This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
#سکانس_برتر🎬
خستهام رئیس؛
به اندازۀ تمامِ آن کارهای ناکرده،
به عظمتِ غربتِ یک بازمانده..
خستهام...
به سرخیِ تنِ سربازان
در خون غلتیده..
و به وسعتِ بغضهای
یک مردِ درمانده..
خستهام رئیس؛
به ضخامتِ آن رویایِ تحقق نایافته
و به بلندایِ یک شب تا سحر بیداری...
خستهام..
به پژمردگیِ
گلهای یک کودکِ گل فروش
و به تنهایی و درماندگیِ
یک زنِ تن فروش
و به عمقِ رویایِ
آزادیِ یک اعدامی...
خستهام رئیس؛
از اینجا و از اکنون..
ازغروبِ طلوعی حزنانگیز..
من اینجا به چیزی
بیش از خودم محتاجم،
چیزی شبیه به یک رویا...
سکانسی از فیلم «مسیر سبز»
کارگردان: #فرانک_دارابونا🎥
مسیر سبز فیلمی که بهشخصه آن را بیشتر از «شائوشنگ» دوست دارم. نمیدانم، شاید به خاطر اینکه به عنوان کسی که شیفته ی داستانهای ماوراطبیعه/ترسناک است،و شاید هم به خاطر اینکه کتاب کینگ را جلوتر از فیلم خواندهام و در کتاب با داستان به مراتب قویتری نسبت به «شائوشنگ» طرفیم. حقیقت این است که در کتابهای غیرترسناک کینگ هم رگههایی از وحشت پیدا میشود و چنین چیزی کاملا دربارهی «مسیر سبز» هم صدق میکند.
🍏🍎🍃
#سکانس_برتر🎬
خستهام رئیس؛
به اندازۀ تمامِ آن کارهای ناکرده،
به عظمتِ غربتِ یک بازمانده..
خستهام...
به سرخیِ تنِ سربازان
در خون غلتیده..
و به وسعتِ بغضهای
یک مردِ درمانده..
خستهام رئیس؛
به ضخامتِ آن رویایِ تحقق نایافته
و به بلندایِ یک شب تا سحر بیداری...
خستهام..
به پژمردگیِ
گلهای یک کودکِ گل فروش
و به تنهایی و درماندگیِ
یک زنِ تن فروش
و به عمقِ رویایِ
آزادیِ یک اعدامی...
خستهام رئیس؛
از اینجا و از اکنون..
ازغروبِ طلوعی حزنانگیز..
من اینجا به چیزی
بیش از خودم محتاجم،
چیزی شبیه به یک رویا...
سکانسی از فیلم «مسیر سبز»
کارگردان: #فرانک_دارابونا🎥
مسیر سبز فیلمی که بهشخصه آن را بیشتر از «شائوشنگ» دوست دارم. نمیدانم، شاید به خاطر اینکه به عنوان کسی که شیفته ی داستانهای ماوراطبیعه/ترسناک است،و شاید هم به خاطر اینکه کتاب کینگ را جلوتر از فیلم خواندهام و در کتاب با داستان به مراتب قویتری نسبت به «شائوشنگ» طرفیم. حقیقت این است که در کتابهای غیرترسناک کینگ هم رگههایی از وحشت پیدا میشود و چنین چیزی کاملا دربارهی «مسیر سبز» هم صدق میکند.
🍏🍎🍃
👌2
○
همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی
آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند،
آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند،
آدم های شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوش هایی شنوا ندارید.
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی
آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند،
آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند،
آدم های شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوش هایی شنوا ندارید.
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
👌2
○
دست های ام
تا بی نهایتِ لمسِ خدا
سبز شده اند
و رگ هایِ آبی ِ تن ام
تا بیکرانِ عشق؛
جاری است!
با من تا پرِ پرواز
تا ابدیتِ فهمِ حضور بیا!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دست های ام
تا بی نهایتِ لمسِ خدا
سبز شده اند
و رگ هایِ آبی ِ تن ام
تا بیکرانِ عشق؛
جاری است!
با من تا پرِ پرواز
تا ابدیتِ فهمِ حضور بیا!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌2
○
هر قدر انسان شریفتر، نجیبتر و حساستر باشد از خیانت دیگران بیشتر رنج میبرد و این دو علت دارد : یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمیبیند و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده است!
✍#الکساندر_دوما
🍏🍎🍃
هر قدر انسان شریفتر، نجیبتر و حساستر باشد از خیانت دیگران بیشتر رنج میبرد و این دو علت دارد : یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمیبیند و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده است!
✍#الکساندر_دوما
🍏🍎🍃
👌3
❤1👌1
من چه دانم
استاد شهرام ناظری
🎼❤️🎼
"من چه دانم"
دستگاه: نوا
آواز: استاد #شهرام_ناظری
شعر: #مولانا
مرا گویی که رایی من چه دانم
چنین مجنون چرایی من چه دانم
مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی من چه دانم
منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی من چه دانم
مرا گویی به قربانگاه جانها
نمیترسی که آیی من چه دانم
مرا گویی اگر کشته خدایی
چه داری از خدایی من چه دانم....
🍏🍎🍃
"من چه دانم"
دستگاه: نوا
آواز: استاد #شهرام_ناظری
شعر: #مولانا
مرا گویی که رایی من چه دانم
چنین مجنون چرایی من چه دانم
مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی من چه دانم
منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی من چه دانم
مرا گویی به قربانگاه جانها
نمیترسی که آیی من چه دانم
مرا گویی اگر کشته خدایی
چه داری از خدایی من چه دانم....
🍏🍎🍃
❤4👌1
○
چهار فصلِ حضورت را
در تداومِ زمان؛
بارها و بارها،
سروده ام، نفس کشیده ام
بوسیده ام؛ بوییده ام
و عطر لحظه لحظه هایِ
احساسِ تو را؛
چون پیراهنی تنگ، پوشیده ام
تو در تمامیِ جان و تن ام
در برگ برگِ جنگلِ انبوه احساس ام
سبز شده ای؛ در همه ی باورم
ریشه کرده ای؛ ببار باران!
ببار؛ بر کویرِ خشکِ دلتنگی ام!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
چهار فصلِ حضورت را
در تداومِ زمان؛
بارها و بارها،
سروده ام، نفس کشیده ام
بوسیده ام؛ بوییده ام
و عطر لحظه لحظه هایِ
احساسِ تو را؛
چون پیراهنی تنگ، پوشیده ام
تو در تمامیِ جان و تن ام
در برگ برگِ جنگلِ انبوه احساس ام
سبز شده ای؛ در همه ی باورم
ریشه کرده ای؛ ببار باران!
ببار؛ بر کویرِ خشکِ دلتنگی ام!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3👌1🍓1
Hayedeh Sogand
@moozikestan_bot
🎼❤️🎼
🗣#بانو_هایده
-------------------------------
اگر روزم پریشان شد،
فدای تاری از زلفش
که هر شب با خیالش
خوابهای دیگری دارم...
✍#اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
🗣#بانو_هایده
-------------------------------
اگر روزم پریشان شد،
فدای تاری از زلفش
که هر شب با خیالش
خوابهای دیگری دارم...
✍#اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
آسمان شکافت؛
ماه در کمندِ
دو چشمِ مست افتاد
و کاسه یِ صبرِ من
در چشمانِ خیسِ شب؛
غریبانه شکست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آسمان شکافت؛
ماه در کمندِ
دو چشمِ مست افتاد
و کاسه یِ صبرِ من
در چشمانِ خیسِ شب؛
غریبانه شکست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1