Chiquitita (Spanish Version)
Cher
🎼❤️🎼
Chiquitita
Cher
---------------------
+ در تنگنای عبور
از هم میگذریم
اما جانهای مان
در آغوش هم
تا ابد
خواهند گریست!
#رمدیوس_وارو
🍏🍎🍃
Chiquitita
Cher
---------------------
+ در تنگنای عبور
از هم میگذریم
اما جانهای مان
در آغوش هم
تا ابد
خواهند گریست!
#رمدیوس_وارو
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#زاز🎤
#موسیقی_زیبای_فرانسوی_با_زیرنویس_فارسی
یک انسان کامل...
انسانی ست که از هر دو وجه زنانگی و مردانگی روحش بهره می برد.
اگر قرار است جایی عشق بورزیم
اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم.
اگر قرار است یک بحران روحی را به سختی طی کنیم.
اگر قرار است جاهایی زیبا پسند و حساس باشیم...
در همه موقعیت هانگاه نکنیم که زن هستیم یا مرد...
آنچه روحمان تشنه اوست را
ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم.
✍#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
#موسیقی_زیبای_فرانسوی_با_زیرنویس_فارسی
یک انسان کامل...
انسانی ست که از هر دو وجه زنانگی و مردانگی روحش بهره می برد.
اگر قرار است جایی عشق بورزیم
اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم.
اگر قرار است یک بحران روحی را به سختی طی کنیم.
اگر قرار است جاهایی زیبا پسند و حساس باشیم...
در همه موقعیت هانگاه نکنیم که زن هستیم یا مرد...
آنچه روحمان تشنه اوست را
ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم.
✍#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
👌1
Nafas
Mohammad Esfahani
🎼❤️🎼
🗣#محمد_اصفهانی
------------------------------
دلارامِ من شد؛
و دل شوره یِ
لحظه هایِ کبودی؛
که نیست؛
و یادش، پر از
سبزیِ لحظه هایِ
قشنگی که هست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#محمد_اصفهانی
------------------------------
دلارامِ من شد؛
و دل شوره یِ
لحظه هایِ کبودی؛
که نیست؛
و یادش، پر از
سبزیِ لحظه هایِ
قشنگی که هست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بهزاد: من زن قهوه چی تا حالا ندیده بودم !
زن : دور از جانت، زیر بُته به عمل آمدی؟!
بهزاد: بله؟!
زن : میگم دور از جانت، زیر بُته به عمل آمدی؟! پس کی چایی جلوی دست پدرت میذاره؟!
بهزاد: معلومه، مادرم
زن : پس چرا میگی زن قهوه چی ندیده بودم؟ زنها همشون قهوهچیان دیگه. سه شغلهان! روزها کارگرن، غروبها قوهچیان، شبها همه با هم همکارن، دور از جان مادر شما!
🎬باد ما را خواهد برد
👤#عباس_کیارستمی
🍏🍎🍃
بهزاد: من زن قهوه چی تا حالا ندیده بودم !
زن : دور از جانت، زیر بُته به عمل آمدی؟!
بهزاد: بله؟!
زن : میگم دور از جانت، زیر بُته به عمل آمدی؟! پس کی چایی جلوی دست پدرت میذاره؟!
بهزاد: معلومه، مادرم
زن : پس چرا میگی زن قهوه چی ندیده بودم؟ زنها همشون قهوهچیان دیگه. سه شغلهان! روزها کارگرن، غروبها قوهچیان، شبها همه با هم همکارن، دور از جان مادر شما!
🎬باد ما را خواهد برد
👤#عباس_کیارستمی
🍏🍎🍃
🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
به فرزندان خود و به دانشآموزان خود، جسارت سخن گفتن و دفاع از خود را بیاموزید !
------------------------------
پاهایم خسته؛
روح ام زخمی؛
دست هایم بسته؛
آغوش ام خالی...
مرا با اندوهم، رها مکن!
"این واژه هایِ گنگ؛
فریاد بی صدایِ بسیاری از ما آدم هاست"....
-------------------------------
گاه دردها
آنقدر عمیق اند؛
و روح آن چنان زخمی و تنها؛
که جز رود زلال عشق و اعتماد
و باور به اینکه من می توانم ...
بر آن مرهمی دیگر نیست؛
و این باور به توانستن؛
دستی را می طلبد، آغوشی را
نگاهی را؛ آوایِ خوشی را وکلامی را؛
کلامی لبالب از واژه هایِ خوشِ عشق، اعتماد و باور... و دانستن و دانستن .....
"باید طنابی، محکم از عشق داشت"... برای بیرون کشیدنِ دردها، از چاهِ ویلِ هزار تویِ تنگ و تاریک درون...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
به فرزندان خود و به دانشآموزان خود، جسارت سخن گفتن و دفاع از خود را بیاموزید !
------------------------------
پاهایم خسته؛
روح ام زخمی؛
دست هایم بسته؛
آغوش ام خالی...
مرا با اندوهم، رها مکن!
"این واژه هایِ گنگ؛
فریاد بی صدایِ بسیاری از ما آدم هاست"....
-------------------------------
گاه دردها
آنقدر عمیق اند؛
و روح آن چنان زخمی و تنها؛
که جز رود زلال عشق و اعتماد
و باور به اینکه من می توانم ...
بر آن مرهمی دیگر نیست؛
و این باور به توانستن؛
دستی را می طلبد، آغوشی را
نگاهی را؛ آوایِ خوشی را وکلامی را؛
کلامی لبالب از واژه هایِ خوشِ عشق، اعتماد و باور... و دانستن و دانستن .....
"باید طنابی، محکم از عشق داشت"... برای بیرون کشیدنِ دردها، از چاهِ ویلِ هزار تویِ تنگ و تاریک درون...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
کوچه ها، خالی ست!
قبایِ شب، دریده؛
از خراشِ بغضِ تنهایی
کسی در انتظارِ کسی نیست؛
رفو باید کرد
رفو باید کرد، زخمِ شب را؛
با عشق...
تا بهتِ پنجره، در بسترِ
عریانِ خاطره ها، آرام بگیرد
و نیلوفرِ دستان ات؛
آغوشِ رویاهایِ مرا، خواب کند
بگذار؛
چهار فصلِ اوراقِ
نا خوانده یِ روزهایِ
دلواپسی ام؛
بالِ پروازِ پرنده ای باشد
در ابدیّتِ بیکرانه یِ عشق!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
کوچه ها، خالی ست!
قبایِ شب، دریده؛
از خراشِ بغضِ تنهایی
کسی در انتظارِ کسی نیست؛
رفو باید کرد
رفو باید کرد، زخمِ شب را؛
با عشق...
تا بهتِ پنجره، در بسترِ
عریانِ خاطره ها، آرام بگیرد
و نیلوفرِ دستان ات؛
آغوشِ رویاهایِ مرا، خواب کند
بگذار؛
چهار فصلِ اوراقِ
نا خوانده یِ روزهایِ
دلواپسی ام؛
بالِ پروازِ پرنده ای باشد
در ابدیّتِ بیکرانه یِ عشق!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
چگونه
فراموش کنم؛ تورا
که ابرهایِ آسمان؛
گواهِ چشم هایِ بارانی ام
و شاپرک هایِ خیال ات سوگوارِ
پیله یِ تنهایی ام؛
چگونه باور کنم؛
از یاد برده ای مرا
وقتی هنوز
در آسمانِ شب هایم
چشمانِ تو می تابد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
چگونه
فراموش کنم؛ تورا
که ابرهایِ آسمان؛
گواهِ چشم هایِ بارانی ام
و شاپرک هایِ خیال ات سوگوارِ
پیله یِ تنهایی ام؛
چگونه باور کنم؛
از یاد برده ای مرا
وقتی هنوز
در آسمانِ شب هایم
چشمانِ تو می تابد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1