بی تو
علیرضا قربانی
🎼❤️🎼
بی تو، به سامان نرسم
ای سرو سامان همه تو
ای به تو، زنده همه من
ای به تنم جان، همه تو
من همه تو ، تو همه تو
او همه تو، ما همه تو
هر که وهر کس همه تو
این همه تو، آن همه تو
-------------------------------
اگر از تو
درمورد من پرسیدند
بگو:
اندڪی شعر را؛
دوست داشت و بسیار مرا
🍏🍎🍃
بی تو، به سامان نرسم
ای سرو سامان همه تو
ای به تو، زنده همه من
ای به تنم جان، همه تو
من همه تو ، تو همه تو
او همه تو، ما همه تو
هر که وهر کس همه تو
این همه تو، آن همه تو
-------------------------------
اگر از تو
درمورد من پرسیدند
بگو:
اندڪی شعر را؛
دوست داشت و بسیار مرا
🍏🍎🍃
👌1
○
برای مردم یک کشور
آسیبی بدتر
از آن نیست،
که خودشان را خوار کنند
سیّد احمد حُکمآبادی (زادهٔ ۸ مهر ۱۲۶۹ در تبریز – درگذشتهٔ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در تهران) که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخنگار، زبانشناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی بود. وی استاد ملیگرای رشتهٔ حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی در تهران بود.
احمد کسروی در حوزههای مختلفی همچون تاریخ، زبانشناسی، ادبیات، علوم دینی، روزنامهنگاری، وکالت، قضاوت و سیاست فعالیت داشت.
وی بنیانگذار جنبشی سیاسی-اجتماعی با هدف ساختن یک «هویت ایرانیِ سکولار» در جامعهٔ ایران، موسوم به جنبش «پاکدینی» بود که در دورهای از حکومت پهلوی شکل گرفت.
زاد روزش گرامی
🍏🍎🍃
برای مردم یک کشور
آسیبی بدتر
از آن نیست،
که خودشان را خوار کنند
سیّد احمد حُکمآبادی (زادهٔ ۸ مهر ۱۲۶۹ در تبریز – درگذشتهٔ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در تهران) که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخنگار، زبانشناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی بود. وی استاد ملیگرای رشتهٔ حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی در تهران بود.
احمد کسروی در حوزههای مختلفی همچون تاریخ، زبانشناسی، ادبیات، علوم دینی، روزنامهنگاری، وکالت، قضاوت و سیاست فعالیت داشت.
وی بنیانگذار جنبشی سیاسی-اجتماعی با هدف ساختن یک «هویت ایرانیِ سکولار» در جامعهٔ ایران، موسوم به جنبش «پاکدینی» بود که در دورهای از حکومت پهلوی شکل گرفت.
زاد روزش گرامی
🍏🍎🍃
👌2
من چه دانم
استاد شهرام ناظری
🎼❤️🎼
"من چه دانم"
دستگاه: نوا
آواز: استاد #شهرام_ناظری
شعر: #مولانا
آلبوم: شور رومی
مرا گویی که رایی من چه دانم
چنین مجنون چرایی من چه دانم
مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی من چه دانم
منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی من چه دانم
مرا گویی به قربانگاه جانها
نمیترسی که آیی من چه دانم
مرا گویی اگر کشته خدایی
چه داری از خدایی من چه دانم....
🍏🍎🍃
"من چه دانم"
دستگاه: نوا
آواز: استاد #شهرام_ناظری
شعر: #مولانا
آلبوم: شور رومی
مرا گویی که رایی من چه دانم
چنین مجنون چرایی من چه دانم
مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی من چه دانم
منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی من چه دانم
مرا گویی به قربانگاه جانها
نمیترسی که آیی من چه دانم
مرا گویی اگر کشته خدایی
چه داری از خدایی من چه دانم....
🍏🍎🍃
❤2👍1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎨
𝐖𝐚𝐭𝐞𝐫𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫_𝐀𝐫𝐭
● 𝐀𝐫𝐭𝐢𝐬𝐭 : #𝐉𝐚𝐧𝐞𝐭_𝐏𝐮𝐥𝐜𝐡𝐨
● 𝐌𝐚𝐬𝐬𝐢𝐯𝐞 𝐖𝐚𝐭𝐞𝐫𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫 𝐏𝐚𝐢𝐧𝐭𝐢𝐧𝐠𝐬 “𝐁𝐥𝐨𝐨𝐦” 𝐨𝐧 𝐏𝐚𝐩𝐞𝐫 𝐒𝐡𝐨𝐰𝐜𝐚𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐡𝐞 𝐃𝐞𝐥𝐢𝐜𝐚𝐭𝐞 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 𝐨𝐟 𝐅𝐥𝐨𝐰𝐞𝐫𝐬.
● نقاشی های عظیم آبرنگ "شکوفه" روی کاغذ که زیبایی لطیف گل ها را به نمایش می گذارد.
🍏🍎🍃
𝐖𝐚𝐭𝐞𝐫𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫_𝐀𝐫𝐭
● 𝐀𝐫𝐭𝐢𝐬𝐭 : #𝐉𝐚𝐧𝐞𝐭_𝐏𝐮𝐥𝐜𝐡𝐨
● 𝐌𝐚𝐬𝐬𝐢𝐯𝐞 𝐖𝐚𝐭𝐞𝐫𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫 𝐏𝐚𝐢𝐧𝐭𝐢𝐧𝐠𝐬 “𝐁𝐥𝐨𝐨𝐦” 𝐨𝐧 𝐏𝐚𝐩𝐞𝐫 𝐒𝐡𝐨𝐰𝐜𝐚𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐡𝐞 𝐃𝐞𝐥𝐢𝐜𝐚𝐭𝐞 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 𝐨𝐟 𝐅𝐥𝐨𝐰𝐞𝐫𝐬.
● نقاشی های عظیم آبرنگ "شکوفه" روی کاغذ که زیبایی لطیف گل ها را به نمایش می گذارد.
🍏🍎🍃
👌2👍1
○
اگر نتوانم آزادی و عدالت را یک جا داشته باشم و من مجبور باشم میان این دو یکی را انتخاب کنم؛ آزادی را انتخاب میکنم تا بتوانم به بیعدالتی اعتراض کنم...
✍#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
اگر نتوانم آزادی و عدالت را یک جا داشته باشم و من مجبور باشم میان این دو یکی را انتخاب کنم؛ آزادی را انتخاب میکنم تا بتوانم به بیعدالتی اعتراض کنم...
✍#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
👌3👍1
ویگن/سوگند
aragh_khorha
🎼❤️🎼
🗣#ویگن
✍#تورج_نگهبان
🎼#بابک_افشار
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند
بر آن لبخند جادویی
بر آن سیمای روشن
کز چشمان تو افتاده
آتش بر هستی من
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشم انتظارت
شاید یک شب بیایی ...
🍏🍎🍃
🗣#ویگن
✍#تورج_نگهبان
🎼#بابک_افشار
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند
بر آن لبخند جادویی
بر آن سیمای روشن
کز چشمان تو افتاده
آتش بر هستی من
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشم انتظارت
شاید یک شب بیایی ...
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1
○
دیگر به غربت چشمهایت؛
خو کردهام
و به دردهای باد کردهی روحم
که از قاب تنم بیرون زدهاند.
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
میبینی تا کجا به انتظار
وفادار ماندم
تا دل نازک پروانه نشکند.
همه ی سهم من از خود دلی بود
که به تو دادم
و هر شب بغض گلویت را
در تابوت سیاهی؛
که برایم ساخته بودی
گریستم
و تو هرگز ندانستی؛
که زخمهایت،
زخمهای مکررم بودند.
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
دیگر به غربت چشمهایت؛
خو کردهام
و به دردهای باد کردهی روحم
که از قاب تنم بیرون زدهاند.
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
میبینی تا کجا به انتظار
وفادار ماندم
تا دل نازک پروانه نشکند.
همه ی سهم من از خود دلی بود
که به تو دادم
و هر شب بغض گلویت را
در تابوت سیاهی؛
که برایم ساخته بودی
گریستم
و تو هرگز ندانستی؛
که زخمهایت،
زخمهای مکررم بودند.
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
🙏1👌1