○
برخی از ما چون مرکب هستیم و برخی چون کاغذ. اگر سیاهی برخی از ما نبود، برخی دیگر از ما گنگ میبودند. و اگر سپیدی برخی از ما نبود، برخی دیگر از ما کور میبودند.
ماسه و کف
#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
برخی از ما چون مرکب هستیم و برخی چون کاغذ. اگر سیاهی برخی از ما نبود، برخی دیگر از ما گنگ میبودند. و اگر سپیدی برخی از ما نبود، برخی دیگر از ما کور میبودند.
ماسه و کف
#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
👍1👌1
صیاد
علیرضا افتخاری
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#مهدی_عابدینی
🎼#محمدرضا_چراغعلی
---------------------------------
ماهی ها...
از موج نپرسیدند...
چرا؟ با صیاد هم آواز شدی
دریا... اما...
در سوگِ ماهیان...
تمامِ ساحل را گریست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#مهدی_عابدینی
🎼#محمدرضا_چراغعلی
---------------------------------
ماهی ها...
از موج نپرسیدند...
چرا؟ با صیاد هم آواز شدی
دریا... اما...
در سوگِ ماهیان...
تمامِ ساحل را گریست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
شهر عشق ، جهان
@ashar_nab53
🎼❤️🎼
تو چشمِ تو یه حادثه س؛
که از ستاره، سر تره
نجابتی تو چشماتِ که آبروم و میخره
خاطره هام مالِ خودم؛ تمومِ شعرام مال تو ...
اگه بری تو قصه ها
بازم میام سراغ تو ...
واسه چشمات پر شعرم
تو دلیلِ قصه هامی ...
🍏🍎🍃
تو چشمِ تو یه حادثه س؛
که از ستاره، سر تره
نجابتی تو چشماتِ که آبروم و میخره
خاطره هام مالِ خودم؛ تمومِ شعرام مال تو ...
اگه بری تو قصه ها
بازم میام سراغ تو ...
واسه چشمات پر شعرم
تو دلیلِ قصه هامی ...
🍏🍎🍃
❤1
📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
❌❌❌
گاهی خیال میکنم از من بریدهای!
بهتر زمن برای دلت برگزیدهای!
از خود سوال میکنم آیا چه کردهام؟
در فکر فرو میروم از من چه دیدهای؟
فرصت نمیدهی که کمی درد دل کنم!
گویا از این نمونه مکرر شنیدهای!
از من عبور میکنی و دم نمیزنی!
تنها دلم خوش است که شاید ندیدهای!
یک روز میرسد که در اغوش گیرمت!
هرگز بعید نیست، خدا را چه دیدهای!
❌این شعر در فضای مجازی با نام
«قیصرامینپور» نام برده میشود!
🍏🍎🍃
گاهی خیال میکنم از من بریدهای!
بهتر زمن برای دلت برگزیدهای!
از خود سوال میکنم آیا چه کردهام؟
در فکر فرو میروم از من چه دیدهای؟
فرصت نمیدهی که کمی درد دل کنم!
گویا از این نمونه مکرر شنیدهای!
از من عبور میکنی و دم نمیزنی!
تنها دلم خوش است که شاید ندیدهای!
یک روز میرسد که در اغوش گیرمت!
هرگز بعید نیست، خدا را چه دیدهای!
❌این شعر در فضای مجازی با نام
«قیصرامینپور» نام برده میشود!
🍏🍎🍃
❤1
○
چرخههایی از موفقیت وجود دارند،
زمانی که دارایی و پیروزی به سراغ ما میآید
و همچنین چرخههایی از شکست وجود دارند،
زمانی که دستاوردها از دست میروند
و تباه میشوند
و شما باید بگذارید آنها بروند
تا برای پیدایش چیزهای تازه
و بروز تغییر و دگرگونی جا باز شود...
تمرین نیروی حال
📕#اکهارت_تله
🍏🍎🍃
چرخههایی از موفقیت وجود دارند،
زمانی که دارایی و پیروزی به سراغ ما میآید
و همچنین چرخههایی از شکست وجود دارند،
زمانی که دستاوردها از دست میروند
و تباه میشوند
و شما باید بگذارید آنها بروند
تا برای پیدایش چیزهای تازه
و بروز تغییر و دگرگونی جا باز شود...
تمرین نیروی حال
📕#اکهارت_تله
🍏🍎🍃
👌1
○
آه ... ای باران
ببار بر سقفِ تنهایی
کاسه هایِ خالیِ اندوه را
پر کن؛
مردهایِ خسته در راهند
تنورِ سینه ها انبوهِ خاکستر
آسیاب و آسیابان هر دو
در خوابند؛
باد هم؛ در لابلایِ
خوشه هایِ خشم؛ خوابیده
سیاوش هایِ بسیاری
کفن پوشیده؛ در گورند
صدایِ بغضِ زنجیری
گلویِ شهر را می بست
و تنها؛ کودکِ معصومِ آزادی
طنابِ عشق را؛
بوسید!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آه ... ای باران
ببار بر سقفِ تنهایی
کاسه هایِ خالیِ اندوه را
پر کن؛
مردهایِ خسته در راهند
تنورِ سینه ها انبوهِ خاکستر
آسیاب و آسیابان هر دو
در خوابند؛
باد هم؛ در لابلایِ
خوشه هایِ خشم؛ خوابیده
سیاوش هایِ بسیاری
کفن پوشیده؛ در گورند
صدایِ بغضِ زنجیری
گلویِ شهر را می بست
و تنها؛ کودکِ معصومِ آزادی
طنابِ عشق را؛
بوسید!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
تو شاعرِ شعرهایِ منی؛
توییکه بر قلب ام می تابی
در روح و تن ام،جاری می شوی
و بر صفحه یِ دلم، نقش می زنی
من شب هایِ
غریبِ دلتنگی ام را
با چشمانِ ماهِ تو ...
به خیر می کنم؛
و در تمنایِ
عِطرِ نگاه ات
می نویسم...
مشقِ هرشبِ عشق را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تو شاعرِ شعرهایِ منی؛
توییکه بر قلب ام می تابی
در روح و تن ام،جاری می شوی
و بر صفحه یِ دلم، نقش می زنی
من شب هایِ
غریبِ دلتنگی ام را
با چشمانِ ماهِ تو ...
به خیر می کنم؛
و در تمنایِ
عِطرِ نگاه ات
می نویسم...
مشقِ هرشبِ عشق را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1