○
این مسئلهی "صداقت" چه خشمآور است!
هنگامی که من از صداقت سخن میگویم
در فکر صداقت شخص او هستم.
وقتی به خودم مراجعه میکنم
دیگر نمیفهمم منظور از این کلمه چیست.
من هرگز جز آن نیستم که گمان میکنم هستم و این من، همواره در تغییر است.
به طوری که غالبا وجود صبح من،
وجود شبم را نخواهد شناخت.
هیچ چیزی جز خودم
با خودم بیشتر متفاوت نخواهد بود.
غالبا در تنهایی است که هیولای وجودم بر من جلوه میکند
و من پیوستگی ذاتی خودم را در مییابم...!
اگر امروز از من بپرسند چه فضیلتی زیباتر از همه است،
من بیتردید جواب میدهم: درستکاری...
📕سکه سازان
✍#آندره_ژید
🍏🍎🍃
این مسئلهی "صداقت" چه خشمآور است!
هنگامی که من از صداقت سخن میگویم
در فکر صداقت شخص او هستم.
وقتی به خودم مراجعه میکنم
دیگر نمیفهمم منظور از این کلمه چیست.
من هرگز جز آن نیستم که گمان میکنم هستم و این من، همواره در تغییر است.
به طوری که غالبا وجود صبح من،
وجود شبم را نخواهد شناخت.
هیچ چیزی جز خودم
با خودم بیشتر متفاوت نخواهد بود.
غالبا در تنهایی است که هیولای وجودم بر من جلوه میکند
و من پیوستگی ذاتی خودم را در مییابم...!
اگر امروز از من بپرسند چه فضیلتی زیباتر از همه است،
من بیتردید جواب میدهم: درستکاری...
📕سکه سازان
✍#آندره_ژید
🍏🍎🍃
👍3
Leili Bi Eshgh
Hoorosh Band
🎼❤️🎼
دستهای تو
انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من
دستهای تو
صبحی روشناند
که زیر ملافهی سردی
به موسیقی دوری گوش میکنم
ای سرمای صبح
که شمدهای سفید را بر اندامم رواج میدهی
به پاس همین دستهاست
که تو را...
دوست دارم .....
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
دستهای تو
انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من
دستهای تو
صبحی روشناند
که زیر ملافهی سردی
به موسیقی دوری گوش میکنم
ای سرمای صبح
که شمدهای سفید را بر اندامم رواج میدهی
به پاس همین دستهاست
که تو را...
دوست دارم .....
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
👍1
بی کلام
Fereydun Dadmehr, Fereydun Dadmehr
🎼❤️🎼
به نام تو امروز آواز دادم
سحر را به نام تو خواندم
درخت و پل و باد
ونیلوفرصبحدم را
تو را باغ نامیدم و
صبح در کوچه بالید
✍#استاد_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
به نام تو امروز آواز دادم
سحر را به نام تو خواندم
درخت و پل و باد
ونیلوفرصبحدم را
تو را باغ نامیدم و
صبح در کوچه بالید
✍#استاد_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
❤1👍1
°
من در این زندگیِ دو روزه
با دردها و غصههای طولانی دلآزرده میشوم
این اضطراب و
این بههمریختهگی
مرا خسته میکنند
و هنگامیکه در این همهمهها
دنبالِ پناهگاهی میگردم
گاهی عشق
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چهگونه یک زندگی را خونین میکند
من تو را همیشه با جدایی به یاد میآورم
با دستهای لرزانام
نامِ تو را روی بخارِ روزها...
و همیشه نامِ تو را مینویسم
گاهی عشق و
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چگونه یک زندگی را خونین میکند
👤#ییلماز_اوداباشی
🍏🍎🍃
من در این زندگیِ دو روزه
با دردها و غصههای طولانی دلآزرده میشوم
این اضطراب و
این بههمریختهگی
مرا خسته میکنند
و هنگامیکه در این همهمهها
دنبالِ پناهگاهی میگردم
گاهی عشق
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چهگونه یک زندگی را خونین میکند
من تو را همیشه با جدایی به یاد میآورم
با دستهای لرزانام
نامِ تو را روی بخارِ روزها...
و همیشه نامِ تو را مینویسم
گاهی عشق و
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چگونه یک زندگی را خونین میکند
👤#ییلماز_اوداباشی
🍏🍎🍃
❤2
○
كل هستي منتظر لحظه مناسب مي ماند . حتي درختان اين را مي دانند .
آنها مي دانند، كي زمان گل دادن است .
و كي زمان اينكه بگذارند تمام برگها بيافتد و لخت و عريان در برابر آسمان بايستند .
آنها با تمام عرياني خود باز هم زيبا هستند و منتظر روييدن برگهاي نو ؛ با اين اعتماد عظيم كه كهنه ها رفته اند و نو ها به زودي فرا مي رسند ، و برگهاي نو دوباره شروع به رشد خواهند كرد .
ما فراموش كرده ايم #منتظر بمانيم ،
ما همه چيز را به سرعت و يكباره مي خواهيم .
اين فقدان عظيمي براي بشريت است ...
در سكوت و انتظار ، چيزي درون تو رشد مي كند . وجود اصيل و راستين تو ، و يك روز ناگهان مي جهد و به شعله اي بدل مي شود و كل شخصيت تو متلاشي مي شود ؛
اكنون تو انسان جديدي هستي .
و
اين انسان جديد مي داند كه
جشن و سرور چيست ؛
اين انسان جديد عصاره ابدي حيات را مي شناسد.
👤#اشو
🍏🍎🍃
كل هستي منتظر لحظه مناسب مي ماند . حتي درختان اين را مي دانند .
آنها مي دانند، كي زمان گل دادن است .
و كي زمان اينكه بگذارند تمام برگها بيافتد و لخت و عريان در برابر آسمان بايستند .
آنها با تمام عرياني خود باز هم زيبا هستند و منتظر روييدن برگهاي نو ؛ با اين اعتماد عظيم كه كهنه ها رفته اند و نو ها به زودي فرا مي رسند ، و برگهاي نو دوباره شروع به رشد خواهند كرد .
ما فراموش كرده ايم #منتظر بمانيم ،
ما همه چيز را به سرعت و يكباره مي خواهيم .
اين فقدان عظيمي براي بشريت است ...
در سكوت و انتظار ، چيزي درون تو رشد مي كند . وجود اصيل و راستين تو ، و يك روز ناگهان مي جهد و به شعله اي بدل مي شود و كل شخصيت تو متلاشي مي شود ؛
اكنون تو انسان جديدي هستي .
و
اين انسان جديد مي داند كه
جشن و سرور چيست ؛
اين انسان جديد عصاره ابدي حيات را مي شناسد.
👤#اشو
🍏🍎🍃
👍1
○
فرش با طرح سهبعدی
بافتهشده در قرن ۱۹ که در کلیسای ارمنیان جلفای اصفهان نگهداری میشود
...................
هنر آینهای
برای انعکاس جهان نیست.
چکشی است
برای شکل دادن به آن ...
👤#مایا_کوفسکی
🍏🍎🍃
فرش با طرح سهبعدی
بافتهشده در قرن ۱۹ که در کلیسای ارمنیان جلفای اصفهان نگهداری میشود
...................
هنر آینهای
برای انعکاس جهان نیست.
چکشی است
برای شکل دادن به آن ...
👤#مایا_کوفسکی
🍏🍎🍃
👍1
Ni Te Tengo, Ni Te Olvido
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
🗣#خولیو_ایگلسیاس
" تو را ندارم،
تورا فراموش نخواهم کرد
..................
بسیاری از مردم شادیهای کوچک را
به امیدِ خوشبختی بزرگ از دست میدهند !
👤#پرل_باک
🍏🍎🍃
🗣#خولیو_ایگلسیاس
" تو را ندارم،
تورا فراموش نخواهم کرد
..................
بسیاری از مردم شادیهای کوچک را
به امیدِ خوشبختی بزرگ از دست میدهند !
👤#پرل_باک
🍏🍎🍃
❤1
○
وقتی در مکزیک بودم،
از سرخپوستی پرسیدم چند سالش است،
و او گفت:
کوتاه زمانی دیگر شصت و پنج سال میشود که شروع به مردن کردهام.
منظورش را نفهمیدم؛
و گفت در آنجا همه همینطوری سنشان را میگویند.
آدم از لحظه ایی که به دنیا میآید، شروع به مردن میکند.
✍#ایوان_کلیما
📚#در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی
🍏🍎🍃
وقتی در مکزیک بودم،
از سرخپوستی پرسیدم چند سالش است،
و او گفت:
کوتاه زمانی دیگر شصت و پنج سال میشود که شروع به مردن کردهام.
منظورش را نفهمیدم؛
و گفت در آنجا همه همینطوری سنشان را میگویند.
آدم از لحظه ایی که به دنیا میآید، شروع به مردن میکند.
✍#ایوان_کلیما
📚#در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی
🍏🍎🍃
❤1👎1
31مدار صفر درجه,نویسنده احمد محمود,گوینده رضا عمرانی
@behtarinhayesoti
📕✨📕
31 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت سی و یکم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
31 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت سی و یکم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
○
بنویس اکنون کجاست رویامان کجاست؟ کجاست بند بند استخوانمان کجاست؟ کجاست حرف های گمشده که می خواست گوش دنیا را کر کند
بنویس آزادی رویای ساده ای است که خاک هر شب در اعماق ناپیدایش فرو می رود و صبح از حواشی پیدایش برمی آید و این زبان اگرچه به تلفظش عادت نکرده است صدای هجی کردنش را آن سوی سکوت شنیده است..
.................
که ما همچنان مینویسیم
که ما همچنان در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم ،مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده ،مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
✍مانایاد#محمد_مختاری
🍏🍎🍃
بنویس اکنون کجاست رویامان کجاست؟ کجاست بند بند استخوانمان کجاست؟ کجاست حرف های گمشده که می خواست گوش دنیا را کر کند
بنویس آزادی رویای ساده ای است که خاک هر شب در اعماق ناپیدایش فرو می رود و صبح از حواشی پیدایش برمی آید و این زبان اگرچه به تلفظش عادت نکرده است صدای هجی کردنش را آن سوی سکوت شنیده است..
.................
که ما همچنان مینویسیم
که ما همچنان در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم ،مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده ،مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
✍مانایاد#محمد_مختاری
🍏🍎🍃
👍1