شهرترانه_ بردی از یادم
هوشمند عقیلی & هایده
🎼❤️🎼
__ببار باران! به رویِ
گونه هایِ خیسِ پاییزم
__ببار باران!
که من از این قفس سیرم
من از این زندگی؛
دلگیرِ دلگیرم...
ببار باران ببار... !
سیلاب شو؛ سیلاب ...
ماهیِ جان مرا، با خود ببر
تا آبی دریا... !
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
__ببار باران! به رویِ
گونه هایِ خیسِ پاییزم
__ببار باران!
که من از این قفس سیرم
من از این زندگی؛
دلگیرِ دلگیرم...
ببار باران ببار... !
سیلاب شو؛ سیلاب ...
ماهیِ جان مرا، با خود ببر
تا آبی دریا... !
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد.
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی:
توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست، اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن. خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات.
خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم، بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم.
خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد.
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی:
توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست، اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن. خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات.
خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم، بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم.
خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
کیستم من؟...
ماهیِ افتاده بر خاکم؛
تشنه یِ یک قطره یِ آبم
مرغکی خسته؛ میانِ
شاخه هایِ خشکِ بی باران
اسیر دست هایِ
بی قرارِ رفته از یادم!
کیستم من؟...
آهویی رسته؛
ز دست دام وصیادم
اسیرِ فصل هایِ سردِ تکرارم
چشم هایِ خیسِ بارانم...
نگاهی منتظر؛
بر شانه هایِ خالیِ بادم
کیستم من؟...
آرزوهایی رها در شهرِ بارانم
اسیر خشمِ طوفانم؛
کیستم من؟...
آفتابم.... آفتابم... آفتابم
رها از باد و بارانِ زمستانم
به امیدِ بهارانم...
به امیدِ بهارانم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🌀 Тhe last of the Mohicans 🌲
Native American Music
🍏🍎🍃
کیستم من؟...
ماهیِ افتاده بر خاکم؛
تشنه یِ یک قطره یِ آبم
مرغکی خسته؛ میانِ
شاخه هایِ خشکِ بی باران
اسیر دست هایِ
بی قرارِ رفته از یادم!
کیستم من؟...
آهویی رسته؛
ز دست دام وصیادم
اسیرِ فصل هایِ سردِ تکرارم
چشم هایِ خیسِ بارانم...
نگاهی منتظر؛
بر شانه هایِ خالیِ بادم
کیستم من؟...
آرزوهایی رها در شهرِ بارانم
اسیر خشمِ طوفانم؛
کیستم من؟...
آفتابم.... آفتابم... آفتابم
رها از باد و بارانِ زمستانم
به امیدِ بهارانم...
به امیدِ بهارانم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🌀 Тhe last of the Mohicans 🌲
Native American Music
🍏🍎🍃
👏2👌1
○
📕#شاه_لیر
✍#ویلیام_شکسپیر
🎙 راوی : ایرانصدا
این نمایشنامه سقوط تدریجیِ شخصیت اصلی داستان، شاه لیر، را به سوی دیوانگی روایت میکند. شاه لیر بهخاطر چاپلوسی و مجیزگوییِ دو دخترش از او، قلمرو پادشاهیِ خود را به آنها میبخشد.
«تو از کنار یک خرس فرار میکنی، اما در این فرار، اگر پاهایت تو را به دل دریا یا رودخانهی خروشنده و غوغاگر بکشاند، در همان مکان قبلی -یعنی دهان خرس- در امان خواهی بود. جان که در آرامش و راحتی باشد، بدن بسیار سریع رنج میبرد. طوفانی که در جانِ من است، هر حسی را، جز آن یکی که بر قلب من میکوبد، از من محروم میکند. ناسپاس بودنِ فرزندان همانند این است که دهانم، دستم را که برای رساندن غذا به سمتش رفته، گاز گیرد....
🍏🍎🍃
📕#شاه_لیر
✍#ویلیام_شکسپیر
🎙 راوی : ایرانصدا
این نمایشنامه سقوط تدریجیِ شخصیت اصلی داستان، شاه لیر، را به سوی دیوانگی روایت میکند. شاه لیر بهخاطر چاپلوسی و مجیزگوییِ دو دخترش از او، قلمرو پادشاهیِ خود را به آنها میبخشد.
«تو از کنار یک خرس فرار میکنی، اما در این فرار، اگر پاهایت تو را به دل دریا یا رودخانهی خروشنده و غوغاگر بکشاند، در همان مکان قبلی -یعنی دهان خرس- در امان خواهی بود. جان که در آرامش و راحتی باشد، بدن بسیار سریع رنج میبرد. طوفانی که در جانِ من است، هر حسی را، جز آن یکی که بر قلب من میکوبد، از من محروم میکند. ناسپاس بودنِ فرزندان همانند این است که دهانم، دستم را که برای رساندن غذا به سمتش رفته، گاز گیرد....
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
گل هایِ
روییده در مرداب؛
طعم و ذائقه یِ خوش زندگی اند!
هنر آفتابِ
زاینده یِ عشق است و امید ...
و دروازه ای ست؛
گشوده بسویِ
دنیایِ ناگشوده یِ گنگِ باورها...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
اثر هنری یک نقاش چیره دست
در یک ساختمان مخروبه🎨
🍏🍎🍃
گل هایِ
روییده در مرداب؛
طعم و ذائقه یِ خوش زندگی اند!
هنر آفتابِ
زاینده یِ عشق است و امید ...
و دروازه ای ست؛
گشوده بسویِ
دنیایِ ناگشوده یِ گنگِ باورها...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
اثر هنری یک نقاش چیره دست
در یک ساختمان مخروبه🎨
🍏🍎🍃
👌2
○
نبض ام را بگیر
تا قلبِ شعرم طلوع کند؛
تا خون در رگ هایِ آبیِ تن ام
سبز شود؛
نبض ام را بگیر
تا ماه چشمان ات
در هیاهویِ سکوتِ
برکه یِ جانم
بی تاب شود
و روح عصیانگر
شب، آرام بگیرد
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
نبض ام را بگیر
تا قلبِ شعرم طلوع کند؛
تا خون در رگ هایِ آبیِ تن ام
سبز شود؛
نبض ام را بگیر
تا ماه چشمان ات
در هیاهویِ سکوتِ
برکه یِ جانم
بی تاب شود
و روح عصیانگر
شب، آرام بگیرد
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
Safar Kardm ~ Takmusics.IR
Moein ~ Takmusics.IR
🎼❤️🎼
میدونم که یه روز
تو میای سراغ قلبم
تو یه روز مثل گل
وا میشی تو باغ قلبم
تو میدونی که تو دستات واسه من عمر دوبارست
تو میدونی که تو چشمات شب من غرق ستارست...
باغ غمگین زمستون پیش
تو گلخونه میشه...
شب ساکتم سراسر مستی شبونه میشه...
🍏🍎🍃
میدونم که یه روز
تو میای سراغ قلبم
تو یه روز مثل گل
وا میشی تو باغ قلبم
تو میدونی که تو دستات واسه من عمر دوبارست
تو میدونی که تو چشمات شب من غرق ستارست...
باغ غمگین زمستون پیش
تو گلخونه میشه...
شب ساکتم سراسر مستی شبونه میشه...
🍏🍎🍃
❤2🤔1