●
تنهایی هم
هنوز رنگ بنفش داشت
می خواستند بر تنهایی من و تو
در شب و سکوت پرده های سیاه بکشند
من و تو آرام آرام
به ویرانی و وارستگی
خو گرفته بودیم
برای فراموشی غروب های
تهی از خورشید
هر روز باید به گورستان می رفتیم
برای آماده شدن روزهای سخت
برای زبان از یاد رفته
برای پوشیدن لباس های بی قواره
که در غیبت من و تو
دوخته بودند.
✍احمد_رضا_احمدی
سالروز سفرش گرامی
یادش سبز و جاودانه 🕊
🍏🍎🍃
تنهایی هم
هنوز رنگ بنفش داشت
می خواستند بر تنهایی من و تو
در شب و سکوت پرده های سیاه بکشند
من و تو آرام آرام
به ویرانی و وارستگی
خو گرفته بودیم
برای فراموشی غروب های
تهی از خورشید
هر روز باید به گورستان می رفتیم
برای آماده شدن روزهای سخت
برای زبان از یاد رفته
برای پوشیدن لباس های بی قواره
که در غیبت من و تو
دوخته بودند.
✍احمد_رضا_احمدی
سالروز سفرش گرامی
یادش سبز و جاودانه 🕊
🍏🍎🍃
👌1
کتاب باران که می بارد نوشته محمد خزایی است
باران که می بارد داستان آرزو های نارسیده و عشق های ناکام است.
وقتی دکمه اول پیراهن را اشتباه ببندی تا آخر همه اشتباه می افتند، هیچ دکمهای روبه روی سوراخی که باید نمیافتد، کج وکوله میشود، بدشکل میشود، توی ذوق میزند، چند وقت است فکر میکنم ما هم مثل همان دکمهها همان اول اشتباه بسته شده ایم، حتماً اشتباهی رخ داده که همه اشتباه کنار هم قرار گرفتهایم، انگار هیچ وقت سر جایمان نبودهایم، یا اینکه ما سر جایمان بودیم ولی دیگری نبود.
یا زمانمان اشتباه بود یا مکانمان... اگر هم سر جایمان بودیم، روزگار به اشتباه بستن عادت کرده بود انگار. خلاصه که دنیا پر شد از زندگی های کج وکوله و بدشکل که توی ذوق می زنند... مانند هر صبح با صدای خروس روی درخت که خیره به آسمان انگار کسی را فریاد میزد چشمانم را باز کردم...
🍏🍎🍃
باران که می بارد داستان آرزو های نارسیده و عشق های ناکام است.
وقتی دکمه اول پیراهن را اشتباه ببندی تا آخر همه اشتباه می افتند، هیچ دکمهای روبه روی سوراخی که باید نمیافتد، کج وکوله میشود، بدشکل میشود، توی ذوق میزند، چند وقت است فکر میکنم ما هم مثل همان دکمهها همان اول اشتباه بسته شده ایم، حتماً اشتباهی رخ داده که همه اشتباه کنار هم قرار گرفتهایم، انگار هیچ وقت سر جایمان نبودهایم، یا اینکه ما سر جایمان بودیم ولی دیگری نبود.
یا زمانمان اشتباه بود یا مکانمان... اگر هم سر جایمان بودیم، روزگار به اشتباه بستن عادت کرده بود انگار. خلاصه که دنیا پر شد از زندگی های کج وکوله و بدشکل که توی ذوق می زنند... مانند هر صبح با صدای خروس روی درخت که خیره به آسمان انگار کسی را فریاد میزد چشمانم را باز کردم...
🍏🍎🍃
👌1
○
شهر فرنگ، سینمای کودکان
50- 60 سال پیش...
زمانی که کودکان، کودکانه
می زیستند، دنیای شان در
باور خوش یک خیال،
در جعبه ای جادویی...
و نخ آرزو هایِ شان بسته به
دنباله هایِ کاغذیِ
بادبادکی؛ رها در باد...
کاش دنیا،
دنیایی کودکانه می بود
و آدم ها، کودکانی که کودک می ماندند؛
شاید آنگونه عشق نمی مرد
و انسانیت رنگِ تزویر و ریا نمی پذیرفت...
و زندگی در انسداد جاده ای
مه آلوده گم نمی شد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
شهر فرنگ، سینمای کودکان
50- 60 سال پیش...
زمانی که کودکان، کودکانه
می زیستند، دنیای شان در
باور خوش یک خیال،
در جعبه ای جادویی...
و نخ آرزو هایِ شان بسته به
دنباله هایِ کاغذیِ
بادبادکی؛ رها در باد...
کاش دنیا،
دنیایی کودکانه می بود
و آدم ها، کودکانی که کودک می ماندند؛
شاید آنگونه عشق نمی مرد
و انسانیت رنگِ تزویر و ریا نمی پذیرفت...
و زندگی در انسداد جاده ای
مه آلوده گم نمی شد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
شعر محمود درویش با صدای علی سرابی
ریتا و تفنگ
شعری زیباا از "محمود درویش "
برای معشوقه اش ریتا...
یک جایی از آن شعر میگوید :
من به دنیا آمدم
تا تو را دوست داشته باشم ...
"کاش این همه مرزهای عقیدتی، دینی، قومی و فرهنگی نمی نبود
تا عشق؛ تفسیر زیباتری ...
می داشت" .....
#ف_ف
🍏🍎🍃
برای معشوقه اش ریتا...
یک جایی از آن شعر میگوید :
من به دنیا آمدم
تا تو را دوست داشته باشم ...
"کاش این همه مرزهای عقیدتی، دینی، قومی و فرهنگی نمی نبود
تا عشق؛ تفسیر زیباتری ...
می داشت" .....
#ف_ف
🍏🍎🍃
👏2❤1
Tasvire Roya
Dariush
🎼❤️🎼
🗣#داریوش
🎼#تصویر_رویا
شب از مهتاب سر میره...
تمـــــــــام ماه تو آبـــ.........
شبیه عکس یک رویاســـــــت
تو خوابیدی جــــهان خوابـــــــ
زمــــین دور تو مـــــــیگرده
زمان دســــــــت تو افــــتاده ...
🍏🍎🍃
🗣#داریوش
🎼#تصویر_رویا
شب از مهتاب سر میره...
تمـــــــــام ماه تو آبـــ.........
شبیه عکس یک رویاســـــــت
تو خوابیدی جــــهان خوابـــــــ
زمــــین دور تو مـــــــیگرده
زمان دســــــــت تو افــــتاده ...
🍏🍎🍃
❤2
Korpe Yuregim
Sinan Ozen
🎼❤️🎼
Sinan Ozen
Korpe Yuregim
شب؛
در انتظار می خوابد
و تو؛
در نبضِ
رگ هایِ دفترم
سبز می شوی!!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
Sinan Ozen
Korpe Yuregim
شب؛
در انتظار می خوابد
و تو؛
در نبضِ
رگ هایِ دفترم
سبز می شوی!!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
من از خواب
برگی ریحان آوردهام
ریحان را به لبانم نزدیک میکنم
صبح میشود
کنار عطر ریحان
زندگی را میبوسم
و روز و پنجره را
با مقداری از آفتاب
که از کنار ابرها از آسمان میچکد
ستایش میکنم
من هنوز هستم...
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
من از خواب
برگی ریحان آوردهام
ریحان را به لبانم نزدیک میکنم
صبح میشود
کنار عطر ریحان
زندگی را میبوسم
و روز و پنجره را
با مقداری از آفتاب
که از کنار ابرها از آسمان میچکد
ستایش میکنم
من هنوز هستم...
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
❤2🥰1