○
همانگونه كه مشت بسته
قادر به دریافت هدیه نیست،
به همان ترتیب هم،
اندیشه و ذهن بسته، نمی تواند
هیچ درسی را بیاموزد.
👤#پیتر_مکویلیام
🍏🍎🍃
همانگونه كه مشت بسته
قادر به دریافت هدیه نیست،
به همان ترتیب هم،
اندیشه و ذهن بسته، نمی تواند
هیچ درسی را بیاموزد.
👤#پیتر_مکویلیام
🍏🍎🍃
👌4
عجب رسمیه رسم زمونه
رسول نجفیان و پرویز پرستویی
🎼❤️🎼
آنقدر نزدیکی؛
که با لمسِ بال هایِ
بلورینِ تردِ خیال؛
و در گستره یِ خاطراتِ گسِ
مانده بر یاد؛
در آیینه یِ قلب و روح ام
بال و پر می زنی ...
و حضورت، انعکاسِ خوشِ
یک باورِ سبزِ اهورایی ست!
#فرح_فریماااا_معمایِ_عشق
یاد عزیزان سفر کرده
به عشق 🕊🤍
تو در یادی نه در خاکی...
🍏🍎🍃
آنقدر نزدیکی؛
که با لمسِ بال هایِ
بلورینِ تردِ خیال؛
و در گستره یِ خاطراتِ گسِ
مانده بر یاد؛
در آیینه یِ قلب و روح ام
بال و پر می زنی ...
و حضورت، انعکاسِ خوشِ
یک باورِ سبزِ اهورایی ست!
#فرح_فریماااا_معمایِ_عشق
یاد عزیزان سفر کرده
به عشق 🕊🤍
تو در یادی نه در خاکی...
🍏🍎🍃
👌1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
کاش خورشید؛
از پسِ کوهِ قاف،
دوباره بدرخشد
از همانجایی که؛
قصّه هایِ کودکی گم شد __
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
کاش خورشید؛
از پسِ کوهِ قاف،
دوباره بدرخشد
از همانجایی که؛
قصّه هایِ کودکی گم شد __
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌2
○
مادر، از همه ی ما ضعیف تر بود
نه بهخاطر غصههای مشترکمان،
بلکه بهخاطر اینکه غصههای
خصوصی هرکدام ما را هم خورده بود...
🗣#فرانتس_کافکا
🍏🍎🍃
مادر، از همه ی ما ضعیف تر بود
نه بهخاطر غصههای مشترکمان،
بلکه بهخاطر اینکه غصههای
خصوصی هرکدام ما را هم خورده بود...
🗣#فرانتس_کافکا
🍏🍎🍃
👍2👌2
Sevda Karası
Nahide Babaşlı & Behzat Gerçeker & Enbe Orkestrası
🎼❤️🎼
🗣#ناهید_باباشلی
-----------------------------
ای صبا ... !
گر بگذری ...
بر کوی مهرافشانِ دوست،
یار ما را گو سلامی؛
دل همیشه یادِ اوست....
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
🗣#ناهید_باباشلی
-----------------------------
ای صبا ... !
گر بگذری ...
بر کوی مهرافشانِ دوست،
یار ما را گو سلامی؛
دل همیشه یادِ اوست....
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
○
تیک تاکِ قدم های ات
در چهار فصلی ابری
در خمِ کوچه ای بن بست؛
و در ازدحامِ گنگِ ناباوری
بی هنگام؛ گم شد
هرگز اما؛ ندانستم
وقتی بذر شدی و در
زهدانِ خاک روییدی
تا کجایِ جهانِ باور
سبز می شوی
تا کدامين بهار؟
بال هایِ تردِ پروازت
شکوفه می زند،
که گندمزارِ دشتِ سینه ام
پُر می شود، از پَرهایِ زخمیِ
قاصدک هایِ بازیگوش؛
قاصدک هایِ بیقراری
که در کوله بارِ
"ارواحِ" سفرکرده یِ پریشان؛
از پشتِ ابرهایِ
بهت الوده یِ کبود
اسمِ تو را صدا می زنند!
و از چشمانِ ابریِ باور
در فراق ات؛ اشک می بارد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تیک تاکِ قدم های ات
در چهار فصلی ابری
در خمِ کوچه ای بن بست؛
و در ازدحامِ گنگِ ناباوری
بی هنگام؛ گم شد
هرگز اما؛ ندانستم
وقتی بذر شدی و در
زهدانِ خاک روییدی
تا کجایِ جهانِ باور
سبز می شوی
تا کدامين بهار؟
بال هایِ تردِ پروازت
شکوفه می زند،
که گندمزارِ دشتِ سینه ام
پُر می شود، از پَرهایِ زخمیِ
قاصدک هایِ بازیگوش؛
قاصدک هایِ بیقراری
که در کوله بارِ
"ارواحِ" سفرکرده یِ پریشان؛
از پشتِ ابرهایِ
بهت الوده یِ کبود
اسمِ تو را صدا می زنند!
و از چشمانِ ابریِ باور
در فراق ات؛ اشک می بارد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1