○
در پس ملال ها و غم های سهمگین
که بر دوش هستی مه آلود باری گرانند ،
خوشبخت آن که می تواند در مسیر متعالی
به سوی وادی های روشن و آرام اوج گیرد .
خوشبخت آن که اندیشه هایش ،
چون چکاوکانی
صبحگاه به سوی آسمان پر می کشند .
خوشبخت آن که بر فراز زندگی
بال می گشاید ،
و بی زحمتی در می یابد
زبان گل ها و آفریدگان خاموش را !
✍ #شارل_بودلر
🍏🍎🍃
در پس ملال ها و غم های سهمگین
که بر دوش هستی مه آلود باری گرانند ،
خوشبخت آن که می تواند در مسیر متعالی
به سوی وادی های روشن و آرام اوج گیرد .
خوشبخت آن که اندیشه هایش ،
چون چکاوکانی
صبحگاه به سوی آسمان پر می کشند .
خوشبخت آن که بر فراز زندگی
بال می گشاید ،
و بی زحمتی در می یابد
زبان گل ها و آفریدگان خاموش را !
✍ #شارل_بودلر
🍏🍎🍃
○
روزهایی هست که تمام دنیای من خاکستری می شود ، آنقدر خاکستری که حتی لبخند یک کودک زیبا هم نمی تواند از آن دیوار یخی بگذرد و روحم را لمس کند . چنین روزهایی من را وادار می کنند به درون خودم بخزم و در برابر این ناامیدی و اندوه پناه بگیرم . وقتی ناامیدی همه جا را فرا می گیرد ، راه فراری جز این نیست .
بعضی از روزها ذاتا آنقدر خاکستری هستند که می توانند شما را به ورطه ناامیدی و اندوه ببرند .
شاید این بتواند توضیح دهد که چرا این حال و هوای طوفانی ، نویسندگان بسیاری را به عمل آورده که آثار هنری والایشان مورد تحسین جهان است . این هنرمندان فقط برای فرار از اثرات دنیای خارج ، به خلوت اتاق خواب خود پناه بردند و در آنجا به الهه الهامشان تن دادند .
شما چطور ؟ آیا می توانید از تاریکی بیرونی به نور درونی خودتان فرار کنید ؟
✍ #دنیل_چچیک
📕گفتگوهای اگزیستانسیال
🔁 برگردان : آنوشکا عسکری
🍏🍎🍃
روزهایی هست که تمام دنیای من خاکستری می شود ، آنقدر خاکستری که حتی لبخند یک کودک زیبا هم نمی تواند از آن دیوار یخی بگذرد و روحم را لمس کند . چنین روزهایی من را وادار می کنند به درون خودم بخزم و در برابر این ناامیدی و اندوه پناه بگیرم . وقتی ناامیدی همه جا را فرا می گیرد ، راه فراری جز این نیست .
بعضی از روزها ذاتا آنقدر خاکستری هستند که می توانند شما را به ورطه ناامیدی و اندوه ببرند .
شاید این بتواند توضیح دهد که چرا این حال و هوای طوفانی ، نویسندگان بسیاری را به عمل آورده که آثار هنری والایشان مورد تحسین جهان است . این هنرمندان فقط برای فرار از اثرات دنیای خارج ، به خلوت اتاق خواب خود پناه بردند و در آنجا به الهه الهامشان تن دادند .
شما چطور ؟ آیا می توانید از تاریکی بیرونی به نور درونی خودتان فرار کنید ؟
✍ #دنیل_چچیک
📕گفتگوهای اگزیستانسیال
🔁 برگردان : آنوشکا عسکری
🍏🍎🍃
○
محبوبم!
البته كه بهار معطل كسی نيست.
بهار كار خود را می كند، میآيد و دست زير لباس سيب میبَرَد.
و خوشا به حال آنها كه دهانشان بوی درخت میدهد.
محبوبم! اين روزها درختان در كار پُرُو كردن رخت و لباس تازهاند.
درختان لباس سبزشان را پُرُو میكنند.
پرندهها روی سيم های تلگراف كِز كردهاند و نام تو را به منقار دارند.
شما را جار میزنند گاهی.
✍#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
محبوبم!
البته كه بهار معطل كسی نيست.
بهار كار خود را می كند، میآيد و دست زير لباس سيب میبَرَد.
و خوشا به حال آنها كه دهانشان بوی درخت میدهد.
محبوبم! اين روزها درختان در كار پُرُو كردن رخت و لباس تازهاند.
درختان لباس سبزشان را پُرُو میكنند.
پرندهها روی سيم های تلگراف كِز كردهاند و نام تو را به منقار دارند.
شما را جار میزنند گاهی.
✍#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
●
tomorrow
Creeps in this petty pace from day to day
To the last syllable of recorded time
And all our yesterdays have lighted fools
The way to dusty death. Out, out, brief candle
Life’s but a walking shadow, a poor player
That struts and frets his hour upon the stage
And then is heard no more. It is a tale
Told by an idiot, full of sound and fury
Signifying nothing
فردا، و فردا و فردا،
با گامهای کوتاه، از روزی به روز دیگر،
تا آخرین حرف ثبت شده در دفتر عمر می خزد؛
و تمام دیروزهایمان راه مرگ خاک آلود را برای ابلهان روشن کرده است.
خاموش، خاموش، ای شمع حقیر!
زندگی چیزی جز سایهای لرزان نیست، بازیگری است بینوا
که ساعت خویش را بر صحنه جولان می دهد و می خروشد
و آنگاه چیزی شنیده نمی شود. حکایتی است
که احمقی آن را گفته است، پر از هیاهو و خشم، که معنا ندارد
✍#شکسپیر
🍏🍎🍃
tomorrow
Creeps in this petty pace from day to day
To the last syllable of recorded time
And all our yesterdays have lighted fools
The way to dusty death. Out, out, brief candle
Life’s but a walking shadow, a poor player
That struts and frets his hour upon the stage
And then is heard no more. It is a tale
Told by an idiot, full of sound and fury
Signifying nothing
فردا، و فردا و فردا،
با گامهای کوتاه، از روزی به روز دیگر،
تا آخرین حرف ثبت شده در دفتر عمر می خزد؛
و تمام دیروزهایمان راه مرگ خاک آلود را برای ابلهان روشن کرده است.
خاموش، خاموش، ای شمع حقیر!
زندگی چیزی جز سایهای لرزان نیست، بازیگری است بینوا
که ساعت خویش را بر صحنه جولان می دهد و می خروشد
و آنگاه چیزی شنیده نمی شود. حکایتی است
که احمقی آن را گفته است، پر از هیاهو و خشم، که معنا ندارد
✍#شکسپیر
🍏🍎🍃