معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


آری...
آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست!

🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


شاد باش و
فارغ و آمِن که من
آن کنم با تو که باران با چمن؛

من غمِ تو می‌خورم
تو غم مَخَور
بر تو من
مشفق‌ترم از صد پدر

مولوی، مثنوی، دفتر اول،
🗣#علیرضا_قربانی
🍏🍎🍃
👍1

معرفی کتاب چهار میثاق
کتاب چهار میثاق اثری برجسته و ماندگار از دون میگوئل روئیز از نوادگان تولتِک‌هاست. او در این کتاب سعى داشته تا والاترین مفاهیم و مصادیق انسانى را از نسل‌هاى گذشته به نسل حال و آینده منتقل کند و جهانی بی‌آلایش و روشن‌تری را با ودیعه گذاشتنِ باورهاى بنیادین ایجاد کند و رویای مشترک دنیا و انسان‌ها را تغییر دهد.

این کتاب با عنوان فرعی خرد سرخپوستان تولتِک، خرد‌نامه‌ی سرخ پوستان است!
🍏🍎🍃
📚


در شگفت از اين غبار بی‌سوار
خشمگين، ما ناشريفان مانده‌‏ايم
آب‌‏ها از آسيا افتاده؛ ليک
باز ما با موج و توفان مانده‌‏ايم

هر كه آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بی‌نصيب
ز آن چه حاصل
جز دروغ و جز دروغ
زين چه حاصل
جز فريب و جز فريب

باز می‌گويند: فردای دگر
صبر كن تا ديگری پيدا شود.
كاوه‌‏ای پيدا نخواهد شد
اميد
كاشكی اسكندری پيدا شود

#مهدی_اخوان‌_ثالث
آخر_شاهنامه
🍏🍎🍃
👍1
آهنگ و متن تورکی جدید
@Tanhae_alamm
🎼❤️🎼



مرا کم
دوست داشته باش
آما همیشه ...
همیشه دوست داشته باش!

🍏🍎🍃
👍2


روح پریشان
کدامین پرنده؛
خواب را، از
چشمانم ربوده؛

که نبضِ بیقرارِ ثانیه ها
          شب هایم را دزدیده؛

و من به انتظارِ بهار
تمامِ شب را؛ نخوابیده ام!!


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👍1
💫
Mon Amour (عشق من)
clude Michel
🎼❤️🎼

"عشق من" Mon Amour


شب است و
          بی قراری

شب است و 
          خلوت و 
            یک آهِ خالی

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○ 
 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓  امروز‌ پنجشنبه🐇🌧

☀️  ۲۴  اسفند        ۱۴۰۲
🌙  ۳    رمضان     ۱۴۴۵
🌲  ۱۴  مارس       ۲۰۲۴
-----------------------------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
--------🪴--------🪴------🪴----

ای بنده بیا
ساکن میخانۀ ما باش
ما شمع تو گردیم و
         تو پروانۀ ما باش

تا چند خوری باده ز پیمانۀ اغیار
پیمان بشکن طالب پیمانۀ ما باش

#ژولیده_نیشابوری
🍏🍎🍃
📆
محبوبم
Taghikhani
محبوبم!
محبوب من! شما را دوست می دارم‌
زندگی بی شما کوتاه است
محبوب من؛
من از دوست داشتن شما خسته نمی شوم
این شب ها؛
سحر آرام سر بر دامن صحرا می گذارم و مهتاب
همه جایی پراکنده است
و عاشقان بیدارند ....
محبوب من!
در این ماه؛ تا سحر با شما سخن می گویم
با شما پچ پچ دارم ....‌
نگاه عاشق قصه ها دارد

قرار من و تو پشت ربناا
می دانم که می آیی......

محبوب من!
زندگی همین انتظار شماست ...
من می دانم میایی
نوک پایی هم که شده می آیی .‌‌‌‌....
محبوبم!
مرا ببخشید؛ که این همه شما را دوست می دارم‌...‌‌‌..

🎤🗣#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
👍1


"فاش می گویم و
از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم"

زبان حافظ، به اندازۀ اندیشۀ او رندانه است. زبان رندی، چند ویژگی دارد که شاید مهم‌ترین آن، آراستگی به طعن طنزآمیز یا طنز طعن‌آمیز است. این طعن و طنز باید به حدی ظریف و درهم‌آمیخته باشد که مخاطب گمان کند قصد گوینده، طنازی است، نه طعنه‌زنی؛ اما در واقع شاعر، نفرت و کینه خود را به زبانی بازمی‌گوید که در آن، شیرینی طنز، تلخی واقعیت را به سخره می‌گیرد و شنیدن آن را آسان، بلکه لذت‌بخش می‌کند.
حافظ، دریافته بود که پند و اندرز، از عهدۀ پلیدی ریا برنمی‌آید؛ زیرا ریاکاران، خود ماهرترین پندگویانند و در سخنوری و اندرزگویی، کسی به گرد آنان نمی‌رسد. زبان آنان، گوششان را بسته است. می‌گویند و نمی‌شنوند؛ در بازار اخلاق، به مقام طلب‌‌کاری رسیده‌اند و خلایق را پیوسته گریبان می‌گیرند و بازخواست می‌کنند و به نمایندگی از سوی خدا، تازیانۀ تقوا در دست دارند. ریاکاران رندی می‌کنند؛ چون با ظاهری مقدس و باطنی پلید، به میدان می‌آیند. پس در مصاف با آنان، چاره‌ای جز رندی معکوس نیست؛ یعنی ظاهری آلوده‌نما و باطنی پاک. حافظ، کسانی را که
*از برون طعنه زنند بر بایزید/ از درونشان ننگ می‌دارد یزید*
خوب می‌شناخت. می‌دانست آنان تعادل جامعه را بر هم می‌زنند و همۀ نهادهای اجتماعی را از کار و کارایی می‌اندازند. او در مصاف با ریاکاران، زبان و اندیشۀ رندی را برگزید؛ زیرا می‌دانست که جز رندی، از عهدۀ رندی آنان برنمی‌آید. ریاکاری، رندانگی فریب‌کارانه است برای پوشاندن باطن پلید. رندی حافظ، عکس آن است. وقتی می‌گوید:
*ای دل، طریق رندی از محتسب بیاموز*
*مست است و در حق او، کس این گمان ندارد*
از نوعی رندی سخن می‌گوید که محتسب ریاکار در آن به مقام استادی رسیده است. محتسب، شب‌ها می‌خوارگی می‌کند و روزها گریبان می‌خواران را می‌گیرد. حافظ می‌گوید: ای دل، تو نیز مانند او باش. اما او اگر روزها بر سجاده می‌نشیند و در تاریکی شب، آن کار دیگر می‌کند، تو روزها به می سجاده رنگین کن، و شب‌ها پرتوی از شعشعۀ ذات لایزالی برگیر و باده از جام تجلی صفات، بنوش.
*دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند*
*واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند*
*بی‌خود از شعشعۀ پرتو ذاتم کردند*
*باده از جام تجلی صفاتم دادند*
حافظ می‌داند که مستی زهد ریایی، هزار برابر خردسوزتر و پلیدتر از مستی شراب است. اگر شراب، عقل را لختی ضایع می‌کند، دوگانگی و چندرنگی، عقل و انصاف و نیک‌اندیشی را یک‌سره به مسلخ می‌برد.
*ز خانقاه به میخانه میرود حافظ*
*مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد*
در زمانه‌ای که ریاکاران، قرآن را دام تزویر کرده‌ بودند، حافظ می‌گوید من این کتاب را با چهارده روایت، از بر می‌خوانم، اما همراه نیاز نیم‌شبی و ورد سحری؛ نه در کوچه و بازار و دولت‌سرا که مردم را خام کند و تخت قدرت و ثروت را فراهم.
*هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ*
*از یمن دعای شب و ورد سحری بود*
حافظ، رندی معکوس را چندان می‌ستاید که اکنون ما از کلمۀ «رندی» همین نوعش را می‌شناسیم؛ اما رند یا مرد رند، در واقع همان محتسبان و ریاکارانند که نعل واژگونه می‌زنند. حافظ، همۀ هنر و مهارت خود را در سخن و غزل، علیه همین رندان بی‌مرام به کار بست و رندی معکوس را جاودانه کرد. از نظرگاه او، ریا و «تقولون ما لاتفعلون»، پلیدترین رذیلت انسان‌ها است؛ زیرا آسیب‌های آن، چنان فراگیر است که به هیچ یک از ساحت‌های جامعه رحم نمی‌کند. پیش از همه، مهم‌ترین و ارزشمندترین و کاراترین خصلت انسان را که آزادگی او است، می‌ستاند و زبونی و بردگی را جای آن می‌نشاند. ریاکاران، هیچ‌گاه لذت حقیقی زندگی را نمی‌چشند. آنان، آزادگی خویش را که موهبتی بی‌مانند و لذتی سرشار از خوشایندی و خرسندی است، می‌فروشند و جایگاه می‌خرند.
ریا، تنها در نماز و روزه و حج نیست؛ غول ریا تا همۀ جایگاه‌های معنوی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه را درنوردد، آرام نمی‌گیرد. در چنین جامعه‌ای، هیچ‌کس آن نیست که می‌خواهد باشد یا می‌تواند باشد یا باید باشد. همه کاری را می‌کنند که امپراتوری ریا از آنان می‌خواهد. سرطان ریا، بدخیم است و روزی که بر پیکر جامعه چنگ اندازد، نخست حیات معنوی و سپس حیات مادی او را متلاشی می‌کند. میراث ریا و ریاکاری، مسخ عمومی جامعه است و پایان همۀ فضیلت‌ها.
*آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت*
*حافظ اين خرقۀ پشمينه بينداز و برو*
ادامه👇🏼
انجیل از زبان عیسی می‌گوید: «حقیقت، شما را آزاد می‌کند.» چون حقیقت، عین آزادی و رهایی است؛ آزادی از اوهام و دیگرپرستی و زیاده‌خواهی و تقدس‌طلبی. حقیقت، به کسی دورتر از ریاکار نیست؛ زیرا حقیقت به چیزی شبیه‌تر از آزادگی نیست.

#رضا_بابایی
🍏🍎🍃
👍1