○
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺷﻨﯿﺪﻡ
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺧﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺮﯾﺎﻧﻬﺎﯼ ﻣﺎ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ
ﺧﻮﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ
ﻭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻧﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﭼﺸﯿﺪﯾﻢ
ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺷﺖ
ﺍﮔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻢ
ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺍﺯ ﺍﻭ، ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﻮﺩ
ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺷﻮﺩ.
#ادام_زاگایوسکی
🍏🍎🍃
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺷﻨﯿﺪﻡ
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺧﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺮﯾﺎﻧﻬﺎﯼ ﻣﺎ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ
ﺧﻮﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ
ﻭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻧﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﭼﺸﯿﺪﯾﻢ
ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺷﺖ
ﺍﮔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻢ
ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺍﺯ ﺍﻭ، ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﻮﺩ
ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺷﻮﺩ.
#ادام_زاگایوسکی
🍏🍎🍃
۰
ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی
من بیلب لعل تو چنانم که مپرس
تو بیرخ زرد من ندانم چونی
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی
من بیلب لعل تو چنانم که مپرس
تو بیرخ زرد من ندانم چونی
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
۰
عشق من؛
ما همدیگر را تشنه یافتیم
و سر کشیدیم
هر آنچه که آب بود و خون
ما همدیگر را گرسنه یافتیم
و یکدیگر را
به دندان کشیدیم
آنگونه که آتش میکند
و زخم بر تنمان میگذارد
اما در انتظار من بمان؛
شیرینی خود را برایم نگه دار
من نیز
به تو؛
گل سرخی خواهم داد ...
#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
عشق من؛
ما همدیگر را تشنه یافتیم
و سر کشیدیم
هر آنچه که آب بود و خون
ما همدیگر را گرسنه یافتیم
و یکدیگر را
به دندان کشیدیم
آنگونه که آتش میکند
و زخم بر تنمان میگذارد
اما در انتظار من بمان؛
شیرینی خود را برایم نگه دار
من نیز
به تو؛
گل سرخی خواهم داد ...
#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
.
موش گفت:
آخ! دنیا هرروز تنگتر میشود،
اول چنان گشاد بود که وحشت میکردم.
به راه خود ادامه دادم،
خوشحال از اینکه سرانجام در دوردست ها، در سمت راست و چپ، دیواری به چشمم آمد.
اما این دیوارهای دراز چنان به سرعت سر به هم میآورند که چیزی نمانده به آخراتاق برسم و آن جا، آن گوشه، تلهای است که رو به سوی آن در حرکتام.
گربه گفت:
فقط باید مسیر خودرا عوض کنی.
و او را بلعید...!
📗داستانهای کوتاه کافکا
✍# فرانتس _کافکا
🍏🍎🍃
موش گفت:
آخ! دنیا هرروز تنگتر میشود،
اول چنان گشاد بود که وحشت میکردم.
به راه خود ادامه دادم،
خوشحال از اینکه سرانجام در دوردست ها، در سمت راست و چپ، دیواری به چشمم آمد.
اما این دیوارهای دراز چنان به سرعت سر به هم میآورند که چیزی نمانده به آخراتاق برسم و آن جا، آن گوشه، تلهای است که رو به سوی آن در حرکتام.
گربه گفت:
فقط باید مسیر خودرا عوض کنی.
و او را بلعید...!
📗داستانهای کوتاه کافکا
✍# فرانتس _کافکا
🍏🍎🍃
ستار_تکیهگاه
📻@khonyagare_rooh
🎼 : تکیهگاه
🎙: #ستار
📻: #خنیاگر_روح
🤍#بهاره_تو
ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
چون شب خاکستری سر در گریبانت نبینم
🍏🍎🍃
🎙: #ستار
📻: #خنیاگر_روح
🤍#بهاره_تو
ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
چون شب خاکستری سر در گریبانت نبینم
🍏🍎🍃
۰
آبان می رود؛
با کوله باری از برگ هایِ زرد
و باران خورده
آبان می رود
با گام هایی خسته و
خاکسترِ آتشی بر دل نشسته
آبان می رود
با رنگین کمانی عاشق و
دلبسته ...
قدم هایِ آذر را می شمارم
تیک تاکِ زمان؛؛؛
قدم آهسته تر بر دار
پاییز را دوست دارم
مهر و مهربانی اش را
آبانِ رنگین کمانی اش را
و آذر را؛ آذرخش و
آتش و خاکسترش را ...
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
آبان می رود؛
با کوله باری از برگ هایِ زرد
و باران خورده
آبان می رود
با گام هایی خسته و
خاکسترِ آتشی بر دل نشسته
آبان می رود
با رنگین کمانی عاشق و
دلبسته ...
قدم هایِ آذر را می شمارم
تیک تاکِ زمان؛؛؛
قدم آهسته تر بر دار
پاییز را دوست دارم
مهر و مهربانی اش را
آبانِ رنگین کمانی اش را
و آذر را؛ آذرخش و
آتش و خاکسترش را ...
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام دوستان صبح به خیر
۰
بر کارگه دوست چو پرگار
نشینیم
مر جمله جهان را همه
از کار برآریم
گلزار رخ دوست چو
بیپرده ببینیم
صد شعله
ز عشق از گل گلزار برآریم ...
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
بر کارگه دوست چو پرگار
نشینیم
مر جمله جهان را همه
از کار برآریم
گلزار رخ دوست چو
بیپرده ببینیم
صد شعله
ز عشق از گل گلزار برآریم ...
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃