○
چقده آدم زیر این خاکا خوابیده!
بُوایِ بوای بوام و ننیه ننیه ننیه ننم همشون زیر این خاکند.
یه زندگی اینجوری، چرا باید مثل گرگ و کفتار به جون هم بیفتیم؟ چرا آخه اینا بایس پولای من را بخورن؟
مگه خیال میکُنن که جای دیگه هم غیر از اینجا هس که بخوابن؟
📕 #تنگسیر
✍صادق چوبک در چهاردهم تیرماه سال 1295 در بوشهر دیده به جهان گشود.چوبک رئالیستی بود که اکثر داستانهایش، درباره زندگی تاریک و در جهل مردم، علیالخصوص قشر فرودست جامعه بود و آنها را با درونمایه خشم این گروه در هم میآمیخت و بازتاب میداد. او در این داستانها سعی داشته تا با شیوه نوین قصهگویی در ادبیات فارسی، باور به خرافه، رکود و جمود طبقه فرودست جامعه را به تصویر بکشاند.
او اواخر عمر خود را در برکلی کالیفرنیای آمریکا درحالیکه نابینا شده بود گذراند و در سیزدهم تیرماه سال 1377، درست یک روز پیش از تولد 82 سالگیاش، در آنجا درگذشت. طی وصیت او، جسدش به همراه تمام یادداشتهای منتشرنشدهاش سوزانده و خاکسترشان به اقیانوس سپرده شد.
زاد روزش گرامی🌷🌷🌷
🍏🍎🍃
چقده آدم زیر این خاکا خوابیده!
بُوایِ بوای بوام و ننیه ننیه ننیه ننم همشون زیر این خاکند.
یه زندگی اینجوری، چرا باید مثل گرگ و کفتار به جون هم بیفتیم؟ چرا آخه اینا بایس پولای من را بخورن؟
مگه خیال میکُنن که جای دیگه هم غیر از اینجا هس که بخوابن؟
📕 #تنگسیر
✍صادق چوبک در چهاردهم تیرماه سال 1295 در بوشهر دیده به جهان گشود.چوبک رئالیستی بود که اکثر داستانهایش، درباره زندگی تاریک و در جهل مردم، علیالخصوص قشر فرودست جامعه بود و آنها را با درونمایه خشم این گروه در هم میآمیخت و بازتاب میداد. او در این داستانها سعی داشته تا با شیوه نوین قصهگویی در ادبیات فارسی، باور به خرافه، رکود و جمود طبقه فرودست جامعه را به تصویر بکشاند.
او اواخر عمر خود را در برکلی کالیفرنیای آمریکا درحالیکه نابینا شده بود گذراند و در سیزدهم تیرماه سال 1377، درست یک روز پیش از تولد 82 سالگیاش، در آنجا درگذشت. طی وصیت او، جسدش به همراه تمام یادداشتهای منتشرنشدهاش سوزانده و خاکسترشان به اقیانوس سپرده شد.
زاد روزش گرامی🌷🌷🌷
🍏🍎🍃
👌3
●
کیارستمی از معدود هنرمندان متفکر ما در سطح بینالمللی بود. بارها شنیده بودم که پای درس فیلسوفان مختلفی حضور مییافت و علاوه بر تلمذ، فهم خود را محک میزد. درباره سینمای کیارستمی حرفهای زیادی گفتهاند و میتوان گفت، اما دوست دارم به نکتهای اشاره کنم که بیشتر در پشت پردهی سینمای او قابل دید بود. او در مواجهه با بازیگرانش، برای گرفتن یک بازی مطلوب و مورد نظرش، توضیحاتی ارائه میکرد که بسیار سهل و ممتنع بود. میخواست توضیح دهد که چه فرقی بین حسهای مختلف وجود دارد. مانند تفاوت حس نفرت و خشم. یا فرق بین گله و عصبانیت. فرقی که شاید همه آدمها عملا آنرا میشناسند اما هرکسی قادر نیست آنرا مفهومپردازی کند و در قالب مفاهیم به دیگری توضیح دهد.
کیارستمی در توضیح مفاهیم اولیه و ساده به بازیگرانش بسیار مهارت داشت، چراکه عمری در جهان مفاهیم سیر کرده بود. کیارستمی مانند یک فیلسوف، مفاهیم را میشناخت و میتوانست آنها را به دیگری منتقل سازد. اگر توجه کنیم که جهان همان جهان مفاهیم است، آنگاه پی به اهمیت کار کسانی مانند کیارستمی خواهیم برد.
#دکتر_اکبر_جباری
یادش سبز و جاودانه 🕊
🍏🍎🍃
کیارستمی از معدود هنرمندان متفکر ما در سطح بینالمللی بود. بارها شنیده بودم که پای درس فیلسوفان مختلفی حضور مییافت و علاوه بر تلمذ، فهم خود را محک میزد. درباره سینمای کیارستمی حرفهای زیادی گفتهاند و میتوان گفت، اما دوست دارم به نکتهای اشاره کنم که بیشتر در پشت پردهی سینمای او قابل دید بود. او در مواجهه با بازیگرانش، برای گرفتن یک بازی مطلوب و مورد نظرش، توضیحاتی ارائه میکرد که بسیار سهل و ممتنع بود. میخواست توضیح دهد که چه فرقی بین حسهای مختلف وجود دارد. مانند تفاوت حس نفرت و خشم. یا فرق بین گله و عصبانیت. فرقی که شاید همه آدمها عملا آنرا میشناسند اما هرکسی قادر نیست آنرا مفهومپردازی کند و در قالب مفاهیم به دیگری توضیح دهد.
کیارستمی در توضیح مفاهیم اولیه و ساده به بازیگرانش بسیار مهارت داشت، چراکه عمری در جهان مفاهیم سیر کرده بود. کیارستمی مانند یک فیلسوف، مفاهیم را میشناخت و میتوانست آنها را به دیگری منتقل سازد. اگر توجه کنیم که جهان همان جهان مفاهیم است، آنگاه پی به اهمیت کار کسانی مانند کیارستمی خواهیم برد.
#دکتر_اکبر_جباری
یادش سبز و جاودانه 🕊
🍏🍎🍃
👌3
نیلوفرانه_علیرضا افتخاری
@bazmemusighi
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
🎼#نیلوفرانه
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت، رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من، جانا بعهد خود وفا کن.....
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
🎼#نیلوفرانه
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت، رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من، جانا بعهد خود وفا کن.....
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
تا وقتی بهت و تردید، از مسلک و دین و آیین در هزار چهره یِ آیینه درون و بیرون مان ره گم کرده است.
تا وقتی؛
دانش و اصالتِ فرهنگی مان
به بالندگی و بلندایِ تاریخ و ستون هایِ مخروبِ دیروز است؛
"نه به فتوایِ دانشِ و خردِ امروز"
تا وقتی بینشی صریح از باورها و ناباوری های سالیانِ کهنِ کور نباشد
تا وقتی افتابِ عشق؛ به
هویت انسانی و انسانیت انسان ها؛
در آسمانِ ابریِ دل ها؛ نتابد
تا وقتی کورکورانه ...
بر ایقان پوسیده یِ قرن ها؛
وبر تعصّبات پوک و پوچ سالیان
دور صحه می گذاریم
و مشت بر دهانِ عشق، منطق و
خرد می کوبیم .
تا وقتی قارچ هایِ سمی بر
پرچینِ کهنه یِ باورها؛
همچنان حریصانه می رویند!
تا وقتی بهانه یِ آمدن و رفتن ما
دروازه هایِ گشوده و ناگشوده ی
بهشت و جهنم است و هبوط به
"دنیای دون، بهانه یِ زیستن" ...
آدم و حوایِ ما...
چگونه بذر عشق بکارند و از
شاخه هایِ سبزِ زندگی
چگونه سیب سرخ بچینند؟
وقتی که هنوز ...
در گیرودارِ چیدنِ یک سیب؛
عشق و گناه، عصیانِ گاز زده یِ
دوران است.
و خون می چکد؛
از لابلای انگشتانِ فرسوده یِ
باورهایِ زمختِ ناباور ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تا وقتی بهت و تردید، از مسلک و دین و آیین در هزار چهره یِ آیینه درون و بیرون مان ره گم کرده است.
تا وقتی؛
دانش و اصالتِ فرهنگی مان
به بالندگی و بلندایِ تاریخ و ستون هایِ مخروبِ دیروز است؛
"نه به فتوایِ دانشِ و خردِ امروز"
تا وقتی بینشی صریح از باورها و ناباوری های سالیانِ کهنِ کور نباشد
تا وقتی افتابِ عشق؛ به
هویت انسانی و انسانیت انسان ها؛
در آسمانِ ابریِ دل ها؛ نتابد
تا وقتی کورکورانه ...
بر ایقان پوسیده یِ قرن ها؛
وبر تعصّبات پوک و پوچ سالیان
دور صحه می گذاریم
و مشت بر دهانِ عشق، منطق و
خرد می کوبیم .
تا وقتی قارچ هایِ سمی بر
پرچینِ کهنه یِ باورها؛
همچنان حریصانه می رویند!
تا وقتی بهانه یِ آمدن و رفتن ما
دروازه هایِ گشوده و ناگشوده ی
بهشت و جهنم است و هبوط به
"دنیای دون، بهانه یِ زیستن" ...
آدم و حوایِ ما...
چگونه بذر عشق بکارند و از
شاخه هایِ سبزِ زندگی
چگونه سیب سرخ بچینند؟
وقتی که هنوز ...
در گیرودارِ چیدنِ یک سیب؛
عشق و گناه، عصیانِ گاز زده یِ
دوران است.
و خون می چکد؛
از لابلای انگشتانِ فرسوده یِ
باورهایِ زمختِ ناباور ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌3❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
حرف هایی که،
نمی توان گفت را، باید نوشت.
حرف هایی که،
نمی توان نوشت را، باید سرود
حرف هایی که،
نمی توان سرود را، باید نواخت
حرف هایی که،
نمی توان نواخت را، باید گریست.
#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
حرف هایی که،
نمی توان گفت را، باید نوشت.
حرف هایی که،
نمی توان نوشت را، باید سرود
حرف هایی که،
نمی توان سرود را، باید نواخت
حرف هایی که،
نمی توان نواخت را، باید گریست.
#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم 🤍❤️🤍 با امید آغازی دگرگون بسوی نور و روشنایی شروع هفته ای سرشار از لحظات و رویدادهای خوش برایتان آرزو دارم
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه. ☀️🪴
☀️ ۱۶ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۹ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۶ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
قدم هایتان در مسیری پویا و شکوفا 💚هفت روز هفته تان به رویدادهای خوش 💛
------------------------------
الهی!
یاری ام کن! تا در مسیری زاینده و
پویا قدم بر دارم و با دم به دم
نفس هایم شور و عشق و زندگی
بر شاخسار باورهایی خوش سبز شود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه. ☀️🪴
☀️ ۱۶ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۹ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۶ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
قدم هایتان در مسیری پویا و شکوفا 💚هفت روز هفته تان به رویدادهای خوش 💛
------------------------------
الهی!
یاری ام کن! تا در مسیری زاینده و
پویا قدم بر دارم و با دم به دم
نفس هایم شور و عشق و زندگی
بر شاخسار باورهایی خوش سبز شود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
ساقیا صبح است؛
می از شیشه درپیمانه کن
حشـر خـواب آلودگان
از نعـره ی مستانه کن
می رود فیض صبوح
ازدست،تادم می زنی
پیش این دریای رحمت،
دست راپیمانه کن ...!
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
درود دوستانم صبح تان به خیر و
حلاوت مهر و دوستی 🤍❤️🤍
○
ساقیا صبح است؛
می از شیشه درپیمانه کن
حشـر خـواب آلودگان
از نعـره ی مستانه کن
می رود فیض صبوح
ازدست،تادم می زنی
پیش این دریای رحمت،
دست راپیمانه کن ...!
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
درود دوستانم صبح تان به خیر و
حلاوت مهر و دوستی 🤍❤️🤍
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
صبح
سوار بر قطار ستارگان سحرگاهی از راه رسید
تو نیامدی
گنجشک های منتظر
دور خانه ی من نشستند
و به هر سایه به خود لرزیدند
تو نیامدی
شعر از دلم به دهانم
از لب هایم به دلم پر کشید
تو نیامدی
آفتاب
از سر سروها به انتهای خیابان سر کشید
تو نیامدی.
مه میداند
که باید برخیزد
و به خانه ی خود بیاید
در سینه ی من.
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
صبح
سوار بر قطار ستارگان سحرگاهی از راه رسید
تو نیامدی
گنجشک های منتظر
دور خانه ی من نشستند
و به هر سایه به خود لرزیدند
تو نیامدی
شعر از دلم به دهانم
از لب هایم به دلم پر کشید
تو نیامدی
آفتاب
از سر سروها به انتهای خیابان سر کشید
تو نیامدی.
مه میداند
که باید برخیزد
و به خانه ی خود بیاید
در سینه ی من.
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
در این مکتب که رمزِ عاشقی
آموخت استادم
منممجنون تر از مجنون و
عاشق تر ز فرهادم
بسان تکدرختی تشنه لب در
دامنِ صحرا
گهی سوزد تن از گرما و
گه بر سر زند بادم
منم آن سرنشینِ قایق موج
دل دریا....
که هر دم می رسد
بر ساحل آرام فریادم
خدا را...رحمتی ای آشنایان
سوختم از غم
که همچون طایر بشکسته پر
در دام صیادم
من از سیل غم عشقِ جمالِ
یار می ترسم
که این بیدادگر، آخر کَند
از بیخ بنیادم
نباشد بیمِ سر بر دار گردیدن
صداقت را
که چون منصور از قید هوای
نفس، آزادم...
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
در این مکتب که رمزِ عاشقی
آموخت استادم
منممجنون تر از مجنون و
عاشق تر ز فرهادم
بسان تکدرختی تشنه لب در
دامنِ صحرا
گهی سوزد تن از گرما و
گه بر سر زند بادم
منم آن سرنشینِ قایق موج
دل دریا....
که هر دم می رسد
بر ساحل آرام فریادم
خدا را...رحمتی ای آشنایان
سوختم از غم
که همچون طایر بشکسته پر
در دام صیادم
من از سیل غم عشقِ جمالِ
یار می ترسم
که این بیدادگر، آخر کَند
از بیخ بنیادم
نباشد بیمِ سر بر دار گردیدن
صداقت را
که چون منصور از قید هوای
نفس، آزادم...
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
❤2👌1