معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
Divar
Faramarz Aslani
🎼❤️🎼
🗣#فرامرز اصلانی
#دیوار
--------------------------
هرگز نمیرد، آنکه
دلش زنده شد به عشق ثبت است بر
جریده‌ی عالم دوام ما ...


🍏🍎🍃
❤‍🔥1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


تا چشمِ ماه ؛
شب را قدم زدم ...

بستر خاطره ها‌، خالی ...
پیچک ِآغوش ها،
زرد و پاییزی و عریان اند

نبضِ بیقرار ِ پاییزان؛
کوچه های ِ تنگ و طولانی ست!
چراغ هایِ رابطه، خاموش اند
هوای ِ سرد ِ فاصله ها؛
ابری است و طوفانی ست ... !!


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


 با نام‌ و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه. ☀️🌾

☀️۳۰ مهر                ۱۴۰۳
🌙۱۸ربیع الثانی      ۱۴۴۶
🌲۲۱ اکتبر.              ۲۰۲۴
--------🍂--------🍂---------
----------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز و
پویا -----------------🍂----
برگ برگ پاییزان زیبا رنگین
کمانی از عشق و امید زندگی
آخرین برگ از مهر ماه زیبا
به شادی امید و لبخند 💑👩‍❤️‍👩👨‍❤️‍👨
-------🍂------🍂--------
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا.. باآرزوی جهانی
سراسر صلح و دوستی و آرامش
--------🍂-------🍂---------------
آرزو دارم با افتادن
هر برگ از شاخه اندوه و ناشادی
از دل هایتان و از آسمان ابری این
سرزمین زدوده شود، روزتان شاد

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1🥰1
📆
3


درودی به مهر دوستانم 🙋🙋‍♀
صبح زیبای پاییزی تان به خیر

آخرین برگ از تقویم مهرماه زیبا
به شکوفایی و سبزینه گیِ عشق
و امید و رویش🍂 قدم های آبان
به تبرک قطره قطره های باران
رحمت و برکات الهی...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
3
2


کاش می شد
زخم ها را با دستان مهر
مرهم گذاشت
کاش می شد؛
بر این همه جراحتِ کین
باران عشق بارید

و آدم هایِ گم شده در خویش را
با چشمانِ ماه، آشتی داد

کاش می شد
در قلبِ زخمیِ لوله هایِ تفنگ،
گل هایِ بنفشه و نرگس کاشت

و در جیبِ پاره پاره یِ خاطره ها
بوسه های رنگین پنهان کرد و
هر روز را به یمنِ فصلی نو؛
جشن گرفت و لبانِ سبزِ
زندگی را، عاشقانه‌ بوسه زد ...


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
صبح زیبای پاییزی تان به مهر
🍏🍎🍃
1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Sedaye Paye Ab
Sohrab Sepehri
▪️ صدای پای آب
▪️ #سهراب_سپهری
▪️ صدای خسرو شکیبایی
▪️بخش/ اول

اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم
خرده هوشی
سرسوزن ذوقی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که در این نزدیکی ست ...
🍏🍎🍃
👌21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


همه‌ی آرزویم همین بود.
دنیا را بهتر کنم.

یک خرده زیبایی به زوایای یکنواخت کسل کننده‌ی روح اضافه کنم.

با یک تستر می‌شود این کار را کرد
یا با یک شعر می شود.

دستت را به طرف یک غریبه دراز کنی.
مهم نیست چه طوری.
دنیا را از آن چه که بوده کمی بهتر کنی. این بهترین کاری است که آدم می تواند بکند...

#پل_استر
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگ خزان
مرضیه
🎼❤️🎼



پاییز؛
در قلب من
یادِ قشنگی ست؛
که تمامیّتِ فصول را

در چشمانِ ماه تو
شعر می کند!!!

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظ شناسی 8
حافظ‌شناسی/ ۸
#دکتر_دادبه
-------------------------------
ساقی بیار باده
که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ
ناموس و نام رفت

وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت

بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت

نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت

در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


دست هایم را،
در بهتِ باورِ سکوت، رها کن ...

بهشت خاطراتم را، اما ؛
در جهنمِ بغض ناباوری ِ
به آتش ِکین ویران مکن ...
بگذار ... در آخرین ایستگاه؛

سوت ِ قطار ...
به زیبایی لبخند بزند
و نیمکتِ خالی ِ ایستگاه؛
با مهر و بی وسوسه یِ کین
دست تکان دهد ؛
تا آدمیّت آدمی ببالد
به تواضع و باورِ مهر ...

تا خضوعِ عشق مضحکه یِ
کلاغان ِ مزرعه یِ دشت نشود ؛

دست هایم‌ را ...
با "عشق" به باد بسپار
مگذار ...
تا خاک شرمنده یِ
بی مهریِ باران شود و
بذرهای ِ باور در نطفه ی ِ
آدمیّت آدمی بخشکد ...


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
گاهی آدم مجبور می‌شود با بسیاری خداحافظی کند تا با خودش سلامی دوباره داشته باشد.
🍏🍎🍃
1🙏1