○
مهم ترین درسی که آموختم این بود:
اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی. آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد...!
📕#شير سياه
✍#الیف_شافاک
🍏🍎🍃
مهم ترین درسی که آموختم این بود:
اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی. آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد...!
📕#شير سياه
✍#الیف_شافاک
🍏🍎🍃
❤1👌1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🐓
☀️ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳
🌙 ۱۲ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۱۹ ژوئن ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
-------------🍃---🍃---------
نبض زندگی تپنده به عشق
---------------------🍃---🍃--
....................................
قدم های پایانی خرداد به شادی -------------------------
دنیا همه را در هم میشکند !
ولی پس از آن خیلیها ،
جای شکستگیشان قویتر میشود ...
#ارنست_همینگوی
🍏🍎🍃
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🐓
☀️ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳
🌙 ۱۲ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۱۹ ژوئن ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
-------------🍃---🍃---------
نبض زندگی تپنده به عشق
---------------------🍃---🍃--
....................................
قدم های پایانی خرداد به شادی -------------------------
دنیا همه را در هم میشکند !
ولی پس از آن خیلیها ،
جای شکستگیشان قویتر میشود ...
#ارنست_همینگوی
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
درود دوستانم 🙋🙋♀ صبح آخرین
چهارشنبه بهاری تان به طراوت مهر وحلاوت عشق و دوستی💖🌸💖
تیک تاک لحظه هایتان به ضرباهنگِ
خوش هستی.. نگاه سبز معبود مهربان به همراه قدم هایتان ...
امروز شروع یک صبح تازه است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود دوستانم 🙋🙋♀ صبح آخرین
چهارشنبه بهاری تان به طراوت مهر وحلاوت عشق و دوستی💖🌸💖
تیک تاک لحظه هایتان به ضرباهنگِ
خوش هستی.. نگاه سبز معبود مهربان به همراه قدم هایتان ...
امروز شروع یک صبح تازه است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
○
الهی!
می خوانمت؛
نه از وحشتِ دوزخ؛
نه از گستره یِ
بال هایِ زخمیِ مرگ
نه در آرزوی بهشت؛
که به شوقِ رسیدن،
که به شوقِ پریدن ...
الهی!
پر کن ؛ جامِ شکسته یِ دل را
از شهد و شرنگِ شرابی؛
کز آن مستیِ عشق زاید ...
که بی عشق؛
سرابی کهنه و کورم!....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی!
می خوانمت؛
نه از وحشتِ دوزخ؛
نه از گستره یِ
بال هایِ زخمیِ مرگ
نه در آرزوی بهشت؛
که به شوقِ رسیدن،
که به شوقِ پریدن ...
الهی!
پر کن ؛ جامِ شکسته یِ دل را
از شهد و شرنگِ شرابی؛
کز آن مستیِ عشق زاید ...
که بی عشق؛
سرابی کهنه و کورم!....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
مردم به اصطلاح دیندار خدا را عبادت میکنند
ولی همچنان پیروان یک دین ،
پیروان ادیان را میکشند
و پیروان ادیان دیگر ، پیروان ادیان دیگر را ،
آنان خدا را عبادت میکنند
و همچنان افراد زنده را میکشند.
همچنان آنچه خدا آفریده است میکشند
و از بین میبرند و در عین حال میگویند
خدا آفریده است !
اینگونه بنظر میرسد که آنان فقط
واژه هایی را تکرار میکنند
که معنایش را نمیدانند.
خدا فقط یک زبان را میفهمد ،
زبان عشق را......
👤#اوشو
🍏🍎🍃
مردم به اصطلاح دیندار خدا را عبادت میکنند
ولی همچنان پیروان یک دین ،
پیروان ادیان را میکشند
و پیروان ادیان دیگر ، پیروان ادیان دیگر را ،
آنان خدا را عبادت میکنند
و همچنان افراد زنده را میکشند.
همچنان آنچه خدا آفریده است میکشند
و از بین میبرند و در عین حال میگویند
خدا آفریده است !
اینگونه بنظر میرسد که آنان فقط
واژه هایی را تکرار میکنند
که معنایش را نمیدانند.
خدا فقط یک زبان را میفهمد ،
زبان عشق را......
👤#اوشو
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
در میکده
دوش زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و
صراحی در دست
گفتم
ز چه در میکده جا کردی؟
گفت از میکده هم
به سوی حق راهی هست!
✍#شیخ_بهایی
🍏🍎🍃
در میکده
دوش زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و
صراحی در دست
گفتم
ز چه در میکده جا کردی؟
گفت از میکده هم
به سوی حق راهی هست!
✍#شیخ_بهایی
🍏🍎🍃
👌1
○
یک روز صبح از خوابِ زندگی برمیخیزی
و میبینی که آفتابِ درخشان از پنجره تافته
و درختان، شاد و سرخوش
در نور آفتاب با باد صبا میرقصند...
و خواهی خندید بر آن شب سیاه
که یکی دو ساعت تو را ترسانده بود.
✍#امیلی_دیکنسون
🍏🍎🍃
یک روز صبح از خوابِ زندگی برمیخیزی
و میبینی که آفتابِ درخشان از پنجره تافته
و درختان، شاد و سرخوش
در نور آفتاب با باد صبا میرقصند...
و خواهی خندید بر آن شب سیاه
که یکی دو ساعت تو را ترسانده بود.
✍#امیلی_دیکنسون
🍏🍎🍃
👌1
○
در طنینِ نوشخندِ مستِ بهار
می دمیدم، چو نی لبک در باد
می دویدم، چو برّه آهویِ شاد
انگار کودکی بودم ...
زیرِ بارانِ خیسِ خیال؛
در گذارِ خاطراتِ مانده ز یاد
از آسمانِ آبیِ عشق؛
شکوفه می بارید
نبضِ بیقرارِ ذهنِ بهار
بالِ پروازِ قاصدک ها بود
و شمیمِ خوشِ پونه هایِ
وحشی دشت؛ رقصِ
بال هایِ سبزِ شاپرک ها بود
و نگاهِ آفتابیِ مادر
پشتِ پرچینِ بچگی ها بود
و صدایِ دلنوازِ
سکوتِ پدر روحِ بارانیِ تمنا بود
انگار کودکی بودم ...
در سکون و سکوتِ چشمِ بهار
هزار هزار ...
آرزویِ خفته یِ شب
پیشِ پاهایِ سبزِ فردا بود!!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۷
🍏🍎🍃
در طنینِ نوشخندِ مستِ بهار
می دمیدم، چو نی لبک در باد
می دویدم، چو برّه آهویِ شاد
انگار کودکی بودم ...
زیرِ بارانِ خیسِ خیال؛
در گذارِ خاطراتِ مانده ز یاد
از آسمانِ آبیِ عشق؛
شکوفه می بارید
نبضِ بیقرارِ ذهنِ بهار
بالِ پروازِ قاصدک ها بود
و شمیمِ خوشِ پونه هایِ
وحشی دشت؛ رقصِ
بال هایِ سبزِ شاپرک ها بود
و نگاهِ آفتابیِ مادر
پشتِ پرچینِ بچگی ها بود
و صدایِ دلنوازِ
سکوتِ پدر روحِ بارانیِ تمنا بود
انگار کودکی بودم ...
در سکون و سکوتِ چشمِ بهار
هزار هزار ...
آرزویِ خفته یِ شب
پیشِ پاهایِ سبزِ فردا بود!!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۷
🍏🍎🍃
❤1👌1