Track 13
Unknown Artist
○
...وزیدیم...ترسیدیم...
درخشیدیم...
میبینی تا کجا به آب آمدهایم؟
با قایق بیپارو...
نه، از عشق سخنگفتن برای آدمی
هنوز خیلی زود است
خیلی زود
🎤✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
...وزیدیم...ترسیدیم...
درخشیدیم...
میبینی تا کجا به آب آمدهایم؟
با قایق بیپارو...
نه، از عشق سخنگفتن برای آدمی
هنوز خیلی زود است
خیلی زود
🎤✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
👍2❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
تو را با غیر میبینم،
صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و
کاری ز دستم بر نمیآید
نشستم، باده خوردم، خون گریستم، کنجی افتادم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید
توانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان لیک
چه گویم جور هجرت چون به گفتن در نمیآید
چه سود از شرح این دیوانگیها، بی قراریها؟
تو مه، بیمهری و حرف منت باور نمی آید
ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای زلف
که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمیآید
دلم در دوریات خون شد،
. بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من
رحمت ای کافر نمیآید
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
تو را با غیر میبینم،
صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و
کاری ز دستم بر نمیآید
نشستم، باده خوردم، خون گریستم، کنجی افتادم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید
توانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان لیک
چه گویم جور هجرت چون به گفتن در نمیآید
چه سود از شرح این دیوانگیها، بی قراریها؟
تو مه، بیمهری و حرف منت باور نمی آید
ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای زلف
که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمیآید
دلم در دوریات خون شد،
. بیا در اشک چشمم بین
خدا را از چه بر من
رحمت ای کافر نمیآید
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
👍1
○
من به جرات میگویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن «معنی» وجودی خود در زندگی یاری کند.
در این گفته نیچه حکمتی عظیم نفهته است که
"کسی که چرایی زندگی را یافته است،
با هر چگونگی خواهد ساخت..."
انسان در جستجوی معنی #ویکتور_فرانکل
🍏🍎🍃
من به جرات میگویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن «معنی» وجودی خود در زندگی یاری کند.
در این گفته نیچه حکمتی عظیم نفهته است که
"کسی که چرایی زندگی را یافته است،
با هر چگونگی خواهد ساخت..."
انسان در جستجوی معنی #ویکتور_فرانکل
🍏🍎🍃
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
چگونه جان برد سایه ز خورشید
که جان او به دست آفتاب است
اگر سایه کند گردندرازی
رخ خورشید آن دم در نقاب است،
✍حضرت_مولانا
دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۳۵۹
🍏🍎🍃
چگونه جان برد سایه ز خورشید
که جان او به دست آفتاب است
اگر سایه کند گردندرازی
رخ خورشید آن دم در نقاب است،
✍حضرت_مولانا
دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۳۵۹
🍏🍎🍃
👍1
خطا کردی و بخشیدم
باهم گوش ڪنیم
🎼❤️🎼
شب؛
مرثیه ِخوانِ بالِ خونینِ
کدامین کبوتر است؟
و بغضِ بیقرارِ قاب ها؛
در فراقِ چشم هایِ کیست؟
سحر و جادو یِ کدامین نگاه؛
در خسوفِ ماه پنهان است؟
که ماهیان برکه؛
دریا را از یاد نبرده اند ؟!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
شب؛
مرثیه ِخوانِ بالِ خونینِ
کدامین کبوتر است؟
و بغضِ بیقرارِ قاب ها؛
در فراقِ چشم هایِ کیست؟
سحر و جادو یِ کدامین نگاه؛
در خسوفِ ماه پنهان است؟
که ماهیان برکه؛
دریا را از یاد نبرده اند ؟!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
شب خوش دوستانم❤️قلب زندگی تپنده به عشق و امید، قدم های فردا در مسیری سبز و روشن..
🍏🍎🍃
شب خوش دوستانم❤️قلب زندگی تپنده به عشق و امید، قدم های فردا در مسیری سبز و روشن..
🍏🍎🍃
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۰
🎼#تو کیستی...؟
🗣#همایون_شجریان
--------------------
از نظر پنهانی،
از دل نیستی
کاش میگفتی
کجائی، کیستی
محبس تن بشکن و پرواز کن
این نخ پوسیده از پا باز کن
#پروین_اعتصامی
🍏🍎🍃
🎼#تو کیستی...؟
🗣#همایون_شجریان
--------------------
از نظر پنهانی،
از دل نیستی
کاش میگفتی
کجائی، کیستی
محبس تن بشکن و پرواز کن
این نخ پوسیده از پا باز کن
#پروین_اعتصامی
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه 🐇🌨
☀️ ۱۵ اسفند ۱۴۰۲
🌙 ۲۴ شعبان ۱۴۴۵
🌲 ۵ مارس ۲۰۲۴
-----------------------------
تیک تاک زمان به ضرباهنگ خوش
زندگی 🔥 قدم هایتان در مسیری
شاد و شکوفا..
--------------------------
----------------------
من برای زمستان دل ات؛
آتشِ افروخته یِ عشق را،
آرزو می کنم؛ 🔥
تا در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه 🐇🌨
☀️ ۱۵ اسفند ۱۴۰۲
🌙 ۲۴ شعبان ۱۴۴۵
🌲 ۵ مارس ۲۰۲۴
-----------------------------
تیک تاک زمان به ضرباهنگ خوش
زندگی 🔥 قدم هایتان در مسیری
شاد و شکوفا..
--------------------------
----------------------
من برای زمستان دل ات؛
آتشِ افروخته یِ عشق را،
آرزو می کنم؛ 🔥
تا در سراشیبی هایِ
پر پیچ و تاب زندگی؛
دستت را، گرم بفشارد
و یاری ات کند
تا که گلبرگ هایِ
حضورت عاشقانه، بشکفند
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
منم آن زنی که تمامِ کشتیها
در او غرق گشته •••
و تنهایش گذاشتند
و آنگاه که هیچ بادبانی
جُز بالهایش برای او نمانده بود
آموخت که چگونه
از زن بودن رها شَود
و به پرندهیِ دریایی
تبدیل شود •••
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
منم آن زنی که تمامِ کشتیها
در او غرق گشته •••
و تنهایش گذاشتند
و آنگاه که هیچ بادبانی
جُز بالهایش برای او نمانده بود
آموخت که چگونه
از زن بودن رها شَود
و به پرندهیِ دریایی
تبدیل شود •••
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
👍2❤🔥1
○
احمد کایا آغازگر صدای اعتراض در ترانه های ترکیه است.
وی در سال 1957 در شهر مالاتیاي ترکیه به دنیا آمد. پدرش محمود کایا کُردتبار و اهل شهر آدیامن بود که جهت کار به شهر مالاتیا مهاجرت کرده بود و مادرش ترك تبار واهل شهر ارزروم بود. بعدها که به استانبول مهاجرت کردند پدرش در نمایشگاهی به پادوئی مشغول می شود.احمد کایا در این باره میگفت:هر روز که از مدرسه به سوي خانه میرفتم پدر را میدیدم که مشغول شستشوي اتومبیل است و همه گاه پیش خود میگفتم هنگامی که بزرگ شدم براي پدر نمایشگاهی خواهم خرید تا ارباب خود باشد.
احمد کایا در ترانه هایش به اعتراض در باره شرایط حاکم پرداخت و اولین آلبومش توقیف شد اما با اعتراض های فراوان ،فروش کاستش آزاد شد و فروش زیادی کرد. کایا سال ها از دادن کنسرت در داخل ترکیه محروم شده بود.خود میگفت کاري خواهد کرد که هیچ گاه از ذهن مخالفانش پاك نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد. یک بار در برنامه اي تلویزیونی اعلام کرد کفن خویش را با خود حمل می کند و هر لحظه آماده ي مرگ در راه آزاديست.
کایا در سال 1999 در مراسم اهداي جایزه ي سال به برترینهاي ترکیه (جوایز انجمن روزنامه نگاران شبکه شو تی وي) هنگامی که براي سومین سال متوالی به عنوان خواننده برتر ترکیه انتخاب شده بود، پس از دریافت جایزه اعلام کرد که در آلبوم جدید خود ترانه اي کردي با نام کاروان خوانده است و قصد دارد براي آن کلیپی بسازد و از شبکه هاي ترکیه خواست که آنرا پخش نمایند و سپس کانالهاي رسانه اي ترکیه را تهدید کرد که در صورت عدم پخش کلیپ آن باید پاسخگوي مردم باشند.
این موضوع سبب ایجاد غوغایی در سالن مراسم گردید و حتی
برخی اقدام به پرتاب اشیا به سمت احمد کایا نمودند(در ویدئو ،چنگالی که بسمتش پرت می شود کاملا مشخص است)حتی خوانندگان مشهوري چون سردار و اِبرو و معزز لب به دشنام و تهدید گشودند و با دادن شعارهایی به طرفداري از آتاترك و ترك بودن پرداختند.
احمد کایا فقط گفته بود میخواهد به زبان پدری اش ترانه ای بخواند!
البته زمانی حرف زدن به کردی در ترکیه قدغن و جرم محسوب می شد و احتمالا در افکارشان ترانه خواندن به این زبان مجازات مرگ را داشته است.
احمد کایا را با هزار توهین از سالن بیرون کردند و روز بعد لقب تروریست و ... به خواننده ای دادند که در کاست هایش از لرزش دستان دختربچه ای کوچک از سوز سرما می خواند.
Bir minik kız çocuğu; saçları darmadağın
یک دختر بچه ي کوچک، موهاش پخش و پلا
Yollarda yalın ayak; üşür üşür
پا برهنه بر راهها، لرزان لرزان
üşür elleri
از سرما میلرزید دستاش
چند ماه بعد از این ماجرا کایا به قصد برگزاري کنسرت راهی فرانسه شد و به دلیل جو نامناسب ترکیه بر اثر غوغاي رسانه هاي گروهی بر علیه اش، تصمیم به اقامت در آن کشور گرفت او به کمک همسر فرانسوا میتران رئیس جمهور فرانسه توانست اقامتی یک ساله دریافت کند. در همین حال کایا در دادگاه ترکیه به ده سال حبس به صورت غیابی محکوم گردید.
چند ماه پس از این وقایع، در صبحگاه 16 نوامبر 2000 در سن 42 سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاریس دیده از جهان فرو بست. خیلی ها این مرگ را مشکوک می دانند.
احمد کایا خواننده ای است که در غربت و بدور از کشورش در کنسرتی گفت: در اینجا از سرما میلرزم و این سرما نه از بی لحافی که بخاطر دوری از وطن است.وی مردی آزاد بود و یکی از کسانی است که روح آزادی را در ترکیه دمید.
تقریبا 8 سال بعد از مرگ احمد کایا،سردار در برنامه تلویزیونی از کارش عذرخواهی کرد
و این خود نشان تحول بزرگی است.
احمد کایا نه کرد است و نه ترک
احمد کایا انسان است و تا جان در بدن داشت در راه دفاع از انسانیت خواند و فریاد کشید.
🍏🍎🍃
احمد کایا آغازگر صدای اعتراض در ترانه های ترکیه است.
وی در سال 1957 در شهر مالاتیاي ترکیه به دنیا آمد. پدرش محمود کایا کُردتبار و اهل شهر آدیامن بود که جهت کار به شهر مالاتیا مهاجرت کرده بود و مادرش ترك تبار واهل شهر ارزروم بود. بعدها که به استانبول مهاجرت کردند پدرش در نمایشگاهی به پادوئی مشغول می شود.احمد کایا در این باره میگفت:هر روز که از مدرسه به سوي خانه میرفتم پدر را میدیدم که مشغول شستشوي اتومبیل است و همه گاه پیش خود میگفتم هنگامی که بزرگ شدم براي پدر نمایشگاهی خواهم خرید تا ارباب خود باشد.
احمد کایا در ترانه هایش به اعتراض در باره شرایط حاکم پرداخت و اولین آلبومش توقیف شد اما با اعتراض های فراوان ،فروش کاستش آزاد شد و فروش زیادی کرد. کایا سال ها از دادن کنسرت در داخل ترکیه محروم شده بود.خود میگفت کاري خواهد کرد که هیچ گاه از ذهن مخالفانش پاك نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد. یک بار در برنامه اي تلویزیونی اعلام کرد کفن خویش را با خود حمل می کند و هر لحظه آماده ي مرگ در راه آزاديست.
کایا در سال 1999 در مراسم اهداي جایزه ي سال به برترینهاي ترکیه (جوایز انجمن روزنامه نگاران شبکه شو تی وي) هنگامی که براي سومین سال متوالی به عنوان خواننده برتر ترکیه انتخاب شده بود، پس از دریافت جایزه اعلام کرد که در آلبوم جدید خود ترانه اي کردي با نام کاروان خوانده است و قصد دارد براي آن کلیپی بسازد و از شبکه هاي ترکیه خواست که آنرا پخش نمایند و سپس کانالهاي رسانه اي ترکیه را تهدید کرد که در صورت عدم پخش کلیپ آن باید پاسخگوي مردم باشند.
این موضوع سبب ایجاد غوغایی در سالن مراسم گردید و حتی
برخی اقدام به پرتاب اشیا به سمت احمد کایا نمودند(در ویدئو ،چنگالی که بسمتش پرت می شود کاملا مشخص است)حتی خوانندگان مشهوري چون سردار و اِبرو و معزز لب به دشنام و تهدید گشودند و با دادن شعارهایی به طرفداري از آتاترك و ترك بودن پرداختند.
احمد کایا فقط گفته بود میخواهد به زبان پدری اش ترانه ای بخواند!
البته زمانی حرف زدن به کردی در ترکیه قدغن و جرم محسوب می شد و احتمالا در افکارشان ترانه خواندن به این زبان مجازات مرگ را داشته است.
احمد کایا را با هزار توهین از سالن بیرون کردند و روز بعد لقب تروریست و ... به خواننده ای دادند که در کاست هایش از لرزش دستان دختربچه ای کوچک از سوز سرما می خواند.
Bir minik kız çocuğu; saçları darmadağın
یک دختر بچه ي کوچک، موهاش پخش و پلا
Yollarda yalın ayak; üşür üşür
پا برهنه بر راهها، لرزان لرزان
üşür elleri
از سرما میلرزید دستاش
چند ماه بعد از این ماجرا کایا به قصد برگزاري کنسرت راهی فرانسه شد و به دلیل جو نامناسب ترکیه بر اثر غوغاي رسانه هاي گروهی بر علیه اش، تصمیم به اقامت در آن کشور گرفت او به کمک همسر فرانسوا میتران رئیس جمهور فرانسه توانست اقامتی یک ساله دریافت کند. در همین حال کایا در دادگاه ترکیه به ده سال حبس به صورت غیابی محکوم گردید.
چند ماه پس از این وقایع، در صبحگاه 16 نوامبر 2000 در سن 42 سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاریس دیده از جهان فرو بست. خیلی ها این مرگ را مشکوک می دانند.
احمد کایا خواننده ای است که در غربت و بدور از کشورش در کنسرتی گفت: در اینجا از سرما میلرزم و این سرما نه از بی لحافی که بخاطر دوری از وطن است.وی مردی آزاد بود و یکی از کسانی است که روح آزادی را در ترکیه دمید.
تقریبا 8 سال بعد از مرگ احمد کایا،سردار در برنامه تلویزیونی از کارش عذرخواهی کرد
و این خود نشان تحول بزرگی است.
احمد کایا نه کرد است و نه ترک
احمد کایا انسان است و تا جان در بدن داشت در راه دفاع از انسانیت خواند و فریاد کشید.
🍏🍎🍃
👍3
بی تو میمیرم
احمد کایا
🎼❤️🎼
🎼بی_تو_میمیرم
🗣#احمد_کایا
--------------------------------
مطالعه،
اندیشیدن
با ذهن دیگری است.
✍#آرتورشوپنهاور
🍏🍎🍃
🎼بی_تو_میمیرم
🗣#احمد_کایا
--------------------------------
مطالعه،
اندیشیدن
با ذهن دیگری است.
✍#آرتورشوپنهاور
🍏🍎🍃
👍1