Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
مرغکی؛
از کوچ جا مانده
و هر شب تا سحر
بر شاخساری خشک، می نالد
و قابِ پنجره؛ در انتظارِ
گام هایِ خسته ای،
از شرم می خوابد
و دستانی، سکوتِ خالیِ
یک سفره را، آرام می بلعد
و بغضِ کودکی؛
در خانه می پیچد
و جامِ اشک را،
یک زن، بجایِ آب می نوشد
و من، در خلوتِ
کابوسِ بی هنگامِ شب
آهسته می گریم!
چرا باران نمی بارد؟...
کاسه ها و کوزه ها
خالی ست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
مرغکی؛
از کوچ جا مانده
و هر شب تا سحر
بر شاخساری خشک، می نالد
و قابِ پنجره؛ در انتظارِ
گام هایِ خسته ای،
از شرم می خوابد
و دستانی، سکوتِ خالیِ
یک سفره را، آرام می بلعد
و بغضِ کودکی؛
در خانه می پیچد
و جامِ اشک را،
یک زن، بجایِ آب می نوشد
و من، در خلوتِ
کابوسِ بی هنگامِ شب
آهسته می گریم!
چرا باران نمی بارد؟...
کاسه ها و کوزه ها
خالی ست!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
اشک مهتاب_شجریان
@bazmemusighi
🎼❤️🎼
🗣#استاد_شجریان
🎼#حسن_یوسف_زمانی
به من گفتی
که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
کنار چشمه ای
بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم
از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی
من اشک مهتاب ...
✍#سیاوش_کسرایی
🍏🍎🍃
🗣#استاد_شجریان
🎼#حسن_یوسف_زمانی
به من گفتی
که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
کنار چشمه ای
بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم
از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی
من اشک مهتاب ...
✍#سیاوش_کسرایی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهارشنبه ☀️🌾
☀️ ۴ مهر ۱۴۰۳
🌙۲۲ ربیع الاول ۱۴۴۶
🌲۲۵سپتامبر ۲۰۲۴
--------🍂--------🍂---------
----------------------------
-------------🍇--------🍇--------
قدم هایتان در مسیری سبز و
پویا --------🍃---------🍂----
برگ برگ پاییزان زیبا رنگین
کمانی از عشق و امید زندگی
-------🍂------🍂--------
-----------------------------------
به مرگ چاره نجستم
که در جهان مانم
به عشق زنده شدم
تا که جاودان مانم
#استاد_شهريار
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهارشنبه ☀️🌾
☀️ ۴ مهر ۱۴۰۳
🌙۲۲ ربیع الاول ۱۴۴۶
🌲۲۵سپتامبر ۲۰۲۴
--------🍂--------🍂---------
----------------------------
-------------🍇--------🍇--------
قدم هایتان در مسیری سبز و
پویا --------🍃---------🍂----
برگ برگ پاییزان زیبا رنگین
کمانی از عشق و امید زندگی
-------🍂------🍂--------
-----------------------------------
به مرگ چاره نجستم
که در جهان مانم
به عشق زنده شدم
تا که جاودان مانم
#استاد_شهريار
🍏🍎🍃
❤1
○
«هرگز
هرگز نخواهید دانست
وقتی دیگر امیدی ندارم
آن سایهای که محجوب کنارم دراز میکشد
چگونه از نور سرشارم میکند.»
#جوزپه_اونگارهتی
🍏🍎🍃
«هرگز
هرگز نخواهید دانست
وقتی دیگر امیدی ندارم
آن سایهای که محجوب کنارم دراز میکشد
چگونه از نور سرشارم میکند.»
#جوزپه_اونگارهتی
🍏🍎🍃
👌2
○
آسمان؛
گستره یِ پروازِ بال هایِ
پرنده ای ست
که اندیشه اش،
در قفس ذهن؛ زندانی نمی شود
و از پشتِ دیوارهایِ مردّدِ تاریخ؛
آفتابِ عشق و
طلوعِ صبحی روشن را؛
در آبیِ بیکرانه یِ عطوفت و مهر
پرواز می دهد؛
و بذرّ شوقِ زیستنی بهاری را؛
در مزرعه یِ جان ها؛
جاودانه می کارد
و نیلوفرهایِ آبی،
به عشق؛
سلامی دوباره خواهند داد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به صمیمیت آفتاب
صبح پاییزی تان رنگین کمانی
از عشق و خرد و زندگی 🌈
🍏🍎🍃
آسمان؛
گستره یِ پروازِ بال هایِ
پرنده ای ست
که اندیشه اش،
در قفس ذهن؛ زندانی نمی شود
و از پشتِ دیوارهایِ مردّدِ تاریخ؛
آفتابِ عشق و
طلوعِ صبحی روشن را؛
در آبیِ بیکرانه یِ عطوفت و مهر
پرواز می دهد؛
و بذرّ شوقِ زیستنی بهاری را؛
در مزرعه یِ جان ها؛
جاودانه می کارد
و نیلوفرهایِ آبی،
به عشق؛
سلامی دوباره خواهند داد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به صمیمیت آفتاب
صبح پاییزی تان رنگین کمانی
از عشق و خرد و زندگی 🌈
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Leyla
Leyla
🎼❤️🎼
🗣#احمد_کایا
-----------------------------
فواره وار، سربه هوايي و سربه زير
چون تلخي شراب، دل آزار و دلپذير
ماهی تویی و آب؛ من و تنگ؛ روزگار
من در حصار تُنگ و تو در مشت من اسير
پلک مرا
برای تماشای خود ببند
ای ردپای گمشده باد در کویر
✍#فاضل_نظری
🍏🍎🍃
🗣#احمد_کایا
-----------------------------
فواره وار، سربه هوايي و سربه زير
چون تلخي شراب، دل آزار و دلپذير
ماهی تویی و آب؛ من و تنگ؛ روزگار
من در حصار تُنگ و تو در مشت من اسير
پلک مرا
برای تماشای خود ببند
ای ردپای گمشده باد در کویر
✍#فاضل_نظری
🍏🍎🍃
❤1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
این جا کسیست پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس کشیده
پیشان من گرفته
این جا کسیست پنهان
چون جان و خوشتر از جان
باغی بهمن نموده
ایوان من گرفته
این جا کسیست پنهان
همچون خیال در دل
اما فروغ رویَش
ارکان من گرفته
این جا کسیست پنهان
مانند قند در نی
شیرین شکرفروشی
دکّان من گرفته
جادو و چشمبندی
چشم کسش نبیند
سوداگریست موزون
میزان من گرفته
چون گُلشکر من و او
در همدگر سرشته
من خوی او گرفته
او آنِ من گرفته
در چشم من نیاید
خوبان جمله عالم
بنگر خیال خوبش
مژگان من گرفته
من خسته گِرد عالم
درمان ز کس ندیدم
تا درد عشق دیدم
درمان من گرفته
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
این جا کسیست پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس کشیده
پیشان من گرفته
این جا کسیست پنهان
چون جان و خوشتر از جان
باغی بهمن نموده
ایوان من گرفته
این جا کسیست پنهان
همچون خیال در دل
اما فروغ رویَش
ارکان من گرفته
این جا کسیست پنهان
مانند قند در نی
شیرین شکرفروشی
دکّان من گرفته
جادو و چشمبندی
چشم کسش نبیند
سوداگریست موزون
میزان من گرفته
چون گُلشکر من و او
در همدگر سرشته
من خوی او گرفته
او آنِ من گرفته
در چشم من نیاید
خوبان جمله عالم
بنگر خیال خوبش
مژگان من گرفته
من خسته گِرد عالم
درمان ز کس ندیدم
تا درد عشق دیدم
درمان من گرفته
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
به مرگ چاره نجستم
که در جهان مانم
به عشق زنده شدم
تا که جاودان مانم
چو مردم از تن و جان
وا رهاندم از زندان
به عشق زنده شوم
جاودان به جان مانم
به مرگ زنده شدن
هم حکايتي است عجيب
اگر غلط نکنم
خود به جاودان مانم
در آشيانه طوبي
نماندم از سر ناز
نه خاکيم که به
زندان خاکدان مانم
ز جويبار محبت
چشيدم آب حيات
که چون هميشه بهار
ايمن از خزان مانم
چه سالها که خزيدم
به کنج تنهايي
که گنج باشم و
بي نام و بي نشان مانم__
✍#استاد_شهریار
🍏🍎🍃
به مرگ چاره نجستم
که در جهان مانم
به عشق زنده شدم
تا که جاودان مانم
چو مردم از تن و جان
وا رهاندم از زندان
به عشق زنده شوم
جاودان به جان مانم
به مرگ زنده شدن
هم حکايتي است عجيب
اگر غلط نکنم
خود به جاودان مانم
در آشيانه طوبي
نماندم از سر ناز
نه خاکيم که به
زندان خاکدان مانم
ز جويبار محبت
چشيدم آب حيات
که چون هميشه بهار
ايمن از خزان مانم
چه سالها که خزيدم
به کنج تنهايي
که گنج باشم و
بي نام و بي نشان مانم__
✍#استاد_شهریار
🍏🍎🍃
❤2🙏1