○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه ☀️🪴
☀️۱۱ شهریور ۱۴۰۳
🌙۲۷ صفر ۱۴۴۶
🌲۱ سپتامبر ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴---------
-----------------------------
یکشنبه تان سراسر شادی و آرامش
--------------🌻---🌻------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
🍃🌻🍃🍇
نگاه پروردگار یکتا بدرقه ی راهتان
--------------------------
امروز که زندهای، زندگی کن. فردا خواهی مرد. وقتی که سراسر زندگیات در برابر ابدیت لحظهای بیش نیست، چه جای آن است که خود را عذاب دهی؟
👤#تولستوی
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه ☀️🪴
☀️۱۱ شهریور ۱۴۰۳
🌙۲۷ صفر ۱۴۴۶
🌲۱ سپتامبر ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴---------
-----------------------------
یکشنبه تان سراسر شادی و آرامش
--------------🌻---🌻------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
🍃🌻🍃🍇
نگاه پروردگار یکتا بدرقه ی راهتان
--------------------------
امروز که زندهای، زندگی کن. فردا خواهی مرد. وقتی که سراسر زندگیات در برابر ابدیت لحظهای بیش نیست، چه جای آن است که خود را عذاب دهی؟
👤#تولستوی
🍏🍎🍃
❤3
○
هیچوقت بابت عشقهایی که
نثار دیگران کردهاید
و بعدها به این نتیجه رسیدهای○
که ذرّهای برای عشق شما
ارزش قائل نبوده اند،
افسوس نخورید ...
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید،
بخشیدید؛
و چه چیزی زیباتر از عشق ...
هر رنجِ دوست داشتن
صیقلیست بر روح ...
و با هر تمرینِ دوست داشتن،
روح تو زلالتر میشود ...
✍#شل_سیلور_استاین
🍏🍎🍃
هیچوقت بابت عشقهایی که
نثار دیگران کردهاید
و بعدها به این نتیجه رسیدهای○
که ذرّهای برای عشق شما
ارزش قائل نبوده اند،
افسوس نخورید ...
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید،
بخشیدید؛
و چه چیزی زیباتر از عشق ...
هر رنجِ دوست داشتن
صیقلیست بر روح ...
و با هر تمرینِ دوست داشتن،
روح تو زلالتر میشود ...
✍#شل_سیلور_استاین
🍏🍎🍃
👍2👌2
●
Never try to convey your idea to the audience — it is a thankless and senseless task. Show them life, and they’ll find within themselves the means to assess and appreciate it.
__ Andrei_Tarkovsky
هیچ وقت سعی نکنید فکرتان را به مخاطب حالی کنید — کاری بیاجر و بیمعنی. کافیست به تماشاگر زندگی را نشان دهید تا در درون خود وسایل لازم را برای شناختن قدر و ارج آن بیابد.
👤#آندری_تارکوفسکی
🍏🍎🍃
Never try to convey your idea to the audience — it is a thankless and senseless task. Show them life, and they’ll find within themselves the means to assess and appreciate it.
__ Andrei_Tarkovsky
هیچ وقت سعی نکنید فکرتان را به مخاطب حالی کنید — کاری بیاجر و بیمعنی. کافیست به تماشاگر زندگی را نشان دهید تا در درون خود وسایل لازم را برای شناختن قدر و ارج آن بیابد.
👤#آندری_تارکوفسکی
🍏🍎🍃
👌4
○
سلام و درود و مهر 🌻با آرزوی
طلوع صبحی روشن دوستانم
یکشنبه تان به ضرباهنگ خوش
عشق و امید و زندگی...🌻🧡
تیک تاک لحظه هایتان به بارش
باران مهر الهی...روزتان شاد🌱
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام و درود و مهر 🌻با آرزوی
طلوع صبحی روشن دوستانم
یکشنبه تان به ضرباهنگ خوش
عشق و امید و زندگی...🌻🧡
تیک تاک لحظه هایتان به بارش
باران مهر الهی...روزتان شاد🌱
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3
جمشید نجفی-گجلر
جمشید نجفی
🎼❤️🎼
🗣#جمشید_نجفی
🎼#گجلر
--------------------------------
شب های طولانی،
شب های بی صدا
عطر صبحگاهی رو
بدون تو نمیخوام
شب های طولانی؛
شب های بی صدا....
🍏🍎🍃
🗣#جمشید_نجفی
🎼#گجلر
--------------------------------
شب های طولانی،
شب های بی صدا
عطر صبحگاهی رو
بدون تو نمیخوام
شب های طولانی؛
شب های بی صدا....
🍏🍎🍃
❤2👍1
○
پائولو کوئیلو داستان قشنگی دارد. داستان جوانی که نزد خردمندی میرود و میگوید؛
که من میخواهم به #تفرد برسم.
خردمند یک لیوان آب به دستش میدهد و میگوید: «برو و دور این باغ بگرد و برگرد؛ اما مواظب باش که یک قطره از این آب نریزد». جوان میرود و بدون اینکه آب را بریزد بر میگردد. استاد میپرسد که: «آیا درختها را هم دیدی؟... چه درختی بود؟... شکوفه داده بود؟... میوه داده بود؟» جوان میگوید که: «من حواسم نبود!» استاد میگوید که: «برگرد؛ دوباره لیوان را بردار و در باغ بچرخ و این دفعه ببین که درختها چه بودند؟... پرندهها چه بودند؟...» جوان رفت و خندان برگشت و گفت: «عجب میوههایی بودند؛ عجب شکوفههایی بودند و عجب خرمالویی و .....خرگوشی بود و پروانههایی و... عجب دنیایی!»... استاد گفت: «از لیوانت چه خبر؟!» جوان تازه متوجه شد که لیوان خالی است! در اینجا استاد به او گفت: «همین است! ... هنر زندگی کردن این است که تمام باغ را ببینی و حواست به آن لیوان هم باشد که نریزد!» پائولو کوئیلو با این استعاره زیبا، تفرد یونگی را بیان میکند.
✍#پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
پائولو کوئیلو داستان قشنگی دارد. داستان جوانی که نزد خردمندی میرود و میگوید؛
که من میخواهم به #تفرد برسم.
خردمند یک لیوان آب به دستش میدهد و میگوید: «برو و دور این باغ بگرد و برگرد؛ اما مواظب باش که یک قطره از این آب نریزد». جوان میرود و بدون اینکه آب را بریزد بر میگردد. استاد میپرسد که: «آیا درختها را هم دیدی؟... چه درختی بود؟... شکوفه داده بود؟... میوه داده بود؟» جوان میگوید که: «من حواسم نبود!» استاد میگوید که: «برگرد؛ دوباره لیوان را بردار و در باغ بچرخ و این دفعه ببین که درختها چه بودند؟... پرندهها چه بودند؟...» جوان رفت و خندان برگشت و گفت: «عجب میوههایی بودند؛ عجب شکوفههایی بودند و عجب خرمالویی و .....خرگوشی بود و پروانههایی و... عجب دنیایی!»... استاد گفت: «از لیوانت چه خبر؟!» جوان تازه متوجه شد که لیوان خالی است! در اینجا استاد به او گفت: «همین است! ... هنر زندگی کردن این است که تمام باغ را ببینی و حواست به آن لیوان هم باشد که نریزد!» پائولو کوئیلو با این استعاره زیبا، تفرد یونگی را بیان میکند.
✍#پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
👌2👏1
Asal
Davood Behboodi
🎼❤️🎼
داوود_بهبودی
----------------------------------
ساقیا صبح است؛
مِی از شیشه در پیمانه کن
پیمانه کن
حشـر خـوابآلـودگان
از نـعـرهی مستانه کن
میرود فیضِ صبوح
از دست تا دَم می زنی
پـیـش این دریـای رحمت
دست را پیمانه کن ....
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎
داوود_بهبودی
----------------------------------
ساقیا صبح است؛
مِی از شیشه در پیمانه کن
پیمانه کن
حشـر خـوابآلـودگان
از نـعـرهی مستانه کن
میرود فیضِ صبوح
از دست تا دَم می زنی
پـیـش این دریـای رحمت
دست را پیمانه کن ....
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎
❤1