۰
من برای زیبایی جان دادم
و چه نادر بود
در گور که قرار گرفتم
کسی که برای حقیقت جان داده بود
در اطاقِ کنار من دراز کشید
پرسید : برای چه ناکام شدی؟
گفتم: برای زیبایی
گفت: من برای حقیقت،
این دو یکی ست
ما برادریم
آنگاه مثل خویشاوندانی که در شب
به هم می رسند
از اطاق هامان با هم حرف زدیم
تا این که سبزه به لب هامان رسید
و نام هامان را به کلی پوشانید.
من برای زیبایی جان دادم
و چه نادر بود
در گور که قرار گرفتم
کسی که برای حقیقت جان داده بود
در اطاقِ کنار من دراز کشید
پرسید : برای چه ناکام شدی؟
گفتم: برای زیبایی
گفت: من برای حقیقت،
این دو یکی ست
ما برادریم
آنگاه مثل خویشاوندانی که در شب
به هم می رسند
از اطاق هامان با هم حرف زدیم
تا این که سبزه به لب هامان رسید
و نام هامان را به کلی پوشانید.
#امیلی_دیکنسون
🍏🍎🍃
من برای زیبایی جان دادم
و چه نادر بود
در گور که قرار گرفتم
کسی که برای حقیقت جان داده بود
در اطاقِ کنار من دراز کشید
پرسید : برای چه ناکام شدی؟
گفتم: برای زیبایی
گفت: من برای حقیقت،
این دو یکی ست
ما برادریم
آنگاه مثل خویشاوندانی که در شب
به هم می رسند
از اطاق هامان با هم حرف زدیم
تا این که سبزه به لب هامان رسید
و نام هامان را به کلی پوشانید.
من برای زیبایی جان دادم
و چه نادر بود
در گور که قرار گرفتم
کسی که برای حقیقت جان داده بود
در اطاقِ کنار من دراز کشید
پرسید : برای چه ناکام شدی؟
گفتم: برای زیبایی
گفت: من برای حقیقت،
این دو یکی ست
ما برادریم
آنگاه مثل خویشاوندانی که در شب
به هم می رسند
از اطاق هامان با هم حرف زدیم
تا این که سبزه به لب هامان رسید
و نام هامان را به کلی پوشانید.
#امیلی_دیکنسون
🍏🍎🍃
🤍
در عشقِ تو
هر حیله که کردم هیچ است
هر خونِ جِگَر که بیتو خوردم
هیچ است
از درد تو
هیچ روی درمانم نيست
درمان که کُنَد مرا؟
که دردم هیچ است ...
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
در عشقِ تو
هر حیله که کردم هیچ است
هر خونِ جِگَر که بیتو خوردم
هیچ است
از درد تو
هیچ روی درمانم نيست
درمان که کُنَد مرا؟
که دردم هیچ است ...
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🤍
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت! خانهی خدا نزدیک ماست و تنها اثاث آن، عشق است.
#امیلی_دیکنسون شاعر آمریکایی ۱۰ دسامبر ۱۸۳۰–۱۵می ۱۸۸۶
🍏🍎🍃
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت! خانهی خدا نزدیک ماست و تنها اثاث آن، عشق است.
#امیلی_دیکنسون شاعر آمریکایی ۱۰ دسامبر ۱۸۳۰–۱۵می ۱۸۸۶
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گام های فردا به عشق و شادی ❤️🌹
○
من از لطافت صبح
من
از طراوت نور
من از نوازش
آن مهربان
چنان سرمست
که گاه
در
همه آفاق می گشودم بال
که مست
برهمه افلاک می فشاندم دست
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
من از لطافت صبح
من
از طراوت نور
من از نوازش
آن مهربان
چنان سرمست
که گاه
در
همه آفاق می گشودم بال
که مست
برهمه افلاک می فشاندم دست
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه ای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره
نادیده میگیرد
و هر دانه برفی به اشکی نریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده ؛
در این سکوت حقیقت ما نهفته است .
حقیقت تو
و من ...
✍ #مارگوت_بیگل
ترجمه : #احمد_شاملو
🍏🍎🍃
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه ای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره
نادیده میگیرد
و هر دانه برفی به اشکی نریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده ؛
در این سکوت حقیقت ما نهفته است .
حقیقت تو
و من ...
✍ #مارگوت_بیگل
ترجمه : #احمد_شاملو
🍏🍎🍃