○
گاهی خوابت را میبینم
بیصدا
بیتصویر
مثلِ ماهی در آبهای تاریک
که لب میزند و
معلوم نیست
حبابها کلمهاند
یا بوسههایی از دلتنگی...
#توماس_ترانسترومر
🍏🍎🍃
گاهی خوابت را میبینم
بیصدا
بیتصویر
مثلِ ماهی در آبهای تاریک
که لب میزند و
معلوم نیست
حبابها کلمهاند
یا بوسههایی از دلتنگی...
#توماس_ترانسترومر
🍏🍎🍃
👏2❤1👌1
Line of Fire
Antimatter
🎼❤️🎼
تو صبح عالم افروزی و
من شمع سحرگاهی
گریبان باز کن در صبح تا
من جان برافشانم ...!
#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
تو صبح عالم افروزی و
من شمع سحرگاهی
گریبان باز کن در صبح تا
من جان برافشانم ...!
#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
❤2👌2
○
نسيم خوشخبر
از نور چشم من چهخبر ؟
هميشه در سفر
از بویِ پيرهن چهخبر ؟
تو پيکی و
همه پيغام عاشقان داری
از آن پری،
گل قاصد برای من چهخبر ؟
بشارتی به من
از كاروان بيار ای عشق
هميشه رفتن و رفتن ،
ز آمدن چهخبر ؟
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
نسيم خوشخبر
از نور چشم من چهخبر ؟
هميشه در سفر
از بویِ پيرهن چهخبر ؟
تو پيکی و
همه پيغام عاشقان داری
از آن پری،
گل قاصد برای من چهخبر ؟
بشارتی به من
از كاروان بيار ای عشق
هميشه رفتن و رفتن ،
ز آمدن چهخبر ؟
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
اشتیاق
هنوز در ما شعلهور است
گوشِ جان به آوای سرزمینمان داریم
و دقایق مقدس آزادی را
با شکنجهی امید
چشمبهراهیم...
و باورت باشد ای یار
که ستارهی دلربای سعادت
برخواهد آمد...
✍#پوشکین
🍏🍎🍃
اشتیاق
هنوز در ما شعلهور است
گوشِ جان به آوای سرزمینمان داریم
و دقایق مقدس آزادی را
با شکنجهی امید
چشمبهراهیم...
و باورت باشد ای یار
که ستارهی دلربای سعادت
برخواهد آمد...
✍#پوشکین
🍏🍎🍃
👌2
○
تو از من جدا نشدی، من عضوی از وجود تو بودم که قطعش کردی، تکهتکهاش کردی، تقسیمش کردی و تکهی بزرگتر را برداشتی و با خود بردی. هر کجا که میخواهی برو؛ به هر کجا که میخواهی فرار کن؛ هر قدر میخواهی به دوردستها برو؛ نمیتوانی من را از تکهای که با خود بردهای، جدا کنی.
نامههای#عزیز نسین
برگردان: داود وفایی
🍏🍎🍃
تو از من جدا نشدی، من عضوی از وجود تو بودم که قطعش کردی، تکهتکهاش کردی، تقسیمش کردی و تکهی بزرگتر را برداشتی و با خود بردی. هر کجا که میخواهی برو؛ به هر کجا که میخواهی فرار کن؛ هر قدر میخواهی به دوردستها برو؛ نمیتوانی من را از تکهای که با خود بردهای، جدا کنی.
نامههای#عزیز نسین
برگردان: داود وفایی
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
بانو#سیمین_غانم
🎼#مرد_من
آهنگ و تنظیم: #بابک_بیات
شعر: #ایرج_جنتی_عطایی
-----------------------------
بگو ای مرد من
ای از تبار هر چه عاشق
بگو ای در تو جاری
خون روشن شقایق
بگو ای سوخته
ای بیرمق ای کوه خسته
بگو ای با تو داغ
عاشقای دل شکسته
🍏🍎🍃
بانو#سیمین_غانم
🎼#مرد_من
آهنگ و تنظیم: #بابک_بیات
شعر: #ایرج_جنتی_عطایی
-----------------------------
بگو ای مرد من
ای از تبار هر چه عاشق
بگو ای در تو جاری
خون روشن شقایق
بگو ای سوخته
ای بیرمق ای کوه خسته
بگو ای با تو داغ
عاشقای دل شکسته
🍏🍎🍃
❤1👌1🕊1
نگاهم کن
هایده و عارف
🎼❤️🎼
🎼"نگاهم کن"
اجرا: بانو #هایده و #عارف
آهنگساز: #حسن_لشکری
ترانهسرا: #علیرضا_طبایی
وقتی تو هستی
آسمون پُر از نوره
غم از قلبم
هزارون ساله دوره
الاهی نشکنه قلبِ من و تو
که هر کی عاشقه
قلبش بلوره...
🍏🍎🍃
🎼"نگاهم کن"
اجرا: بانو #هایده و #عارف
آهنگساز: #حسن_لشکری
ترانهسرا: #علیرضا_طبایی
وقتی تو هستی
آسمون پُر از نوره
غم از قلبم
هزارون ساله دوره
الاهی نشکنه قلبِ من و تو
که هر کی عاشقه
قلبش بلوره...
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
#سکانس_برتر🎬
خستهام رئیس؛
به اندازۀ تمامِ آن کارهای ناکرده،
به عظمتِ غربتِ یک بازمانده..
خستهام...
به سرخیِ تنِ سربازان
در خون غلتیده..
و به وسعتِ بغضهای
یک مردِ درمانده..
خستهام رئیس؛
به ضخامتِ آن رویایِ تحقق نایافته
و به بلندایِ یک شب تا سحر بیداری...
خستهام..
به پژمردگیِ
گلهای یک کودکِ گل فروش
و به تنهایی و درماندگیِ
یک زنِ تن فروش
و به عمقِ رویایِ
آزادیِ یک اعدامی...
خستهام رئیس؛
از اینجا و از اکنون..
ازغروبِ طلوعی حزنانگیز..
من اینجا به چیزی
بیش از خودم محتاجم،
چیزی شبیه به یک رویا...
سکانسی از فیلم «مسیر سبز»
کارگردان: #فرانک_دارابونا🎥
مسیر سبز فیلمی که بهشخصه آن را بیشتر از «شائوشنگ» دوست دارم. نمیدانم، شاید به خاطر اینکه به عنوان کسی که شیفته ی داستانهای ماوراطبیعه/ترسناک است،و شاید هم به خاطر اینکه کتاب کینگ را جلوتر از فیلم خواندهام و در کتاب با داستان به مراتب قویتری نسبت به «شائوشنگ» طرفیم. حقیقت این است که در کتابهای غیرترسناک کینگ هم رگههایی از وحشت پیدا میشود و چنین چیزی کاملا دربارهی «مسیر سبز» هم صدق میکند.
🍏🍎🍃
#سکانس_برتر🎬
خستهام رئیس؛
به اندازۀ تمامِ آن کارهای ناکرده،
به عظمتِ غربتِ یک بازمانده..
خستهام...
به سرخیِ تنِ سربازان
در خون غلتیده..
و به وسعتِ بغضهای
یک مردِ درمانده..
خستهام رئیس؛
به ضخامتِ آن رویایِ تحقق نایافته
و به بلندایِ یک شب تا سحر بیداری...
خستهام..
به پژمردگیِ
گلهای یک کودکِ گل فروش
و به تنهایی و درماندگیِ
یک زنِ تن فروش
و به عمقِ رویایِ
آزادیِ یک اعدامی...
خستهام رئیس؛
از اینجا و از اکنون..
ازغروبِ طلوعی حزنانگیز..
من اینجا به چیزی
بیش از خودم محتاجم،
چیزی شبیه به یک رویا...
سکانسی از فیلم «مسیر سبز»
کارگردان: #فرانک_دارابونا🎥
مسیر سبز فیلمی که بهشخصه آن را بیشتر از «شائوشنگ» دوست دارم. نمیدانم، شاید به خاطر اینکه به عنوان کسی که شیفته ی داستانهای ماوراطبیعه/ترسناک است،و شاید هم به خاطر اینکه کتاب کینگ را جلوتر از فیلم خواندهام و در کتاب با داستان به مراتب قویتری نسبت به «شائوشنگ» طرفیم. حقیقت این است که در کتابهای غیرترسناک کینگ هم رگههایی از وحشت پیدا میشود و چنین چیزی کاملا دربارهی «مسیر سبز» هم صدق میکند.
🍏🍎🍃
👌2
○
همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی
آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند،
آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند،
آدم های شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوش هایی شنوا ندارید.
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی
آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند،
آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند،
آدم های شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوش هایی شنوا ندارید.
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
👌2
○
دست های ام
تا بی نهایتِ لمسِ خدا
سبز شده اند
و رگ هایِ آبی ِ تن ام
تا بیکرانِ عشق؛
جاری است!
با من تا پرِ پرواز
تا ابدیتِ فهمِ حضور بیا!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دست های ام
تا بی نهایتِ لمسِ خدا
سبز شده اند
و رگ هایِ آبی ِ تن ام
تا بیکرانِ عشق؛
جاری است!
با من تا پرِ پرواز
تا ابدیتِ فهمِ حضور بیا!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌2