○
نمیدانستم که آیا هرگز با او صحبت خواهم کرد یا نه،و یا اگر با او صحبت هم میکردم نمیدانستم چگونه میتوانستم آنطور که او را شیفتهوار میپرستیدم، برایش شرح دهم.اما جسم من در آن موقع بربَطی بود که کلمات و حرکات او مانند سر انگشتان بربطزن روی تارهای من میدوید.
📕#دوبلینی ها
✍#جیمز_جویس
🍏🍎🍃
نمیدانستم که آیا هرگز با او صحبت خواهم کرد یا نه،و یا اگر با او صحبت هم میکردم نمیدانستم چگونه میتوانستم آنطور که او را شیفتهوار میپرستیدم، برایش شرح دهم.اما جسم من در آن موقع بربَطی بود که کلمات و حرکات او مانند سر انگشتان بربطزن روی تارهای من میدوید.
📕#دوبلینی ها
✍#جیمز_جویس
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1
○
من با بغضِ
شاپرکی اسیر
در تارهایِ حریصانه یِ
عنکبوتِ سیاه؛
همراهِ شب؛ گریسته ام
و کاسه هایِ
خالیِ اندوه را، با اشکِ
پرنده یِ شب، پر کرده ام
من همراهِ باد، گیسوانِ
نرمِ شالیزار را بوسیده ام
و در آغوشِ جغد،
با صدایِ خوشِ
قناری ها، خوابیده ام
من طپشِ قلبم را؛ با کوچِ
پرستوهایِ عاشق؛ کوک کرده ام
و وضو از شبنمِ
گلبرگِ گلِ سرخ می گیرم
من نمازم را؛
هر سحرگاه، در محرابِ
اقاقی ها، می خوانم
و یاد و نامِ تو را...
بر درگهِ عشق؛ سجده می کنم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
من با بغضِ
شاپرکی اسیر
در تارهایِ حریصانه یِ
عنکبوتِ سیاه؛
همراهِ شب؛ گریسته ام
و کاسه هایِ
خالیِ اندوه را، با اشکِ
پرنده یِ شب، پر کرده ام
من همراهِ باد، گیسوانِ
نرمِ شالیزار را بوسیده ام
و در آغوشِ جغد،
با صدایِ خوشِ
قناری ها، خوابیده ام
من طپشِ قلبم را؛ با کوچِ
پرستوهایِ عاشق؛ کوک کرده ام
و وضو از شبنمِ
گلبرگِ گلِ سرخ می گیرم
من نمازم را؛
هر سحرگاه، در محرابِ
اقاقی ها، می خوانم
و یاد و نامِ تو را...
بر درگهِ عشق؛ سجده می کنم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Dastam Ra Begir
Mohamad Motamadi
🎼❤️🎼
🗣#محمد_معتمدی
🎼#دستم را بگير...
-----------------------------
__دستم را بگیر
ماهی ها،
در زمهریرِ
خاموشِ رابطه ها؛
بی عشق می میرند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#محمد_معتمدی
🎼#دستم را بگير...
-----------------------------
__دستم را بگیر
ماهی ها،
در زمهریرِ
خاموشِ رابطه ها؛
بی عشق می میرند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1