○
قحطی و قتل عام ۹ میلیون ایرانی یا هولوکاست ایرانی به دست انگلیس !!!!!
جنگ جهانی اول، جنگی که بیشترین آسیب آن را کشورهایی دیدند که کمترین سهم را در آن داشتند و حتی اعلام بیطرفی کرده بودند. ایران یکی از آن کشورهاست که با وجود اعلام بیطرفی بزرگترین قربانی این جنگ عظیم بود
ابعاد این جنایت بهقدری وسیع بود که از ایران ۲۰ میلیونی آن زمان حدود ۹ میلیون نفر جانباختند. نیروهای انگلیسی تمام منابع و مواد غذایی را خریداری کرده و احتکار میکردند، همچنین ارتش انگلیس از واردات موادغذایی از دیگر کشورها به داخل ممانعت میکرد !
نبود بهداشت نیز موجب شیوع بیماریهایی مثل وبا شد. همه اینها را کنار گرانی ناگهانی گندم و جو بعنوان قوت غالب مردم بگذارید.. مردم ازشدت گرسنگی هرچیزی از علف گرفته تا موش و کلاغ و گربه را میخوردند
خیابانهای ایران پر ازاجساد مردمی شده بود که دراثرگرسنگی و بیماری جان باختند. مردم گاه ازشدت کمبود غذابه مردهخواری نیز رو آورده بودند.مقایسه جمعیت ایران بین سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۱۹ نشان میدهد که حدود ۹ میلیون نفر طی این سالها بعلت قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند...
🍏🍎🍃
قحطی و قتل عام ۹ میلیون ایرانی یا هولوکاست ایرانی به دست انگلیس !!!!!
جنگ جهانی اول، جنگی که بیشترین آسیب آن را کشورهایی دیدند که کمترین سهم را در آن داشتند و حتی اعلام بیطرفی کرده بودند. ایران یکی از آن کشورهاست که با وجود اعلام بیطرفی بزرگترین قربانی این جنگ عظیم بود
ابعاد این جنایت بهقدری وسیع بود که از ایران ۲۰ میلیونی آن زمان حدود ۹ میلیون نفر جانباختند. نیروهای انگلیسی تمام منابع و مواد غذایی را خریداری کرده و احتکار میکردند، همچنین ارتش انگلیس از واردات موادغذایی از دیگر کشورها به داخل ممانعت میکرد !
نبود بهداشت نیز موجب شیوع بیماریهایی مثل وبا شد. همه اینها را کنار گرانی ناگهانی گندم و جو بعنوان قوت غالب مردم بگذارید.. مردم ازشدت گرسنگی هرچیزی از علف گرفته تا موش و کلاغ و گربه را میخوردند
خیابانهای ایران پر ازاجساد مردمی شده بود که دراثرگرسنگی و بیماری جان باختند. مردم گاه ازشدت کمبود غذابه مردهخواری نیز رو آورده بودند.مقایسه جمعیت ایران بین سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۱۹ نشان میدهد که حدود ۹ میلیون نفر طی این سالها بعلت قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند...
🍏🍎🍃
○
قبل از هبوطِ
آخرین برگِ زردِ پاییز
خاک، بهار را صدا می زند؛
چکاوک ها؛ در کوچی سبز
عشق را فریاد می کنند؛
و درناهایِ عاشق؛
زیرِ باران؛
در ساحل تن می شویند
و من به شوقِ
صدایِ قدم هایِ تو
تمامِ پاییز را؛ بهار می شوم ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
قبل از هبوطِ
آخرین برگِ زردِ پاییز
خاک، بهار را صدا می زند؛
چکاوک ها؛ در کوچی سبز
عشق را فریاد می کنند؛
و درناهایِ عاشق؛
زیرِ باران؛
در ساحل تن می شویند
و من به شوقِ
صدایِ قدم هایِ تو
تمامِ پاییز را؛ بهار می شوم ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
«سالها به قصد اینکه پولدار شوم، داستانهای مختلف مینوشتم، اما ثمری نداشت و به هدفم (پولدارشدن) نرسیدم.
بعد تصمیم گرفتم با هدف مشهورشدن، آثاری پدید آورم. این کار را هم کردم، اما مشهور نشدم.
با خود گفتم من که نه پولدار شدم و نه مشهور، حالا فقط برای دل خودم مینویسم و بر این اساس، آثارم را خلق کردم.
وقتی برای دل خودم نوشنم، هم مشهور شدم و هم پولدار.»
#ولادیمیر_ناباکوف
🍏🍎🍃
«سالها به قصد اینکه پولدار شوم، داستانهای مختلف مینوشتم، اما ثمری نداشت و به هدفم (پولدارشدن) نرسیدم.
بعد تصمیم گرفتم با هدف مشهورشدن، آثاری پدید آورم. این کار را هم کردم، اما مشهور نشدم.
با خود گفتم من که نه پولدار شدم و نه مشهور، حالا فقط برای دل خودم مینویسم و بر این اساس، آثارم را خلق کردم.
وقتی برای دل خودم نوشنم، هم مشهور شدم و هم پولدار.»
#ولادیمیر_ناباکوف
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
به شب سلام!
که بی تو رفیق راه من است
سیاه چادرش امشب، پناهگاه من است
به شب که آینه ی غربت مکدر من
به شب که نیمه ی تنهایی سیاه من است ...
✍#حسین_منزوى
🍏🍎🍃
به شب سلام!
که بی تو رفیق راه من است
سیاه چادرش امشب، پناهگاه من است
به شب که آینه ی غربت مکدر من
به شب که نیمه ی تنهایی سیاه من است ...
✍#حسین_منزوى
🍏🍎🍃
❤1
Küçüğüm
Ayhan Günyıl | Hichgeraph
🎼❤️🎼
به وقتِ نیمه شب
اينجا دلتنگی
حاکمِ پریشانِ شهر است
و من همچنان بیاختیار
رهسپارِ خیالِ توأم
این چه نبودنی است
که اندوهش تمام نمیشود ...؟!
🍏🍎🍃
به وقتِ نیمه شب
اينجا دلتنگی
حاکمِ پریشانِ شهر است
و من همچنان بیاختیار
رهسپارِ خیالِ توأم
این چه نبودنی است
که اندوهش تمام نمیشود ...؟!
🍏🍎🍃
👍1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه 🐇🦩
☀️ ۱۵ آذرماه ۱۴۰۲
🌙 ۲۲ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۶ دسامبر ۲۰۲۳
..........🍂......🍂🍁.......
قدم های زندگی به عشق و پویش
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ بیقرار باد ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه 🐇🦩
☀️ ۱۵ آذرماه ۱۴۰۲
🌙 ۲۲ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۶ دسامبر ۲۰۲۳
..........🍂......🍂🍁.......
قدم های زندگی به عشق و پویش
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ بیقرار باد ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
این مسئلهی "صداقت" چه خشمآور است!
هنگامی که من از صداقت سخن میگویم
در فکر صداقت شخص او هستم.
وقتی به خودم مراجعه میکنم
دیگر نمیفهمم منظور از این کلمه چیست.
من هرگز جز آن نیستم که گمان میکنم هستم و این من، همواره در تغییر است.
به طوری که غالبا وجود صبح من،
وجود شبم را نخواهد شناخت.
هیچ چیزی جز خودم
با خودم بیشتر متفاوت نخواهد بود.
غالبا در تنهایی است که هیولای وجودم بر من جلوه میکند
و من پیوستگی ذاتی خودم را در مییابم...!
اگر امروز از من بپرسند چه فضیلتی زیباتر از همه است،
من بیتردید جواب میدهم: درستکاری...
📕سکه سازان
✍#آندره_ژید
🍏🍎🍃
این مسئلهی "صداقت" چه خشمآور است!
هنگامی که من از صداقت سخن میگویم
در فکر صداقت شخص او هستم.
وقتی به خودم مراجعه میکنم
دیگر نمیفهمم منظور از این کلمه چیست.
من هرگز جز آن نیستم که گمان میکنم هستم و این من، همواره در تغییر است.
به طوری که غالبا وجود صبح من،
وجود شبم را نخواهد شناخت.
هیچ چیزی جز خودم
با خودم بیشتر متفاوت نخواهد بود.
غالبا در تنهایی است که هیولای وجودم بر من جلوه میکند
و من پیوستگی ذاتی خودم را در مییابم...!
اگر امروز از من بپرسند چه فضیلتی زیباتر از همه است،
من بیتردید جواب میدهم: درستکاری...
📕سکه سازان
✍#آندره_ژید
🍏🍎🍃
👍3
Leili Bi Eshgh
Hoorosh Band
🎼❤️🎼
دستهای تو
انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من
دستهای تو
صبحی روشناند
که زیر ملافهی سردی
به موسیقی دوری گوش میکنم
ای سرمای صبح
که شمدهای سفید را بر اندامم رواج میدهی
به پاس همین دستهاست
که تو را...
دوست دارم .....
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
دستهای تو
انگار
پرچمهای صلحاند
بر خرابهی روزهای من
دستهای تو
صبحی روشناند
که زیر ملافهی سردی
به موسیقی دوری گوش میکنم
ای سرمای صبح
که شمدهای سفید را بر اندامم رواج میدهی
به پاس همین دستهاست
که تو را...
دوست دارم .....
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
👍1
بی کلام
Fereydun Dadmehr, Fereydun Dadmehr
🎼❤️🎼
به نام تو امروز آواز دادم
سحر را به نام تو خواندم
درخت و پل و باد
ونیلوفرصبحدم را
تو را باغ نامیدم و
صبح در کوچه بالید
✍#استاد_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
به نام تو امروز آواز دادم
سحر را به نام تو خواندم
درخت و پل و باد
ونیلوفرصبحدم را
تو را باغ نامیدم و
صبح در کوچه بالید
✍#استاد_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
❤1👍1
°
من در این زندگیِ دو روزه
با دردها و غصههای طولانی دلآزرده میشوم
این اضطراب و
این بههمریختهگی
مرا خسته میکنند
و هنگامیکه در این همهمهها
دنبالِ پناهگاهی میگردم
گاهی عشق
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چهگونه یک زندگی را خونین میکند
من تو را همیشه با جدایی به یاد میآورم
با دستهای لرزانام
نامِ تو را روی بخارِ روزها...
و همیشه نامِ تو را مینویسم
گاهی عشق و
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چگونه یک زندگی را خونین میکند
👤#ییلماز_اوداباشی
🍏🍎🍃
من در این زندگیِ دو روزه
با دردها و غصههای طولانی دلآزرده میشوم
این اضطراب و
این بههمریختهگی
مرا خسته میکنند
و هنگامیکه در این همهمهها
دنبالِ پناهگاهی میگردم
گاهی عشق
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چهگونه یک زندگی را خونین میکند
من تو را همیشه با جدایی به یاد میآورم
با دستهای لرزانام
نامِ تو را روی بخارِ روزها...
و همیشه نامِ تو را مینویسم
گاهی عشق و
و گاهی زخم به دست میآید
گاهی زخم
و گاهی یک زخمِ دیگر!
یک عشقِ قدیمی
همیشه یک جداییِ تازه است
این را پرندهها میپرسند و
ستارهها پاسخ میدهند
و تو ای جانِ من!
این را کسی نمیداند
که یک زخم چگونه یک زندگی را خونین میکند
👤#ییلماز_اوداباشی
🍏🍎🍃
❤2