معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
306 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


هر کسی؛
آزاد است آنطور که می خواهد بیندیشد؛
ولی خدا کند که بیندیشد

#ژان پل_سارتر
🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


تمام جنگ ها مقدسن،
البته برای اون هایی که میجنگن.
اگه اون آدم هایی که این جنگ ها رو به راه انداختن نمی گفتن مقدسه؛
کدوم احمقی حاضر میشد بجنگه؟


#مارگارت_میچل
📕#بر_باد_رفته
🍏🍎🍃
👍1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Angeli
Guy Farley
🎼❤️🎼



حریف عشق تو بودم
چو ماه نو بودی

کنون که ماه تمامی
نظر دریغ مدار

#حافظ
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


آدم باید به این کشف و شهود برسد که چه عاملی آتش درونش را پیوسته شعله ور نگه می دارد .. آن آتش، غذای روح است . اگر کسی به موقع در نیابد که چه چیزی آتشِ درون را شعله ور می کند، قوطی کبریت وجودش ، نم بر میدارد و هیچ یک از چوب کبریت هایش هیچ وقت روشن نمی شود ...


📕مثل آب برای شکلات
#لورا_اسکوئیل
🍏🍎🍃
🔥2🥰1
🔥
🔥1
‌○

ما در اجتماعی زندگی می‌کنیم که در آن جایی برای آزادمردان نیست؛ تنها کشیشانی در امانند که مذهب را به خدمت حکومت و بانک بگمارند و هنرمندانی که هنر خود را بفروشند و حکیمانی که با دانش خود سوداگری کنند؛
بقیه هر قدر هم که معدود باشند به زندان می‌افتند، تبعید می‌شوند و تحت نظر قرار می‌گیرند! مشروط بر این که مأمور حاکم بنا به مقتضیات، سرشان را بی‌صدا زیر آب نکند.

✦ کتاب «نان و شراب»
✦ نوسنده: اینیاتسیو سیلونه
✦ مترجم: محمد قاضی
🍏🍎🍃
📚


گفت: به پیشم بیا
گفت: برایم بمان
گفت: به رویم بخند
گفت: برایم بمیر

آمدم
ماندم
خندیدم
مُردم...

#ناظم_حکمت
سالروز سفرش گرامی
🍏🍎🍃
👌1
🕊


من ناراحت نمی شوم،
تو هم لازم نیست ناراحت شوی؛
داشتن اعتقاد متفاوت،
نباید موجب جدایی آدم های باشعور بشود...

#فرانتس_کافکا
🍏🍎🍃
👌2
🕊


__و ماهِ چشمانِ تو
رویایِ هرشبِ؛
برکه ای بود
که تمامِ تو را؛
در من قدم می زد

و عشق را،
در سکوتِ
خلوتِ شبانه ام،
تفسیر می کرد!


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1
💫
چه غریب ماندی ای دل
همایون شجریان
🎼❤️🎼

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد
و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری

دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی ...

#هوشنگ_ابتهاج
🗣#همایون_شجریان
🍏🍎🍃
🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM