This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
درود ها دوستانم 💖 روز سبز بهاری تان سرشار از عشق و امید و شادی🌸
تیک تاک لحظه هایتان به شور و نشاطِ زندگی...
🍏🍎🍃
درود ها دوستانم 💖 روز سبز بهاری تان سرشار از عشق و امید و شادی🌸
تیک تاک لحظه هایتان به شور و نشاطِ زندگی...
🍏🍎🍃
○
ای در دل من
رفته چو خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم
ز دست تو نکوست
ای مرغ سحر
تو صبح برخاستهای
ما خود همه شب؛
نخفتهایم از غم دوست
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
ای در دل من
رفته چو خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم
ز دست تو نکوست
ای مرغ سحر
تو صبح برخاستهای
ما خود همه شب؛
نخفتهایم از غم دوست
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
○
اجازه نده آتش درونت ذره ذره در مردابِ ناامیدکنندهٔ زمزمههایی که به تو میگویند "هنوز نه" یا "اصلاً ممکن نیست" خاموش شود.
اجازه نده قهرمان درونت به خاطر سرخوردگی از زندگیای که سزاوارش بودی و هرگز به آن نرسیدی، تباه شود. دنیایی را که آرزویش را داری، میتوانی برنده شوی. آن دنیا وجود دارد. واقعی است. ممکن است. مال تو است.
✍🏼 #رابین_شارما
📕 باشگاه پنج صبحیها
🍏🍎🍃
اجازه نده آتش درونت ذره ذره در مردابِ ناامیدکنندهٔ زمزمههایی که به تو میگویند "هنوز نه" یا "اصلاً ممکن نیست" خاموش شود.
اجازه نده قهرمان درونت به خاطر سرخوردگی از زندگیای که سزاوارش بودی و هرگز به آن نرسیدی، تباه شود. دنیایی را که آرزویش را داری، میتوانی برنده شوی. آن دنیا وجود دارد. واقعی است. ممکن است. مال تو است.
✍🏼 #رابین_شارما
📕 باشگاه پنج صبحیها
🍏🍎🍃
❤🔥1👏1
○
من کارگرم
دست های ام طلیعه دارِ
صبح آزادی
و چشمانِ منتظرم،
سکه هایِ ته قلکِ کودک ام
که آرزوهای اش را؛
بر آسمان میخ کرده است
شرمِ دستانِ خالیِ مرا؛
ابرها؛ می گریند؛
شاید؛ سفره یِ زمین،
از برکت عشق؛ سبز شود
و نمرودیان؛ در آتشِ نفرین
و قهرِ ابراهیم، بسوزند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
من کارگرم
دست های ام طلیعه دارِ
صبح آزادی
و چشمانِ منتظرم،
سکه هایِ ته قلکِ کودک ام
که آرزوهای اش را؛
بر آسمان میخ کرده است
شرمِ دستانِ خالیِ مرا؛
ابرها؛ می گریند؛
شاید؛ سفره یِ زمین،
از برکت عشق؛ سبز شود
و نمرودیان؛ در آتشِ نفرین
و قهرِ ابراهیم، بسوزند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1
○
_می گویند عرقِ کارگر عبادت است؛
عرق شرم را؛ در دستانِ خالی ام
چشیده اند؟
من هر روز دوزخ را؛ تجربه می کنم
برای بهشتی که قرار است،
تحمل فقر و گرسنگی و اجرِ صبر در دنیایی باشد، که عمری ست به پاس پاداش اش مرا؛ فریفته اند
من؛ هر روز و هر شب؛
بی صدا می میرم؛ تا
پلشتانِ روزگار در بهشت های شان
با حوریان و جام های شراب؛
مرغانِ بریان و چشمه هایِ شیر و
عسل، خوش باشند
و در کاخ های بهشتی شان کوخ ها را؛ و دست هایِ پینه بسته یِ مرا؛
به ریشخند بگیرند
دست هایِ من قرن هاست؛ بی صدا
هیزم دوزخیانی ست، که بهشت آرزوهایِ شان؛
در تنورِ ظلم و بیداد و جهل،
سوخته و خاکستر شده است...
باور هایِ ام را؛ به من پس بده
من بهشت را؛ در دنیایی که
تو به من، وعده داده بودی؛
هم... گم کرده ام...
و امیدِ مرگ هم دیگر آرامم نمی کند
تا بی صدا؛ انتظار را خفه کنم؛
روز کارگر برمن مبارک!؟؟؟
دست هایِ مرا بی صدا رها مکن.....
آن که خاک را به نظر کیمیا کند
فریبِ آرزوهایِ مرده یِ من است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_می گویند عرقِ کارگر عبادت است؛
عرق شرم را؛ در دستانِ خالی ام
چشیده اند؟
من هر روز دوزخ را؛ تجربه می کنم
برای بهشتی که قرار است،
تحمل فقر و گرسنگی و اجرِ صبر در دنیایی باشد، که عمری ست به پاس پاداش اش مرا؛ فریفته اند
من؛ هر روز و هر شب؛
بی صدا می میرم؛ تا
پلشتانِ روزگار در بهشت های شان
با حوریان و جام های شراب؛
مرغانِ بریان و چشمه هایِ شیر و
عسل، خوش باشند
و در کاخ های بهشتی شان کوخ ها را؛ و دست هایِ پینه بسته یِ مرا؛
به ریشخند بگیرند
دست هایِ من قرن هاست؛ بی صدا
هیزم دوزخیانی ست، که بهشت آرزوهایِ شان؛
در تنورِ ظلم و بیداد و جهل،
سوخته و خاکستر شده است...
باور هایِ ام را؛ به من پس بده
من بهشت را؛ در دنیایی که
تو به من، وعده داده بودی؛
هم... گم کرده ام...
و امیدِ مرگ هم دیگر آرامم نمی کند
تا بی صدا؛ انتظار را خفه کنم؛
روز کارگر برمن مبارک!؟؟؟
دست هایِ مرا بی صدا رها مکن.....
آن که خاک را به نظر کیمیا کند
فریبِ آرزوهایِ مرده یِ من است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
😢1
کارگر
فرامرز اصلانی
🎼❤️🎼
🎼#کارگر
🗣#فرامرز_اصلانی
باید دوباره کارگر شد
باید دوباره برزگر شد
باید درو کرد باید که کوبید
باید دوباره از ریشه رویید
این مزرعه محتاج بذر است
این کارخانه محتاج کار است
باید درو کرد باید که کوبید
باید دوباره از ریشه رویید
نان من از تو نان تو از من
جان من از تو جان تو از من
فریاد با هم پرواز با هم
آزادگی را؛ آغاز باهم......
🍏🍎🍃
🎼#کارگر
🗣#فرامرز_اصلانی
باید دوباره کارگر شد
باید دوباره برزگر شد
باید درو کرد باید که کوبید
باید دوباره از ریشه رویید
این مزرعه محتاج بذر است
این کارخانه محتاج کار است
باید درو کرد باید که کوبید
باید دوباره از ریشه رویید
نان من از تو نان تو از من
جان من از تو جان تو از من
فریاد با هم پرواز با هم
آزادگی را؛ آغاز باهم......
🍏🍎🍃
○
اگر روزی بمیرم
تمام کتاب هایی را که دوست دارم
با خودم خواهم برد
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد
و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم
بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم
دراز می کشم
سیگاری روشن می کنم
و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم
گریه خواهم کرد
اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است
ترس از اینکه
صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو بلند شو بلند شو
باید برویم سر کار باید برویم سر کار
برگرفته از کتاب
میترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم
✍#سابیر_هاکا
🍏🍎🍃
اگر روزی بمیرم
تمام کتاب هایی را که دوست دارم
با خودم خواهم برد
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد
و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم
بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم
دراز می کشم
سیگاری روشن می کنم
و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم
گریه خواهم کرد
اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است
ترس از اینکه
صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو بلند شو بلند شو
باید برویم سر کار باید برویم سر کار
برگرفته از کتاب
میترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم
✍#سابیر_هاکا
🍏🍎🍃
👍1
Paeeziam
Hojat Ashrafzadeh
🎼❤️🎼
🎼#بارون_بزن
🗣#حجت_اشرف_زاده
----------------------
بارون نَشُست،عطر تو روشونه هام...
بازم نِشَست،اشکِ تو رو گونه هام.....
🍏🍎🍃
🎼#بارون_بزن
🗣#حجت_اشرف_زاده
----------------------
بارون نَشُست،عطر تو روشونه هام...
بازم نِشَست،اشکِ تو رو گونه هام.....
🍏🍎🍃
○
در #سنگ_صبور قصه را از زبان شخصیتهای مختلف میخوانیم، نحوه بیانی که در قصهنویسی نوپای ایران کاملاً تازگی داشت. وی برای بیان افکار ذهنی هر یک از شخصیتها ناگزیر بود به زبان هر یک از آنها بنویسد و این خود به تغییر نثر در طول داستان منتهی شد که باز نسبت به دیگران پیشرفتی جدی محسوب میشد. در آثار #چوبک هر شخصیت داستان به زبان خودش، زبان متناسب با فرهنگ و خانواده و سن و سالش سخن میگوید؛ کودک، کودکانه میاندیشد و کودکانه هم حرف میزند، زن زنانه فکر میکند و زنانه هم حرف میزند و بدین ترتیب هر یک از شخصیتها به بهترین وجه شکل میگیرند و شخصیت پردازی موفقی ایجاد میشود که در بستر حوادث داستان، زیبایی و عمق خوشایندی به داستان میدهد.
🍏🍎🍃
در #سنگ_صبور قصه را از زبان شخصیتهای مختلف میخوانیم، نحوه بیانی که در قصهنویسی نوپای ایران کاملاً تازگی داشت. وی برای بیان افکار ذهنی هر یک از شخصیتها ناگزیر بود به زبان هر یک از آنها بنویسد و این خود به تغییر نثر در طول داستان منتهی شد که باز نسبت به دیگران پیشرفتی جدی محسوب میشد. در آثار #چوبک هر شخصیت داستان به زبان خودش، زبان متناسب با فرهنگ و خانواده و سن و سالش سخن میگوید؛ کودک، کودکانه میاندیشد و کودکانه هم حرف میزند، زن زنانه فکر میکند و زنانه هم حرف میزند و بدین ترتیب هر یک از شخصیتها به بهترین وجه شکل میگیرند و شخصیت پردازی موفقی ایجاد میشود که در بستر حوادث داستان، زیبایی و عمق خوشایندی به داستان میدهد.
🍏🍎🍃
صادق چوبک - @isfahanbooks
04 تنگسیر - @isfahanbooks
📕✨📕
🔺mp3 → 4️⃣
#نمایش_رادیویی 🎭 🎧
🎭 #نمایش: #تنگسیر
✍️ نویسنده: #صادق_چوبک
👤 کارگردان: #بهزاد_فراهانی
⏳ زمان: 00:23:49
🗜 حجم: 11 mb
🍏🍎🍃
🔺mp3 → 4️⃣
#نمایش_رادیویی 🎭 🎧
🎭 #نمایش: #تنگسیر
✍️ نویسنده: #صادق_چوبک
👤 کارگردان: #بهزاد_فراهانی
⏳ زمان: 00:23:49
🗜 حجم: 11 mb
🍏🍎🍃
○
تمام زندگی ام
بر این باور بوده ام
که دروغ نگویم؛
دل هیچ انسانی را نشکنم
و این را پذیرفته ام، که از
بین رفتن، قسمتی از زندگی است
اما با این وجود،
از مرگ خودم می ترسم
می ترسم؛
بعد از مرگ هم کارگر باشم!
✍#سابیر_هاکا
🍏🍎🍃
تمام زندگی ام
بر این باور بوده ام
که دروغ نگویم؛
دل هیچ انسانی را نشکنم
و این را پذیرفته ام، که از
بین رفتن، قسمتی از زندگی است
اما با این وجود،
از مرگ خودم می ترسم
می ترسم؛
بعد از مرگ هم کارگر باشم!
✍#سابیر_هاکا
🍏🍎🍃