Audio
🎼❤️🎼
🗣#سیمین_غانم
------------------------------
__آه ... عشق!
چه حیف بودی!
چه حیف بودی!
ای پرنده یِ عشق؛
چه کسی معجز الهی را ؟
گورِ تندیسِ بی خیالی کرد؛
چه کسی در به رویِ رویا بست؟!
چه کسی در به رویِ فردا بست؟!__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#سیمین_غانم
------------------------------
__آه ... عشق!
چه حیف بودی!
چه حیف بودی!
ای پرنده یِ عشق؛
چه کسی معجز الهی را ؟
گورِ تندیسِ بی خیالی کرد؛
چه کسی در به رویِ رویا بست؟!
چه کسی در به رویِ فردا بست؟!__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🪴
☀️ ۱۳ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۳ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی و
لبخند و آرامش ❤️
-------------------------------
طوفان باعث مي شود ...
درخت ريشههایش را ،
عميقتر و قویتر كند ...!
در طوفانهاى زندگى ...
به برگ هايى كه ؛
از دست ميدهى فكر نكن !
به ريشه اى
فکر کن که قویتر میشود !
«تیموتی اوبراین»
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🪴
☀️ ۱۳ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۳ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی و
لبخند و آرامش ❤️
-------------------------------
طوفان باعث مي شود ...
درخت ريشههایش را ،
عميقتر و قویتر كند ...!
در طوفانهاى زندگى ...
به برگ هايى كه ؛
از دست ميدهى فكر نكن !
به ريشه اى
فکر کن که قویتر میشود !
«تیموتی اوبراین»
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1
○
نسیم باد صبا ،
دوشم آگهی آورد
که روزمحنت وغم
رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی
دهیم جامه چاك
بدین نوید که
باد سحرگهی آورد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
نسیم باد صبا ،
دوشم آگهی آورد
که روزمحنت وغم
رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی
دهیم جامه چاك
بدین نوید که
باد سحرگهی آورد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👌2
○
ای مزارع گسترده که در سپیدی سحر غوطه ورید ، من شما را بسی دیده ام ؛ ای دریاچه های آبی ، من در موجهایتان غوطه خورده ام . هر نوازش نسیم خندان ، مرا به تبسم واداشته ؛ و من از بازگو کردن آن برای تو خسته نمی شوم .
ای ناتانائیل، شوق را به تو خواهم آموخت .
اگر چیزهای زیباتری می شناختم ، همانها را برای تو می گفتم . همانها را ، مطمئنا همانها را ، نه چیزهای دیگر را . منالک ، تو عقل به من نیاموختی، عقل نه . عشق.
✍ #آندره_ژید
🍏🍎🍃
ای مزارع گسترده که در سپیدی سحر غوطه ورید ، من شما را بسی دیده ام ؛ ای دریاچه های آبی ، من در موجهایتان غوطه خورده ام . هر نوازش نسیم خندان ، مرا به تبسم واداشته ؛ و من از بازگو کردن آن برای تو خسته نمی شوم .
ای ناتانائیل، شوق را به تو خواهم آموخت .
اگر چیزهای زیباتری می شناختم ، همانها را برای تو می گفتم . همانها را ، مطمئنا همانها را ، نه چیزهای دیگر را . منالک ، تو عقل به من نیاموختی، عقل نه . عشق.
✍ #آندره_ژید
🍏🍎🍃
❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
درود دوستانم چهارشنبه تان به طلوعی خوش🌻 نبض زندگی تپنده به عشق و امید 🍃 با آرزوی بارش باران مهر و شکوفایی جوانه های امید و آرزوهایتان 🍃🌻 سلامت و سربلند باشید
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود دوستانم چهارشنبه تان به طلوعی خوش🌻 نبض زندگی تپنده به عشق و امید 🍃 با آرزوی بارش باران مهر و شکوفایی جوانه های امید و آرزوهایتان 🍃🌻 سلامت و سربلند باشید
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
چون دور عارض تو
برانداخت رسم عقل
ترسم که عشق
در سر سعدی جنون شود
🍏🍎🍃
چون دور عارض تو
برانداخت رسم عقل
ترسم که عشق
در سر سعدی جنون شود
🍏🍎🍃
👌2
Amigo - Roberto Carlos
🎶 @daricheh4
🎼❤️🎼
Amigo ~ Friend
یاد ها؛
فراموش نخواهد شد
حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند
حتی با سکوت...
🍏🍎🍃
Amigo ~ Friend
یاد ها؛
فراموش نخواهد شد
حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند
حتی با سکوت...
🍏🍎🍃
❤1
○
تابلوی #خداحافظی
+در تنگنای عبور
از هم میگذریم
اما جانهای مان...
درآغوش هم؛
تا ابد ...
خواهند گریست!...
#رمدیوس_وارو
🍏🍎🍃
تابلوی #خداحافظی
+در تنگنای عبور
از هم میگذریم
اما جانهای مان...
درآغوش هم؛
تا ابد ...
خواهند گریست!...
#رمدیوس_وارو
🍏🍎🍃
👌2🥰1
Setamgar
Reza Taher
🎼❤️🎼
🗣# رضا_طاهر
🎼#ستمگر
--------------------------------
سکوتِ توام من
شبی فراموش شده در خاطرِ خویش
و وعدهی دیداری که هر بار تکرار میشود
دریوزهگرِ درب خانهات
آنکه انتظار دیدارت، رنجش میدهد
آنکه جان میسپارد
اگر انتظارش به دیرگاه برسد.
✍#لوئی_آراگون
🍏🍎🍃
🗣# رضا_طاهر
🎼#ستمگر
--------------------------------
سکوتِ توام من
شبی فراموش شده در خاطرِ خویش
و وعدهی دیداری که هر بار تکرار میشود
دریوزهگرِ درب خانهات
آنکه انتظار دیدارت، رنجش میدهد
آنکه جان میسپارد
اگر انتظارش به دیرگاه برسد.
✍#لوئی_آراگون
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃