○
زمانی که واقعا خواستار چیزی هستی،
باید بدانی که این خواسته در ضمیر جهان متولد شده است و تو فقط مأمور انجام دادنش بر روی زمین هستی...
📕#کیمیاگر
✍#پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
زمانی که واقعا خواستار چیزی هستی،
باید بدانی که این خواسته در ضمیر جهان متولد شده است و تو فقط مأمور انجام دادنش بر روی زمین هستی...
📕#کیمیاگر
✍#پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
❤2👍1
Vocal:Ahora Azar
Arrangment:Mehdi Salehi
نام دکلمه:ضیافت
🎙 با صدای:اهورا آذر
🖋 شاعر:؟؟؟
🎛 تنظیم،میکس و مستر:
آکادمی نبض احساس (مهدی صالحی)
🔖 پی نوشت:
Tel Id: @Mehdi_Salehi_1984
Tel Chanel: @AcademyeNabzeEhsas
🍏🍎🍃
🎙 با صدای:اهورا آذر
🖋 شاعر:؟؟؟
🎛 تنظیم،میکس و مستر:
آکادمی نبض احساس (مهدی صالحی)
🔖 پی نوشت:
Tel Id: @Mehdi_Salehi_1984
Tel Chanel: @AcademyeNabzeEhsas
🍏🍎🍃
👍1
○
سال ۱۸۵۳ با آغاز جنگ کریمه میان امپراتوری عثمانی و روسیه ، فرانسه و انگلستان به یاری عثمانی شتافتند و سربازان خود را به جنگ فرستادند ، آن زمان تیتر روزنامههای تایمز لندن خبر از جنگ و توصیف اوضاع وخیم بیمارستانهای نظامی انگلیس میداد ، در گزارشها آمده بود تنها ۲۰ پرستار در جبههها فعالیت میکنند ، بیمارستانی وجود ندارد و حتی باند برای پانسمان هم نیست ، با انتشار این گزارشها ، فلورانس از وزیر جنگ انگلیس درخواست وسایل و امکانات بهداشتی کرد و سپس با همراهی ۳۴پرستار زن با شجاعت تمام پا به اعماق خاک ترکیه گذاشت و به یاری مجروحان شتافت ، این نخستین باری بود که یک زن به شکل رسمی اجازه مییافت که در ارتش فعالیت کند ،
وضعیت در منطقه بسیار نامناسب بود ، بهطور مثال تختخواب به اندازه کافی وجود نداشت ، همه چیز کثیف بود و همه جا پر از موش بود ، وقتی در نوامبر سال ۱۸۵۴ به منطقه رسید ، پزشک ارتش حاضر نبود با او کار کند ، اما این باعث نشد نایتینگل مأیوس شود و خیلی زود شروع به تمیز کردن محوطه کرد و سربازان بیشتری نیز برای تمیز کردن بیمارستان به او پیوستند ،
او شبها در بیمارستان به سربازانی که به شدت مجروح بودند سر میزد و تلاش میکرد تا آنها شرایط بهتری داشته باشند ، به همین دلیل بود که او به نام زنی چراغ به دست شناخته شد ، فلورانس با چهرهای آرامبخش برای اینکه سربازان دست از میگساری بردارند ، اتاقی برای مطالعه و بازیهای سالم آنان راه انداخت ، او بر اثر کار مداوم و همدمی با بیماران دچار تب وحشتناکی شبیه تیفوس یا مالاریا شد که در آن هنگام قربانیان زیادی را به کام مرگ کشانده بود و فلورانس نیز بر اثر این بیماری بهشدت ضعیف شد ،
جنگ پایان یافت و او به لندن بازگشت ، زمانی که به خانه برگشت به عنوان یک قهرمان مورد استقبال قرار گرفت ، حتی ملکه ویکتوریا نیز برای او نامه ای نوشت و از او به خاطر کارهایش قدردانی کرد ،
هرچند فلورانس نایتینگل میخواست گمنام بماند اما نامش بهعنوان فرشته سر زبانها بود ولی برای اینکه خود را از چشم دیگران دور نگه دارد ، به گونهای خود را پنهان کرد که گویی مردهاست ، فلورانس همراه ویلیام فار یک پزشک نظامی و فرد نیکوکاری به مدت ۲۰ سال برای بهبود وضعیت بیمارستانها و نظام آموزشی پرستاران تلاش کردند ،
نایتینگل ، نخستین مدرسه عالی آموزش پرستاری را سال ۱۸۶۰ در بیمارستان سن توماس لندن راهاندازی و مدیریت کرد ،
هرچند سلامت جسمانی او تحلیل رفته بود اما شهرتش از لندن به آمریکا و هند نیز رسید بگونهای که یک معمار و تاجر لیورپولی بهنام ویلیام راتبون در سال ۱۸۶۰ مبلغ زیادی در اختیار فلورانس گذاشت تا یک بیمارستان بسازد ، بیمارستانهایی که او ساخت مطابق استاندارد و الگوی بهداشتی بود و طبقات مختلف آن به بخشهای ویژهای مثل زنان و زایمان ، روان ، کودکان و جراحی اختصاص داشت ،
چند سال کار مداوم و سخت پس از جنگ ، توان او را بسیار تضعیف کرد بگونهای که در آخرین سالهای عمر نابینا شد و نمیتوانست مانند گذشته به وظایف خود عمل کند تا اینکه در ۱۳ آگوست ۱۹۱۰ در لندن درگذشت ،
فلورانس نایتینگل به یک شخصیت مهم در بهبود وضعیت سلامتی سربازان در دوران جنگ بدل شد ، شخصیتی جهانی که تأثیری عمیق بر جای گذاشت .
۱۲ می زاد روز بانوی چراغ به دست
یادش جاودانه🎂
🍏🍎🍃
سال ۱۸۵۳ با آغاز جنگ کریمه میان امپراتوری عثمانی و روسیه ، فرانسه و انگلستان به یاری عثمانی شتافتند و سربازان خود را به جنگ فرستادند ، آن زمان تیتر روزنامههای تایمز لندن خبر از جنگ و توصیف اوضاع وخیم بیمارستانهای نظامی انگلیس میداد ، در گزارشها آمده بود تنها ۲۰ پرستار در جبههها فعالیت میکنند ، بیمارستانی وجود ندارد و حتی باند برای پانسمان هم نیست ، با انتشار این گزارشها ، فلورانس از وزیر جنگ انگلیس درخواست وسایل و امکانات بهداشتی کرد و سپس با همراهی ۳۴پرستار زن با شجاعت تمام پا به اعماق خاک ترکیه گذاشت و به یاری مجروحان شتافت ، این نخستین باری بود که یک زن به شکل رسمی اجازه مییافت که در ارتش فعالیت کند ،
وضعیت در منطقه بسیار نامناسب بود ، بهطور مثال تختخواب به اندازه کافی وجود نداشت ، همه چیز کثیف بود و همه جا پر از موش بود ، وقتی در نوامبر سال ۱۸۵۴ به منطقه رسید ، پزشک ارتش حاضر نبود با او کار کند ، اما این باعث نشد نایتینگل مأیوس شود و خیلی زود شروع به تمیز کردن محوطه کرد و سربازان بیشتری نیز برای تمیز کردن بیمارستان به او پیوستند ،
او شبها در بیمارستان به سربازانی که به شدت مجروح بودند سر میزد و تلاش میکرد تا آنها شرایط بهتری داشته باشند ، به همین دلیل بود که او به نام زنی چراغ به دست شناخته شد ، فلورانس با چهرهای آرامبخش برای اینکه سربازان دست از میگساری بردارند ، اتاقی برای مطالعه و بازیهای سالم آنان راه انداخت ، او بر اثر کار مداوم و همدمی با بیماران دچار تب وحشتناکی شبیه تیفوس یا مالاریا شد که در آن هنگام قربانیان زیادی را به کام مرگ کشانده بود و فلورانس نیز بر اثر این بیماری بهشدت ضعیف شد ،
جنگ پایان یافت و او به لندن بازگشت ، زمانی که به خانه برگشت به عنوان یک قهرمان مورد استقبال قرار گرفت ، حتی ملکه ویکتوریا نیز برای او نامه ای نوشت و از او به خاطر کارهایش قدردانی کرد ،
هرچند فلورانس نایتینگل میخواست گمنام بماند اما نامش بهعنوان فرشته سر زبانها بود ولی برای اینکه خود را از چشم دیگران دور نگه دارد ، به گونهای خود را پنهان کرد که گویی مردهاست ، فلورانس همراه ویلیام فار یک پزشک نظامی و فرد نیکوکاری به مدت ۲۰ سال برای بهبود وضعیت بیمارستانها و نظام آموزشی پرستاران تلاش کردند ،
نایتینگل ، نخستین مدرسه عالی آموزش پرستاری را سال ۱۸۶۰ در بیمارستان سن توماس لندن راهاندازی و مدیریت کرد ،
هرچند سلامت جسمانی او تحلیل رفته بود اما شهرتش از لندن به آمریکا و هند نیز رسید بگونهای که یک معمار و تاجر لیورپولی بهنام ویلیام راتبون در سال ۱۸۶۰ مبلغ زیادی در اختیار فلورانس گذاشت تا یک بیمارستان بسازد ، بیمارستانهایی که او ساخت مطابق استاندارد و الگوی بهداشتی بود و طبقات مختلف آن به بخشهای ویژهای مثل زنان و زایمان ، روان ، کودکان و جراحی اختصاص داشت ،
چند سال کار مداوم و سخت پس از جنگ ، توان او را بسیار تضعیف کرد بگونهای که در آخرین سالهای عمر نابینا شد و نمیتوانست مانند گذشته به وظایف خود عمل کند تا اینکه در ۱۳ آگوست ۱۹۱۰ در لندن درگذشت ،
فلورانس نایتینگل به یک شخصیت مهم در بهبود وضعیت سلامتی سربازان در دوران جنگ بدل شد ، شخصیتی جهانی که تأثیری عمیق بر جای گذاشت .
۱۲ می زاد روز بانوی چراغ به دست
یادش جاودانه🎂
🍏🍎🍃
○
امروز به مناسبت تولد #فلورانس_نایتینگل روز جهانی پرستاران
نامیده شده است ،
به او لقب بانوی چراغ به دست
داده شده ، زیرا او با تحمل
بی خوابی در تمام طول شب
بر سر بیماران حاضر می شد !
🍏🍎🍃
امروز به مناسبت تولد #فلورانس_نایتینگل روز جهانی پرستاران
نامیده شده است ،
به او لقب بانوی چراغ به دست
داده شده ، زیرا او با تحمل
بی خوابی در تمام طول شب
بر سر بیماران حاضر می شد !
🍏🍎🍃
👍2
○
شب؛ غریبانه نفس می کشید؛
کبوتری، در قلبم بال و پرمی زد
که اسم تو؛ آسمانِ حضورش بود
ابرها باریدند؛ و تو
در ذره ذره هایِ خاکِ تن ام
روییدی...
و من گل سرخی شدم
در دستانِ بی قرار باد!!
#فرح_فریماااا_معمای عشق
🍏🍎🍃
شب؛ غریبانه نفس می کشید؛
کبوتری، در قلبم بال و پرمی زد
که اسم تو؛ آسمانِ حضورش بود
ابرها باریدند؛ و تو
در ذره ذره هایِ خاکِ تن ام
روییدی...
و من گل سرخی شدم
در دستانِ بی قرار باد!!
#فرح_فریماااا_معمای عشق
🍏🍎🍃
👏2
○
باد نجوایی؛
چه عاشقانه داشت!
برگ ها؛ در سجده بودند
مرغِ شب؛ مرثیه می خواند
و غوک ها؛ دعایِ باران...
و من به شوقِ مهتابِ چشمانِ تو
تمامِ شب را؛ در آسمان
قدم زدم!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
باد نجوایی؛
چه عاشقانه داشت!
برگ ها؛ در سجده بودند
مرغِ شب؛ مرثیه می خواند
و غوک ها؛ دعایِ باران...
و من به شوقِ مهتابِ چشمانِ تو
تمامِ شب را؛ در آسمان
قدم زدم!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏3
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه 🦋🐠
☀️ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
🌙 ۴ ذی القعده ۱۴۴۵
🌲 ۱۳ مه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
با آرزوی اینکه برگ برگِ سبز
تقویم اردیبهشت زیبا؛ به عشق و شادمانی ورق بخورد 🌻🪴🌻
-------------🍃---🍃-----------
قدم های فردا در مسیری سبز
تیک تاک لحظه هایتان به
شادی و لبخند و امید 🌳🌲🌳
-----------🍃-----🍃------
آنچه جرأت میخواهد، دوام آوردن است، خود را به زندگی سپردن است، گذراندن به ظاهر بیخیال روزهاست ...
#فرانتس_کافکا
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه 🦋🐠
☀️ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
🌙 ۴ ذی القعده ۱۴۴۵
🌲 ۱۳ مه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
با آرزوی اینکه برگ برگِ سبز
تقویم اردیبهشت زیبا؛ به عشق و شادمانی ورق بخورد 🌻🪴🌻
-------------🍃---🍃-----------
قدم های فردا در مسیری سبز
تیک تاک لحظه هایتان به
شادی و لبخند و امید 🌳🌲🌳
-----------🍃-----🍃------
آنچه جرأت میخواهد، دوام آوردن است، خود را به زندگی سپردن است، گذراندن به ظاهر بیخیال روزهاست ...
#فرانتس_کافکا
🍏🍎🍃
👍1
○
دلم به حال پروانه ها مى سوزد، وقتى چراغ را خاموش مى كنم! و به حال خفاش ها، وقتى چراغ را روشن مى كنم!
نمى شود قدمى برداشت، بدون آنكه كسى نرنجد؟!
✍#مارین_سورسکو
🍏🍎🍃
دلم به حال پروانه ها مى سوزد، وقتى چراغ را خاموش مى كنم! و به حال خفاش ها، وقتى چراغ را روشن مى كنم!
نمى شود قدمى برداشت، بدون آنكه كسى نرنجد؟!
✍#مارین_سورسکو
🍏🍎🍃
👍1👏1
●
پائولا Paola 👆❤️
میکیس تئودوراکیس آهنگساز برجستهی یونانی دربارهی قطعهی" پائولا"میگوید:
هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ شیلی "اگوستو پینوشه"
با دختری به نام "پائولا " آشنا شدم.
پائولایی مملو ازعواطف و احساسات انسانی که آشنایی ما به عشقی عمیق و سوزان بدل گشت.
یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش میآمد که این مسئله را به تعویق میانداخت.
تا روز ۱۱ سپتامبر که دفتر خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد.
زیرا پائولا به همراه ویکتور خارا و چندصد نفر دیگر از انقلابیون توسط مزدوران پینوشه دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام شدند.
بعد ازمرگ پائولا احساس کردم که همهی زندگی من مرده و به یغما رفته است. با تلاش فراوان و به کمک افسری که برخی از آهنگهایم را گوش میداد جسد پائولا را در سردخانه یافتم.
در خطوط چهرهاش خداحافظی و نگرانی برای من موج میزد. جسد سردش را مدتها در بغل گرفتم و لبهایش را بوسیدم تا سربازها به زور مرا ازپائولا جدا کردند و من زندگیم را در سردخانهی سرد تنها گذاشتم.
پیاده و باحال خراب به خانه رسیدم و درحالیکه ازخود بیخود بودم قطعهای بیاد پائولا ساختم که این قطعه بعدها موسیقی متن فیلم «حکومت نظامی» شد.
🍏🍎🍃
پائولا Paola 👆❤️
میکیس تئودوراکیس آهنگساز برجستهی یونانی دربارهی قطعهی" پائولا"میگوید:
هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ شیلی "اگوستو پینوشه"
با دختری به نام "پائولا " آشنا شدم.
پائولایی مملو ازعواطف و احساسات انسانی که آشنایی ما به عشقی عمیق و سوزان بدل گشت.
یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش میآمد که این مسئله را به تعویق میانداخت.
تا روز ۱۱ سپتامبر که دفتر خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد.
زیرا پائولا به همراه ویکتور خارا و چندصد نفر دیگر از انقلابیون توسط مزدوران پینوشه دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام شدند.
بعد ازمرگ پائولا احساس کردم که همهی زندگی من مرده و به یغما رفته است. با تلاش فراوان و به کمک افسری که برخی از آهنگهایم را گوش میداد جسد پائولا را در سردخانه یافتم.
در خطوط چهرهاش خداحافظی و نگرانی برای من موج میزد. جسد سردش را مدتها در بغل گرفتم و لبهایش را بوسیدم تا سربازها به زور مرا ازپائولا جدا کردند و من زندگیم را در سردخانهی سرد تنها گذاشتم.
پیاده و باحال خراب به خانه رسیدم و درحالیکه ازخود بیخود بودم قطعهای بیاد پائولا ساختم که این قطعه بعدها موسیقی متن فیلم «حکومت نظامی» شد.
🍏🍎🍃