معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Audio
حافظ‌شناسی
#دکتر_دادبه

سال‌ها دفتر ما
در گرو صهبا بود
رونق میکده از درس و
دعای ما بود

نیکی پیر مغان بین
که چو ما بدمستان
هر چه کردیم
به چشم کرمش زیبا بود

دفترِ دانش ما
جمله بشویید به مِی
که فلک دیدم و
در قصدِ دلِ دانا بود

از بتان آن طلب ار
حسن شناسی ای دل
کاین کسی گفت که در
علمِ نظر بینا بود

دل چو پرگار
به هر سو دَوَرانی می‌کرد
و اندر آن دایره
سرگشتهٔ پابرجا بود

مُطرب از دَردِ محبت
عملی می‌پرداخت
که حکیمانِ جهان را
مژه خون پالا بود

می‌شکفتم ز طرب
زان که چو گُل بر لبِ جوی
بر سرم سایهٔ آن
سروِ سَهی بالا بود

پیرِ گلرنگِ من اندر
حقِ اَزْرَق‌پوشان
رخصتِ خُبث نداد
ار نه حکایت‌ها بود

قلبِ اندودهٔ حافظ
بَرِ او خرج نشد
کاین مُعامِل به همه
عیبِ نهان بینا بود

🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


تمامى حقايقِ بزرگ جهان،
در ابتدا توهين به مقدسات، تلقى مى‌شدند ...!


👤#جرج_برنارد_شاو
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙏2


وقتی نمی‌بخشید، جهان نیز به شما نمی‌بخشد.
وقتی نمی‌بخشید، چیزی از شما ربوده یا به زور از شما گرفته می‌شود.
این چیز نیز معمولا سلامت است. شاید فکر کنید:«من که می‌بخشم و همچنان بیمارم. دار و ندارم را به دست پزشک‌ها و بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها می‌ریزم. درباره خرج کردن چه حرفی مانده که با من بزنید؟»
بخشش زمانی می‌تواند شما را شفا بخشد که داوطلبانه و پیوسته باشد و از همه مهم‌تر اینکه پیش از آنکه بیمار شوید و نیاز به بخشش وجود داشته باشد. همچنین باید برای تجربه‌های سازنده زندگی بپردازید، نه اینکه غیرداوطلبانه و آکنده از انزجار و پس از احساس نیاز، برای تجربه‌های مخرب زندگی خرج کنید...!
                                    
#کاترین_پاندر
📕#قانون_شفا
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی تجویدی_آتش کاروان(بیکلام)
@Jane_oshaagh
🎼❤️🎼

🎼«آتش کاروان»
🎻#علی_تجویدی
#مشفق_کاشانی
--------------------------------

آن که زد شُعله به جان
زآتش بیداد بِرَفت
آن که بر باد فَنا
خاک مَرا داد برفت

آن که در حَلقه ی گیسُوی
شب آویخت مرا
جِلوه ی صبح حَریفان شد
و آزاد برفت...

🍏🍎🍃
2👍1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥰1🕊1
🙏1


سالگرد درگذشت شاعر نابینای نامدار عصر ناصری شوریده شیرازی است که از حسن اتفاق با ایام روز جهانی عصای سفید (نابینایان) نزدیکی دارد.

شوریده از شاعران مطرح دوره قاجار و مشروطه است و با وجود نابینایی‌اش که در کودکی رخ داده‌است بسیار هنرمندانه کار شعر را به پیش برده‌است اما متاسفانه هنر او کمتر به چشم آمده‌است و به نوعی حق او ادا نشده‌است در حالی که شاعری چون ایرج‌میرزا از او با نام استاد کل فی‌الکل یاد می‌کند و انصاف این ا‌ست که شعرش از امثال فروغی بسطامی حتی اگر چاشنی عرفان هم نداشته باشد، چیزی کم ندارد.

به هر روی شوریده از نمایندگان شاخص شعر دوره بازگشت‌ادبی است و به نظر می‌رسد در کار این شاعر نابینا امثال ما نابینایی به خرج داده‌ایم!

درنگ در مناسبت‌های ادبی و زادروز و درگذشت چنین چهره‌هایی که با ناتوانی و چیرگی بر مشکلات، برای شعر و ادب فارسی چیزی کم نگذاشته‌اند، می‌تواند حتی به پیش کشیده‌شدن بحث‌ها و گفتگوهای تازه ادبی بیانجامد.

اقامت شاعر در شیراز و ترک کردن پایتخت و ناتوانی نسبی او در ارتباط بیشتر برقرار کردن با دیگر شاعران و ادیبان و نهایتا غوغا و انقلاب ادبی در دوره مشروطه، نام و شعر کسانی چون فصیح‌الملک شوریده شیرازی را از نظر رانده‌است این در حالی است که امثال شوریده؛ صادقانه و از سر مهر و دلسوزی همت و توان خود را  برای شعر و فرهنگ این سرزمین به میدان آورده‌اند.

نام و یاد او که سعدی را دوست می‌داشت و سالها تولیت آرامگاه شیخ شیراز را بر عهده داشت و سرانجام در سعدیه دفن شد، گرامی باد.

#دکتر عبدلرضا_مدرس زاده
یاد کرد شاعر# نابیناشوریده
شیرازی
روز عصای سفید گرامی👨‍🦯
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

او نیهیلیست است!
پاول پترویچ پرسید: «مگر فرقی هم می‌کند؟»
«البته که فرق می‌کند. نیهیلیست کسی است که در مقابل هیچ اقتداری زانو خم نمی‌کند. کسی است که به هیچ اصلی ایمان ندارد، گرچه آن اصل از طرف همه مورد احترام باشد.»
پاول پترویچ سخنان آرکادی را قطع کرد و گفت: «و به نظر شما این کار مطبوع است؟»
«تا شخص که باشد. یکی از آن لذت می‌برد و دیگری رنج.»

#ایوان_تورگنیف
📕#پدران و پسران
🍏🍎🍃
پدران و فرزندان 04
@namayesh_radioei
📕📕


📕پدران و فرزندان
ایوان_تورگنیف
نمایش رادیویی/4



🍏🍎🍃
📚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


شاعر ساعت کار ندارد. شاعر، در خواب هم بی‌وقفه و مستمر کار می‌کند. رؤیایش هم ابزار کارش است و وظیفه‌اش است هر آنچه می‌بیند و پیرامونش در جریان است، هر ذره‌ای در رقص، هر حرکت، گردش، نَوسان یا سکون را ناگسیخته و بلاوقفه به چیزی تبدیل کند که
شعر شود. که به آتش بکشد، که بسوزاند و شعله‌ور کند.»

#خورخه_لوئیس_بورخس،

نویسنده و شاعر آرژانتینی، کسی که از کودکی مشکل بینایی داشت و از همان ابتدا می‌دانست، سرنوشت پدر و پدربزرگش، نابینایی، تقدیر او هم هست، ۳۰ سال آخر حیاتش را یکسره در تاریکی زندگی کرد، اما هر لحظه از این تاریکی را در نور غرق بود.

وظیفه‌ٔ خودش می‌دانست که از هر روزنه در اندرونش، نور را ببیند و در آن ظلمتی که لحظه به لحظه می‌گذراند، روشنایی خلق کند.

🍏🍎🍃
🙏1👌1
🧑‍🦯
✌️✌️✌️
خورخه/لوئیس_بورخس

زرد، آخرین رنگی بود که به بورخس وفادار ماند. رنگ‌های دیگر پیش از آن او را ترک کرده بودند؛ کُند و بی‌شتاب و زجرآور. سال‌ها طول کشید تا کاملا از افق دید او محو شوند. اول از همه سرخ و سیاه او را ترک کردند. یکی از آرزو‌های پیرمرد در آخر‌های عمرش دیدن رنگ قرمز روشن بود؛ رنگ پرقدرتِ خواهش و انتقام و خون، اما ندید.
او در مهی شیری رنگ زندگی می‌کرد، اما درباره رنگ سیاه، این یک سوءتفاهم بزرگ است که نابینایان در سیاهی زندگی می‌کنند و اگر تاریکی را معادل سیاهی بگیریم، در تاریکی. این تصویر دروغین ساخته بینایان است، احتمالا به این دلیل بسیار ساده و ساده‌لوحانه که وقتی چشم‌هایمان را می‌بندیم یا در جایی بی‌نور از دیدن عاجزیم، نتیجه می‌گیریم که نابینایان نیز در سیاهی مطلق سیر می‌کنند، اما این طور نیست.
یک نابینا که تجربه دست‌کم نیم قرن بینایی را داشت و اتفاقا در به کلمه در آوردن وقایع و دیده‌ها و تخیلات تواناست، کوری‌اش را چنین توصیف می‌کند: «من در مرکز مِهی درخشان زندگی می‌کنم که مایل به خاکستری، آبی یا سبز است؛ اما همیشه نورانی است.... من که پیش از این به خوابیدن در تاریکی عادت داشتم، تا مدت‌ها از اینکه مجبور بودم در این دنیای مه‌آلود، در درون این مه متمایل به سبز یا آبی، با آن درخشش ضعیفش، که دنیای نابینایان است بخوابم معذب بودم.»
نابینایی در خانواده خورخه لوئیس بورخس به چیزی مثل ارث یا سنت تبدیل شده بود. پدرِ پدربزرگش، مادربزرگش و پدرش نیاکان نابینا شده‌اش بودند و او چهارمین نسل این خانواده بود که چشمانش بی‌سو می‌شد: «مورد من به نحو خاصی چشمگیر نیست. مورد کسانی چشمگیر است که یک‌باره بینایی خود را از دست می‌دهند. درباره من آن غروب کُند، آن از دست دادن تدریجی بینایی، از زمانی که چشم بر جهان گشودم آغاز شد. این مسئله از سال ۱۸۹۹ تاکنون بدون هیچ فراز و نشیب خاصی به درازا کشیده است. سال ۱۹۵۵ لحظه اسفباری فرا رسید که فهمیدم دید خود را، دید خواندن و نوشتن را از دست داده‌ام.»
زندگی شوخی‌های چرک و مزخرفی دارد، یکی از آن‌ها را با آقای بورخس کرد: «من همیشه بهشت را به صورت کتابخانه‌ای مجسم کرده بودم.» و می‌دانید او کی وارد بهشت شد؟ درست سال ۱۹۵۵. درست همان سالی که با واقعیت اسفبارِ عاجز شدن از خواندن مواجه شد. طی حکمی به او ابلاغ شد مسئول نهصد هزار جلد کتاب است: «در آخر سال ۱۹۵۵ حکم انتصاب خود [برای مدیریت کتابخانه ملی آرژانتین]را دریافت کردم.... اندک اندک طنز عجیب وقایع بر من آشکار شد... من در میان نهصد هزار جلد کتاب به زبان‌های گوناگون بودم، اما متوجه شدم که دیگر به زحمت می‌توانم نوشته‌های روی جلد‌ها و عطف‌های آن‌ها را بخوانم. «شعر عطایا» را سرودم که چنین آغاز می‌شود:
«کس نباید که ترحم یا ملامت روا دارد/ بر این مشیت حضرت حق/ که با چنین طعن باشکوهی/ کتاب و کوری را توأمان به من عطا فرمود.»
از آن روز به بعد و تا آخر عمر به کمک کس دیگری کتاب خواند. هیچ‌وقت خط بریل یاد نگرفت، چون فکر می‌کرد دستانش برای آموختن زیادی پیرند، اما ذهنش برای آموختن و نوشتن و شعر گفتن هنوز جان‌دار بود و نوشت، البته با یاری دستان دیگران که به آن‌ها دیکته می‌کرد.
🍏🍎🍃
👌2


عصای سفید👨‍🦯👩‍🦯🧑‍🦯
چونان پرچمی است که به نشانِ
استقلال در دست نابینایان به
حرکت در می آید و آینه ای است که قدرت و نعمت خدایی را به تماشای تأمل و تفکر دیگران می گذارد.
  23مهر ماه « روز عصای سفید » را گرامی می داریم .

با امید نگاهی روشندلانه بر گام هایِ پر پیچ و خمِ روشن ضمیران عزیزی که آفتاب حضورند
...............

در قلب تو، عشق جاری است
و در چشمان ات
بال هایِ سبز کبوتری؛
پنهان است...
که پر پروازِ حضورش
بال هایِ سپیدِ توست!

تو با دست های ات؛
کهکشانی را در آغوش گرفته ای
با هزاران هزار ستاره یِ
درخشانِ عشق و امید

"در قلبِ تو؛ خدا آشیان دارد"

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1😍1