This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بهرام بیضایی از شاهنامه فردوسی و آموزههایش میگوید.
چو بستر ز خاك است و بالین ز خشت
درختی چرا باید امروز كشت ؟
كه هرچند روز از بَرَش بگذرد
بُنَش خون خورد، كینه بار آورد
فردوسی
#روز_بزرگداشت_فردوسی
🍏🍎🍃
بهرام بیضایی از شاهنامه فردوسی و آموزههایش میگوید.
چو بستر ز خاك است و بالین ز خشت
درختی چرا باید امروز كشت ؟
كه هرچند روز از بَرَش بگذرد
بُنَش خون خورد، كینه بار آورد
فردوسی
#روز_بزرگداشت_فردوسی
🍏🍎🍃
○
بی رنج، زین پیاله
کسی می نمیخورد
بی دود، زین تنور
بکس نان نمیدهند
تیمار کار خویش
تو خودخور
که دیگران هرگز
برای جرم تو
تاوان نمیدهند
✍#پروین_اعتصامی
🍏🍎🍃
بی رنج، زین پیاله
کسی می نمیخورد
بی دود، زین تنور
بکس نان نمیدهند
تیمار کار خویش
تو خودخور
که دیگران هرگز
برای جرم تو
تاوان نمیدهند
✍#پروین_اعتصامی
🍏🍎🍃
👏2👍1
○
توصیه میکنم که
راهحلهای فوری را باور نکنید،
زیرا برخلاف قوانین طبیعت است
تنها راه خرمن کردن محصول در پاییز،
کاشتن بذر آن در بهار
و آبیاری و پرورش و مراقبت
از آن در تابستان است...
👤 #استفان_کاوی
📕هفت عادت مردمان مؤثر
🍏🍎🍃
توصیه میکنم که
راهحلهای فوری را باور نکنید،
زیرا برخلاف قوانین طبیعت است
تنها راه خرمن کردن محصول در پاییز،
کاشتن بذر آن در بهار
و آبیاری و پرورش و مراقبت
از آن در تابستان است...
👤 #استفان_کاوی
📕هفت عادت مردمان مؤثر
🍏🍎🍃
👏2👍1
○
خواب دیدم؛
آسمان؛ خون گریه می کرد
و دشتِ خشکِ ناباور
پر از گلبوته هایِ سرخِ خونین بود
خواب دیدم؛
تندری زد؛ زمین لرزید
و صدها؛ گورِ بی صورت
هویدا شد
بال هایِ پوپکی، در باد
پر پر شد
و دستانِ گنه آلوده یِ صیاد را
دیدم، بالِ پروازِ
هزاران قمریِ معصوم را می چید
خواب دیدم؛
گیسوانِ شاپرک ها؛
ریسمانی شد
بر گلویِ شمع هایِ بر سرِ دار
خواب دیدم؛
دهانِ دشتِ گندمزارِ بی دندان،
می خندید؛ بر تنورِ خسته یِ
بی آتش و بی نان ...
و دستانِ خمودِ کودکی؛
گنداب ها را؛
زیر و رو می کرد
برای فدیه جان؛ برای لقمه ای نان؛
و بوی عفنِ زالوهایِ خون آشام
تمامشهر را پر کرد
چنان دلسنگ، خونِ کفتران و
و آهوان را، بر زمین می ریخت
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین خونابه ها را
پای هر لاله، زیرِ
بوته یِ محبوبه یِ عریانِ شب؛
در کنامِ یاسمن هایِ
درونِ گورهایِ سرد و در قلبِ
خونینِ شقایق هایِ پر پر
با دو چشمِ اشکبارِ چوبه هایِ دار
با دهانِ بازِ ابلیس؛
بیادِ سجده بر آدم؛ شرمگینانه
قی می کرد
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین چون کودکی بی مادر و
بی شیر ضجه می زد؛
ناله می کرد ...
"آسمان خون گریه می کرد؛
زمین هم" ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
خواب دیدم؛
آسمان؛ خون گریه می کرد
و دشتِ خشکِ ناباور
پر از گلبوته هایِ سرخِ خونین بود
خواب دیدم؛
تندری زد؛ زمین لرزید
و صدها؛ گورِ بی صورت
هویدا شد
بال هایِ پوپکی، در باد
پر پر شد
و دستانِ گنه آلوده یِ صیاد را
دیدم، بالِ پروازِ
هزاران قمریِ معصوم را می چید
خواب دیدم؛
گیسوانِ شاپرک ها؛
ریسمانی شد
بر گلویِ شمع هایِ بر سرِ دار
خواب دیدم؛
دهانِ دشتِ گندمزارِ بی دندان،
می خندید؛ بر تنورِ خسته یِ
بی آتش و بی نان ...
و دستانِ خمودِ کودکی؛
گنداب ها را؛
زیر و رو می کرد
برای فدیه جان؛ برای لقمه ای نان؛
و بوی عفنِ زالوهایِ خون آشام
تمامشهر را پر کرد
چنان دلسنگ، خونِ کفتران و
و آهوان را، بر زمین می ریخت
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین خونابه ها را
پای هر لاله، زیرِ
بوته یِ محبوبه یِ عریانِ شب؛
در کنامِ یاسمن هایِ
درونِ گورهایِ سرد و در قلبِ
خونینِ شقایق هایِ پر پر
با دو چشمِ اشکبارِ چوبه هایِ دار
با دهانِ بازِ ابلیس؛
بیادِ سجده بر آدم؛ شرمگینانه
قی می کرد
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین چون کودکی بی مادر و
بی شیر ضجه می زد؛
ناله می کرد ...
"آسمان خون گریه می کرد؛
زمین هم" ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1👏1💔1
Adat
Shadmehr Aghili
🎼❤️🎼
🗣#شادمھر عقیلے
🎼#عادت
آغوشتُ به غیر من
به روی هیشڪے وا نڪن ...
منو از این دلخوشے و آرامشم جدا نڪن ...
🍏🍎🍃
🗣#شادمھر عقیلے
🎼#عادت
آغوشتُ به غیر من
به روی هیشڪے وا نڪن ...
منو از این دلخوشے و آرامشم جدا نڪن ...
🍏🍎🍃
👍2❤1
○
برای انسانها، زمان هرگز دوباره تکرار نمیشود و هیچگاه دوباره به آن صورت که یک وقتی بود، برنمیگردد و وقتی احساسات آدم تغییر کرد یا رو به زوال گذاشت، دیگر هیچ معجزهای نمیتواند کیفیت اولیه را به آن برگرداند.
✍#ارنستو_ساباتو
📕#قهرمانان و گورها
----------------------
برای قلب های خسته و روح های
درهم شکسته مان،
برای رهایی از این همه گم گشتگی،
برای این همه فاصله.. دوری...
برای این همه تنهایی...
پلی باشیم .. برای عبور ...
برای به هم رسیدن ...
برای هم را، فهمیدن ...
ذائقه خوش عشق و زندگی را
چشیدن...
برای گذشتن از این همه زمستانِ
سردِ زمهریرِ بی احساس ...
برای هم باران باشیم؛ باران عشق
و عاطفه و لبخند
از هم دیوار نسازیم؛
پشت دیوارِ زندگی ماندن
مرگِ تدریجیِ عاطفه هاست!
برای هم پل باشیم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
برای انسانها، زمان هرگز دوباره تکرار نمیشود و هیچگاه دوباره به آن صورت که یک وقتی بود، برنمیگردد و وقتی احساسات آدم تغییر کرد یا رو به زوال گذاشت، دیگر هیچ معجزهای نمیتواند کیفیت اولیه را به آن برگرداند.
✍#ارنستو_ساباتو
📕#قهرمانان و گورها
----------------------
برای قلب های خسته و روح های
درهم شکسته مان،
برای رهایی از این همه گم گشتگی،
برای این همه فاصله.. دوری...
برای این همه تنهایی...
پلی باشیم .. برای عبور ...
برای به هم رسیدن ...
برای هم را، فهمیدن ...
ذائقه خوش عشق و زندگی را
چشیدن...
برای گذشتن از این همه زمستانِ
سردِ زمهریرِ بی احساس ...
برای هم باران باشیم؛ باران عشق
و عاطفه و لبخند
از هم دیوار نسازیم؛
پشت دیوارِ زندگی ماندن
مرگِ تدریجیِ عاطفه هاست!
برای هم پل باشیم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1
الهه - ساقی
@moziku
🎼❤️🎼
🗣 #بانو الهہ
🎼بده جامیاے ساقے
. ڪ بسازم با دردا...
---------------------------
پر کن ؛
ساغرِ بشکسته یِ دل را
از شرابِ کهنه یِ
شهد و شرنگِ بی مثیلِ عشق؛
که بی ساقیِ و بی ساغر
شرابی نه ...
سرابی؛
سرد و بی روح ام...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣 #بانو الهہ
🎼بده جامیاے ساقے
. ڪ بسازم با دردا...
---------------------------
پر کن ؛
ساغرِ بشکسته یِ دل را
از شرابِ کهنه یِ
شهد و شرنگِ بی مثیلِ عشق؛
که بی ساقیِ و بی ساغر
شرابی نه ...
سرابی؛
سرد و بی روح ام...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥2❤1
💠 تاثیر ماندگار رمان تصویر دوریانگری
این اثر جایگاه ویژهای در تاریخ ادبیات بر جای گذاشته است.
وایلد با به چالش کشیدن اخلاق متعارف و خلق دوریان، خوانندگان را مجبور کرد تا اعتبارِ ارزشها، هنجارها و مفاهیمی که بصورتی سنتی از اخلاق و فضیلت تعریف شدهاند را زیر سوال ببرند، تصویر دوریان گری به عنوان یک کاتالیزور برای بحث در مورد نقش هنر در جامعه و مرزهای پذیرش اخلاقی خدمت کرده است.
از جملهی مضامینی که تمام نسلها میتوانند با آن دست به گریبان باشند، پیروی کورکورانه از تأثیرات خارجی بدون یک پایه اخلاقی محکم است، اسکار وایلد در این اثرِ خود، استادانه با خلق این اثر گوتیک، عواقب غمانگیز و هولناک آن را در سطحی همتراز با این تراژیکِ انسانی نمایش میدهد.
🍏🍎🍃
این اثر جایگاه ویژهای در تاریخ ادبیات بر جای گذاشته است.
وایلد با به چالش کشیدن اخلاق متعارف و خلق دوریان، خوانندگان را مجبور کرد تا اعتبارِ ارزشها، هنجارها و مفاهیمی که بصورتی سنتی از اخلاق و فضیلت تعریف شدهاند را زیر سوال ببرند، تصویر دوریان گری به عنوان یک کاتالیزور برای بحث در مورد نقش هنر در جامعه و مرزهای پذیرش اخلاقی خدمت کرده است.
از جملهی مضامینی که تمام نسلها میتوانند با آن دست به گریبان باشند، پیروی کورکورانه از تأثیرات خارجی بدون یک پایه اخلاقی محکم است، اسکار وایلد در این اثرِ خود، استادانه با خلق این اثر گوتیک، عواقب غمانگیز و هولناک آن را در سطحی همتراز با این تراژیکِ انسانی نمایش میدهد.
🍏🍎🍃
03تصویر دوریانگری،نویسنده اسکار وایلد، مترجم محسن سلیمانی،راوی…
@behtarinhayesoti
📕✨📕
تصویر دوریانگری
بخش/ سوم
نویسنده: اسکار وایلد
مترجم: محسن سلیمانی
راوی: آرمان سلطان زاده
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر: نشر افق
🍏🍎🍃
تصویر دوریانگری
بخش/ سوم
نویسنده: اسکار وایلد
مترجم: محسن سلیمانی
راوی: آرمان سلطان زاده
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر: نشر افق
🍏🍎🍃