J'Aime - Adamo
The Best Of French Songs - CD4
🎼❤️🎼
🗣#سالواتور_آدامو
🎼 #من دوست دارم ...
عشق چیزی نیست
که دنبالش بگردیم،
چیزیه که اتفاق می افته
و وقتی اتفاق افتاد فوقالعاده است...
#ژان_لوک_گدار
🍏🍎🍃
🗣#سالواتور_آدامو
🎼 #من دوست دارم ...
عشق چیزی نیست
که دنبالش بگردیم،
چیزیه که اتفاق می افته
و وقتی اتفاق افتاد فوقالعاده است...
#ژان_لوک_گدار
🍏🍎🍃
👍1
○
You can't always wait for the perfect time. Sometimes you must dare to jump.
هميشه نميتونى منتظر زمان مناسب بمونى ، گاهى وقتها بايد جرئت كنى و بپرى.
🍏🍎🍃
You can't always wait for the perfect time. Sometimes you must dare to jump.
هميشه نميتونى منتظر زمان مناسب بمونى ، گاهى وقتها بايد جرئت كنى و بپرى.
🍏🍎🍃
👍1
○
تنها چهره من و آسمان؛
کائنات دیگری نیست!
چهره من و آسمان، تنها!
میان آن دو باد میوزد، تنها:
نوازشی مشتاق و تنها دستی که
آورنده شادمانی بسیار است:
و باد جاودانه برمیخیزد و فرو میافتد.
بر فراز من، تمامی آنچه زنده است؛
و تمامی رویای که درون خود احساس میکنم،
حواس مرا مأوای بالهایِ
نظمی میکند که فرستاده رویاست.
نه بیشتر. و آیا تو احتمالاً
تو آن بادی که میآیی و میروی،
باد ملکوت، باد عشق، بر صورت من؟
✍#خوان_رآمن_خیمنس
شاعر اسپانیایی بود. او جایزه نوبل ادبیات را در سال ۱۹۵۶ دریافت کرد
🍏🍎🍃
○
تنها چهره من و آسمان؛
کائنات دیگری نیست!
چهره من و آسمان، تنها!
میان آن دو باد میوزد، تنها:
نوازشی مشتاق و تنها دستی که
آورنده شادمانی بسیار است:
و باد جاودانه برمیخیزد و فرو میافتد.
بر فراز من، تمامی آنچه زنده است؛
و تمامی رویای که درون خود احساس میکنم،
حواس مرا مأوای بالهایِ
نظمی میکند که فرستاده رویاست.
نه بیشتر. و آیا تو احتمالاً
تو آن بادی که میآیی و میروی،
باد ملکوت، باد عشق، بر صورت من؟
✍#خوان_رآمن_خیمنس
شاعر اسپانیایی بود. او جایزه نوبل ادبیات را در سال ۱۹۵۶ دریافت کرد
🍏🍎🍃
👍1
✍
محبوبه/داستانک
محبوبه گفت: «میآیی بازی؟»
گفتم: «چه بازی؟»
محبوبه گفت: «قایم باشک.»
بعد خودش صورتش را توی دستهایش قایم کرد و روی تنهی سپیدار بلند چشم گذاشت و من قایم شدم. اما هرجا پنهان میشدم، محبوبه زود پیدایم میکرد. بعد نوبت من شد. چشم گذاشتم روی تنه سپیدار و بعد تا صد شمردم. چشمهایم را که باز کردم، محبوبه نبود. همه جای باغ را دنبالش گشتم اما پیدایش نکردم. هنوز هم میگردم. محبوبه سالهاست که قایم شده است.
نویسنده: محمدجواد جزینی
از کتاب: کسی برای قاطر مرده گریه نمیکند.
🍏🍎🍃
محبوبه/داستانک
محبوبه گفت: «میآیی بازی؟»
گفتم: «چه بازی؟»
محبوبه گفت: «قایم باشک.»
بعد خودش صورتش را توی دستهایش قایم کرد و روی تنهی سپیدار بلند چشم گذاشت و من قایم شدم. اما هرجا پنهان میشدم، محبوبه زود پیدایم میکرد. بعد نوبت من شد. چشم گذاشتم روی تنه سپیدار و بعد تا صد شمردم. چشمهایم را که باز کردم، محبوبه نبود. همه جای باغ را دنبالش گشتم اما پیدایش نکردم. هنوز هم میگردم. محبوبه سالهاست که قایم شده است.
نویسنده: محمدجواد جزینی
از کتاب: کسی برای قاطر مرده گریه نمیکند.
🍏🍎🍃
👍1
○
نیمه گاز زده یِ یک سیب؛
در برزخِ معصیت و گناه یک باور
تا بغض خاکستریِ آسمانِ
ابریِ کبود ...
و طعمِ بوسه ای،
که در ویرانه یِ خاکی
در آغوش باد گم شد ...
و هبوط به عصر هایِ دلتنگِ جمعه
در ازدحامِ
تردیدِ عشق و جنون ...
و اشک هایی که؛
جایِ پایِ قدم هایِ تو را
در بهت و ایهامِ یک آغوش؛
تمامِ کوچه هایِ بن بستِ
شهر را، شست .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
نیمه گاز زده یِ یک سیب؛
در برزخِ معصیت و گناه یک باور
تا بغض خاکستریِ آسمانِ
ابریِ کبود ...
و طعمِ بوسه ای،
که در ویرانه یِ خاکی
در آغوش باد گم شد ...
و هبوط به عصر هایِ دلتنگِ جمعه
در ازدحامِ
تردیدِ عشق و جنون ...
و اشک هایی که؛
جایِ پایِ قدم هایِ تو را
در بهت و ایهامِ یک آغوش؛
تمامِ کوچه هایِ بن بستِ
شهر را، شست .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
سال هاست
مرثیه خوانِ قصه هایِ
کبوتران کوریم؛
قرن هاست
در سوگ و ماتمِ دمِ بریده یِ
روبهانی هستیم؛
که شیران این سرزمین را
به حیلتِ در هم تنیده یِ
باور هایِ مقعرِ ناباور
به کین و جور
در بندِ خرافه هایِ سالوسیان؛
فصل هایی بس کور، گریانده اند
و تاک هایِ
تاکستانِ خواب آلوده را؛
مسخ کرده اند، تا که بنوشند
باده باده؛
شرابِ ناب تزویر
در کاسه یِ سرِ
آهوانِ تشنه ای، که
سر به تیغِ ملامت؛ نسپردند
و در چشمه یِ سرخ و زلال عشق؛
مستانه تن شستند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سال هاست
مرثیه خوانِ قصه هایِ
کبوتران کوریم؛
قرن هاست
در سوگ و ماتمِ دمِ بریده یِ
روبهانی هستیم؛
که شیران این سرزمین را
به حیلتِ در هم تنیده یِ
باور هایِ مقعرِ ناباور
به کین و جور
در بندِ خرافه هایِ سالوسیان؛
فصل هایی بس کور، گریانده اند
و تاک هایِ
تاکستانِ خواب آلوده را؛
مسخ کرده اند، تا که بنوشند
باده باده؛
شرابِ ناب تزویر
در کاسه یِ سرِ
آهوانِ تشنه ای، که
سر به تیغِ ملامت؛ نسپردند
و در چشمه یِ سرخ و زلال عشق؛
مستانه تن شستند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍2
Dariush Soghoot [BibakMusic.com]
Dariush [BibakMusic.com]
🎼❤️🎼
پرنده پرید؛
قفس زیرِ بارانِ شب
خیس شد
و اندوهِ دستانِ یک پنجره
سکوتِ کبودِِ
قفس را
شکست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
پرنده پرید؛
قفس زیرِ بارانِ شب
خیس شد
و اندوهِ دستانِ یک پنجره
سکوتِ کبودِِ
قفس را
شکست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1