This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
ساقی بده پیمانهای،
زان مِی که بیخویشم کند
بر حُسنِ شورانگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زآن می که در شب هایِ غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم ،
فارغ ز تشویشم کند
نورِ سحرگاهی دهد،
فیضی که میخواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد ،
سلطانِ درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا
در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا،
بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سروِ سهی،
سودایِ هستی از رهی
یغما کند اندیشه را،
دور از بَداندیشم کند
#رهی_معیری
🍏🍎🍃
ساقی بده پیمانهای،
زان مِی که بیخویشم کند
بر حُسنِ شورانگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زآن می که در شب هایِ غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم ،
فارغ ز تشویشم کند
نورِ سحرگاهی دهد،
فیضی که میخواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد ،
سلطانِ درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا
در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا،
بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سروِ سهی،
سودایِ هستی از رهی
یغما کند اندیشه را،
دور از بَداندیشم کند
#رهی_معیری
🍏🍎🍃
❤1
○
چه خوشست باده خوردن
به صبوح در گلستان
که خبر دهد ز جنت
دم صبح و باد بستان
بسحر که جان فزاید
لب یار و جام باده
بنشین و کام جانرا
از لب پیاله بستان!
✍#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
آخرین روز تابستانی تان به ترنم
خوش عشق و زندگی ☀️🍇
اولین روز هفته به قدم هایی سبز
چه خوشست باده خوردن
به صبوح در گلستان
که خبر دهد ز جنت
دم صبح و باد بستان
بسحر که جان فزاید
لب یار و جام باده
بنشین و کام جانرا
از لب پیاله بستان!
✍#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
آخرین روز تابستانی تان به ترنم
خوش عشق و زندگی ☀️🍇
اولین روز هفته به قدم هایی سبز
❤1
آخرین جرعه این جام
فریدون مشیری
✍#فریدون_مشیری
🎤#فریدون_مشیری
نه به ابر...
نه به آب...
نه به برگ...
نه به این آبیِ آرامِ بلند...
من به اینجمله نمیاندیشم...
به تو میاندیشم...
ای سراپا همه خوبی؛
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم ...
🍏🍎🍃
🎤#فریدون_مشیری
نه به ابر...
نه به آب...
نه به برگ...
نه به این آبیِ آرامِ بلند...
من به اینجمله نمیاندیشم...
به تو میاندیشم...
ای سراپا همه خوبی؛
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم ...
🍏🍎🍃
❤1
لو بص في عيني مره
سيرين عبدالنور
🎼❤️🎼
🗣#سیرین_عبدالنور
ای دِل! سخن بگویم یا نه؟
چه باید بکنم؟
ای دل من! چرا حواسش به من نیست
و غرقِ فکر است؟
چشمها و تمام وجودم او را ندا میدهند؛
اگر یک بار در چشمانم بنگرد،
اشتیاقم را حس خواهد کرد؛
اگر یک بار در چشمانم بنگرد،
حس خواهد کرد که در او ذوب شدهام؛
من به چیزی میاندیشم که او می اندیشد
دلم برایش تنگ شده...
🍏🍎🍃
🗣#سیرین_عبدالنور
ای دِل! سخن بگویم یا نه؟
چه باید بکنم؟
ای دل من! چرا حواسش به من نیست
و غرقِ فکر است؟
چشمها و تمام وجودم او را ندا میدهند؛
اگر یک بار در چشمانم بنگرد،
اشتیاقم را حس خواهد کرد؛
اگر یک بار در چشمانم بنگرد،
حس خواهد کرد که در او ذوب شدهام؛
من به چیزی میاندیشم که او می اندیشد
دلم برایش تنگ شده...
🍏🍎🍃
❤1
○
اگر میخواهید شجاعان را بیابید، کسانی را جستجو کنید که قادر به بخشودن هستند و اگر میخواهید قهرمانان را بیابید، کسانی را بجویید که قادرند در مقابل نفرت عشق بورزند.
👤#بهاگاوادگیتا
🍏🍎🍃
اگر میخواهید شجاعان را بیابید، کسانی را جستجو کنید که قادر به بخشودن هستند و اگر میخواهید قهرمانان را بیابید، کسانی را بجویید که قادرند در مقابل نفرت عشق بورزند.
👤#بهاگاوادگیتا
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند؛ اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشتهاند. اثر انگشت تو، امضای خداوند است که اتفاقی به دنیا نیامدهای و دعوت شدهای تو منحصر به فردی مشابه یا بدل نداری تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یادآوری کنی؛ دیگر خودت را با هیچکس مقایسه نمیکنی و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجودت محو میشود.
#حسین_الهی_قمشهای
🍏🍎🍃
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند؛ اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشتهاند. اثر انگشت تو، امضای خداوند است که اتفاقی به دنیا نیامدهای و دعوت شدهای تو منحصر به فردی مشابه یا بدل نداری تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یادآوری کنی؛ دیگر خودت را با هیچکس مقایسه نمیکنی و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجودت محو میشود.
#حسین_الهی_قمشهای
🍏🍎🍃
👌1
○
در اضطرابِ
چشم هایِ آینه، دیدم
هزاران منِ شکسته را با هم
که در تکه تکه هایِ
برکه ای بی ماه؛
رخت هایِ چرکینِ قرن ها؛
نامردمی را می شست!
و زخم هایِ
کهنه یِ شقایق هارا
با دستانِ آبیِ عشق؛
مرهم می گذاشت!
و در میعادِ سبزِ آفتاب؛
تشعشعِ میلادِ
بالِ پروازِ
شاپرک ها بود!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
در اضطرابِ
چشم هایِ آینه، دیدم
هزاران منِ شکسته را با هم
که در تکه تکه هایِ
برکه ای بی ماه؛
رخت هایِ چرکینِ قرن ها؛
نامردمی را می شست!
و زخم هایِ
کهنه یِ شقایق هارا
با دستانِ آبیِ عشق؛
مرهم می گذاشت!
و در میعادِ سبزِ آفتاب؛
تشعشعِ میلادِ
بالِ پروازِ
شاپرک ها بود!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
وقتی خورشید
بر گیسوانِ نرمِ گندمزار
بوسه می زد
تو بر بال هایِ سبزِ عشق؛
تا ابدیّتِ یک رویا بال گشودی!
تا پروازِ
جاودانه ای
که رستاخیز
نام دیگرِ عشق باشد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
وقتی خورشید
بر گیسوانِ نرمِ گندمزار
بوسه می زد
تو بر بال هایِ سبزِ عشق؛
تا ابدیّتِ یک رویا بال گشودی!
تا پروازِ
جاودانه ای
که رستاخیز
نام دیگرِ عشق باشد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
El Arado
rodrigo gallardo
🎼❤️🎼
🎼El Arado
🗣Rodrigo- Gallardo
"امید" را بی چون و چرا تأیید میکنم
وقتی که به ستارهای دیگر فکر میکنم.
به من میگوید هرگز دیر نخواهد بود
کبوتر پرواز خواهد کرد.
------‐-------------------------
یک مرد قوی
از توانمند شدنِ زنان،
حمایت میکند....
✍#هانا_آرنت
🍏🍎🍃
🎼El Arado
🗣Rodrigo- Gallardo
"امید" را بی چون و چرا تأیید میکنم
وقتی که به ستارهای دیگر فکر میکنم.
به من میگوید هرگز دیر نخواهد بود
کبوتر پرواز خواهد کرد.
------‐-------------------------
یک مرد قوی
از توانمند شدنِ زنان،
حمایت میکند....
✍#هانا_آرنت
🍏🍎🍃
👌1
○
در زلال لاجوردين سحرگاھي
پیش از آنی كه
شوند از خواب خوش بیدار
مرغ يا ماھی
من در ايوان سرای خويشتن
تشنه كامی خسته را مانم درست
جان به در برده ز صحراھای وھم آلود خواب
تن برون آورده از چنگ ھیولاھای شب
دور مانده قرن ھا و قرن ھا از آفتاب
پیش چشمم آسمان : دريای گوھربار
از شراب زندگی بخشنده ای سرشار
دستها را می گشايم می گشايم بیشتر
آسمان را چون قدح در دست می گیرم
و آن زلال ناب را سر می كشم
سر می كشم تا قطره آخر
مي شوم از روشنی سیراب
نور اينك در رگهای من جاری است
آه اگر فريادم از اين خانه تا كوی و گذر می رفت
بانگ برمی داشتم
ای خفتگان ھنگام بیداری است
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
در زلال لاجوردين سحرگاھي
پیش از آنی كه
شوند از خواب خوش بیدار
مرغ يا ماھی
من در ايوان سرای خويشتن
تشنه كامی خسته را مانم درست
جان به در برده ز صحراھای وھم آلود خواب
تن برون آورده از چنگ ھیولاھای شب
دور مانده قرن ھا و قرن ھا از آفتاب
پیش چشمم آسمان : دريای گوھربار
از شراب زندگی بخشنده ای سرشار
دستها را می گشايم می گشايم بیشتر
آسمان را چون قدح در دست می گیرم
و آن زلال ناب را سر می كشم
سر می كشم تا قطره آخر
مي شوم از روشنی سیراب
نور اينك در رگهای من جاری است
آه اگر فريادم از اين خانه تا كوی و گذر می رفت
بانگ برمی داشتم
ای خفتگان ھنگام بیداری است
#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
👌2