Tolou Kon
Ebi
🎼❤️🎼
اشاره کن که بشکفم
حتی در این یخ بستگی در این ترانه سوزی و
در این غزل شکستگی
طلوع کن! طلوع کن ...
بر این ستاره مردگی
که از تو تازه می شود
این خلوت سر خوردگی
طلوع کن! طلوع کن ...
که بودنم تازه کنی؛
اشاره کن؛ که من به تو
به یک اشاره می رسم ...
🍏🍎🍃
اشاره کن که بشکفم
حتی در این یخ بستگی در این ترانه سوزی و
در این غزل شکستگی
طلوع کن! طلوع کن ...
بر این ستاره مردگی
که از تو تازه می شود
این خلوت سر خوردگی
طلوع کن! طلوع کن ...
که بودنم تازه کنی؛
اشاره کن؛ که من به تو
به یک اشاره می رسم ...
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1👍1👌1
طیفون ـ حیدو هدایتی / بربط
🎼❤️🎼
طفلی به نام شادی،
دیریست گم شده ست
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر...
#استادشفيعى_كدكنى
🍏🍎🍃
طفلی به نام شادی،
دیریست گم شده ست
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر...
#استادشفيعى_كدكنى
🍏🍎🍃
👍1🙏1👌1💯1
○
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد،
بیسواد حقيقی است؛
هر چند تمام کتابهای دنيا را
خوانده باشد!
#رهایی_از_دانستگی
#کریشنا_مورتی
🍏🍎🍃
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد،
بیسواد حقيقی است؛
هر چند تمام کتابهای دنيا را
خوانده باشد!
#رهایی_از_دانستگی
#کریشنا_مورتی
🍏🍎🍃
👍1🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●●
سالروز سفر عزیزترین هایم گرامی
شیرین قشنگ و نازنینم، پدر عزیز و
دوست داشتنی ام؛ یاد و خاطره تان
تا همیشه در قلب و روح ام جاودانه
و سبز باقی ست... 🤍🤍🕊🕊
🍏🍎🍃
سالروز سفر عزیزترین هایم گرامی
شیرین قشنگ و نازنینم، پدر عزیز و
دوست داشتنی ام؛ یاد و خاطره تان
تا همیشه در قلب و روح ام جاودانه
و سبز باقی ست... 🤍🤍🕊🕊
🍏🍎🍃
🕊4❤1👍1🙏1
○
دریغ که شما را ندیدم دریغ که خورشید را حتی به اندازه همان یک پنجشنبه که به لاهیجان آمده بود ندیدم . و چه بسیار دریغ و دریغا و دریغ دیگر ..
در نامه ات نوشته ای ( مرگ ، این باور سیاه ...) از این بگذریم که باید اجازه دهی نام یکی از نوشته هایم را ، آن ، بنامم ... "به راستی فکر کردم که چرانباید پس از مرگ عزیزی ، چنان دنیا ، آبی بنماید که سوگوارن سفید بپوشند و یا به گمان من آبی ؟"از کجا که ، آنکه از دست ما می رود خود سرشار از لذت نباشد و پر از آبی های یک دیدار ؟" از چیست که برای ما ، ماندگان ، مرگ ، این چنین باوری است که همه در سیاهی آنرا تردید نداریم ؟ شیری که از پستانهای مادرم به پیراهنش می زد سفید بود لحظه ای که مرا... می نگریست ، سفید بود ، بوی تن او ، سفید بود ، و لبخند سفیدی داشت . حال آنکه ، این روزها ، هیچ سفیدی نیست که من آنرا سفید ببینم . فقط به اعتبار نامه ات ، اندوهی را که پرسه ای می زد در من ، این روزها ، می توانم معنا کنم و دقیقا بخاطر همین جهانِ به چند سطر آمده ی نامه ی توست که خودم را دلبسته ی تو می دانم .
تو ، اولین سفیدی این پائیز شده ای هزار عزیز من ، خدا تو را نگه دارد
✍#بیژن_نجدی
🍏🍎🍃
دریغ که شما را ندیدم دریغ که خورشید را حتی به اندازه همان یک پنجشنبه که به لاهیجان آمده بود ندیدم . و چه بسیار دریغ و دریغا و دریغ دیگر ..
در نامه ات نوشته ای ( مرگ ، این باور سیاه ...) از این بگذریم که باید اجازه دهی نام یکی از نوشته هایم را ، آن ، بنامم ... "به راستی فکر کردم که چرانباید پس از مرگ عزیزی ، چنان دنیا ، آبی بنماید که سوگوارن سفید بپوشند و یا به گمان من آبی ؟"از کجا که ، آنکه از دست ما می رود خود سرشار از لذت نباشد و پر از آبی های یک دیدار ؟" از چیست که برای ما ، ماندگان ، مرگ ، این چنین باوری است که همه در سیاهی آنرا تردید نداریم ؟ شیری که از پستانهای مادرم به پیراهنش می زد سفید بود لحظه ای که مرا... می نگریست ، سفید بود ، بوی تن او ، سفید بود ، و لبخند سفیدی داشت . حال آنکه ، این روزها ، هیچ سفیدی نیست که من آنرا سفید ببینم . فقط به اعتبار نامه ات ، اندوهی را که پرسه ای می زد در من ، این روزها ، می توانم معنا کنم و دقیقا بخاطر همین جهانِ به چند سطر آمده ی نامه ی توست که خودم را دلبسته ی تو می دانم .
تو ، اولین سفیدی این پائیز شده ای هزار عزیز من ، خدا تو را نگه دارد
✍#بیژن_نجدی
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عشق ... هنر ... خلاقیت ...
خاطرات.... عشق ... و عشق.....
●تلفنخانه رشت با حس و حال خوبش ؛
● تداعی کننده سریال خاتون و رشت قدیم...
🍏🍎🍃
توضیح :
این مکان ، یک کافه رستوران است در رشت به همین نام ( تلفنخانه )
عشق ... هنر ... خلاقیت ...
خاطرات.... عشق ... و عشق.....
●تلفنخانه رشت با حس و حال خوبش ؛
● تداعی کننده سریال خاتون و رشت قدیم...
🍏🍎🍃
توضیح :
این مکان ، یک کافه رستوران است در رشت به همین نام ( تلفنخانه )
❤1🥰1👌1
Deltangi
Sattar
🎼❤️🎼
_دلم تنگ است...
شبیهِ ابرِ... بی باران
شبیهِ برکه یِ بی ماه
شبیهِ قابِ خیسِ پنجره
در بغضِ بی پایان؛
دلم تنگ است...
شبیهِ خانه یِ بی در
شبیهِ چشم هایِ بی قرارِ
خسته یِ مادر.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_دلم تنگ است...
شبیهِ ابرِ... بی باران
شبیهِ برکه یِ بی ماه
شبیهِ قابِ خیسِ پنجره
در بغضِ بی پایان؛
دلم تنگ است...
شبیهِ خانه یِ بی در
شبیهِ چشم هایِ بی قرارِ
خسته یِ مادر.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
🙏1👌1
○
چنانکه همه می دانند، بدی در تاریکی نهفته است.
ما یک خانه ی معمولی داریم، با دیوارهای شفاف، تا چهار نفر ساکنان آن هیچگاه نتوانند خود را از چشم دیگری پنهان کنند. به این ترتیب تنهایی مغلوب می شود. زیرا چنانکه همه می دانند، بدی در تنهایی نهفته است.
اگر قرار شود از گذشته ام حرف بزنم، که حتما این کار را خواهم کرد، با این که اجازه ی آن را به من نداده اند، بدون شک نخواهم توانست در هر جمله ام از او نام نبرم.
🍏🍎🍃
چنانکه همه می دانند، بدی در تاریکی نهفته است.
ما یک خانه ی معمولی داریم، با دیوارهای شفاف، تا چهار نفر ساکنان آن هیچگاه نتوانند خود را از چشم دیگری پنهان کنند. به این ترتیب تنهایی مغلوب می شود. زیرا چنانکه همه می دانند، بدی در تنهایی نهفته است.
اگر قرار شود از گذشته ام حرف بزنم، که حتما این کار را خواهم کرد، با این که اجازه ی آن را به من نداده اند، بدون شک نخواهم توانست در هر جمله ام از او نام نبرم.
🍏🍎🍃
👌2