسه یِ کین
دست تکان دهد ؛
تا آدمیّت آدمی ببالد
به تواضع و باورِ مهر ...
تا خضوعِ عشق مضحکه یِ
کلاغان ِ مزرعه یِ دشت نشود ؛
دست هایم را ...
با "عشق" به باد بسپار
مگذار ...
تا خاک شرمنده یِ
بی مهریِ باران شود و
بذرهای ِ باور در نطفه ی ِ
آدمیّت آدمی بخشکد ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
گاهی آدم مجبور میشود با بسیاری خداحافظی کند تا با خودش سلامی دوباره داشته باشد.
🍏🍎🍃
❤1🙏1
●
اگر به اندازه یک دریا گریه کنی
من همون ماسهای هستم که
لب ساحل منتظرم اشکاتو خشک کنم...
📕کافکا در کرانه
#هاروکی_موراکامی
🍏🍎🍃
اگر به اندازه یک دریا گریه کنی
من همون ماسهای هستم که
لب ساحل منتظرم اشکاتو خشک کنم...
📕کافکا در کرانه
#هاروکی_موراکامی
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1
Mohabat
Mahasti
🎼❤️🎼
مهربان باشیم ...
مهربانی
کلید قفل هایِ بسته یِ
قلب هایِ به خواب رفته است؛
دستم را بگیر!
"ما با هم" آفتاب خواهیم شد؛
بر پیله ی تنهاییِ شاپرک هایِ
از یاد رفته...
دستم را بگیر!
تا بالِ پروازِ قناری سبز بماند!
#فرح_فریماااا_ معمای عشق
🍏🍎🍃
مهربان باشیم ...
مهربانی
کلید قفل هایِ بسته یِ
قلب هایِ به خواب رفته است؛
دستم را بگیر!
"ما با هم" آفتاب خواهیم شد؛
بر پیله ی تنهاییِ شاپرک هایِ
از یاد رفته...
دستم را بگیر!
تا بالِ پروازِ قناری سبز بماند!
#فرح_فریماااا_ معمای عشق
🍏🍎🍃
👍2❤1👌1
🙏1👌1
زنی دیگر
saeed aLif
●
..زنی دیگر
گوینده : #سعید_الیف
اینگونه از تو شکل میگیرد زنی محکم
از دردهایت میتراشی پیکری دیگر
کم کم در آغوش خودت آرام میگیری
تا نطفه میبندد درونت دختری دیگر ...
🍏🍎🍃
..زنی دیگر
گوینده : #سعید_الیف
اینگونه از تو شکل میگیرد زنی محکم
از دردهایت میتراشی پیکری دیگر
کم کم در آغوش خودت آرام میگیری
تا نطفه میبندد درونت دختری دیگر ...
🍏🍎🍃
❤1👌1
ئەمن خاکم لە پای تۆ
کانال چاوەکەم moslghl99@
🎼❤️🎼
به چه مشغول کنم
دیده و دل راکه مدام
دل تو را میطلبد
دیده تو را میجوید
🍏🍎🍃
به چه مشغول کنم
دیده و دل راکه مدام
دل تو را میطلبد
دیده تو را میجوید
🍏🍎🍃
❤1👌1
Baran Keh Mi Barad
Ehsan Khajehamiri
🎼❤️🎼
باران که می بارد
پر از شعر می شوم
پر از شور می شوم
چشمه ی ِ نور می شوم
باران که می بارد
خیسِ عشق می شوم
بال سبز پرنده می شوم
در چشم خیس ماه ،
پر از ترانه می شوم ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
باران که می بارد
پر از شعر می شوم
پر از شور می شوم
چشمه ی ِ نور می شوم
باران که می بارد
خیسِ عشق می شوم
بال سبز پرنده می شوم
در چشم خیس ماه ،
پر از ترانه می شوم ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1