○
چه درسی داریم؟
زندگی ساعت تفریحی نیست
که فقط با بازی
یا با خوردن آجیل
بگذرانیم آن را
هیچ میدانی آیا
ساعت بعد چه درسی داریم؟
زنگ اول: دینی
آخرین زنگ: حساب!
#سلمان_هراتی
🍏🍎🍃
مرگ ...
حتا(حتی) حرمت رفاقت را
نگه می دارد...🕊🕊✨✨
یادشان سبز روانشان انوشه
چه درسی داریم؟
زندگی ساعت تفریحی نیست
که فقط با بازی
یا با خوردن آجیل
بگذرانیم آن را
هیچ میدانی آیا
ساعت بعد چه درسی داریم؟
زنگ اول: دینی
آخرین زنگ: حساب!
#سلمان_هراتی
🍏🍎🍃
مرگ ...
حتا(حتی) حرمت رفاقت را
نگه می دارد...🕊🕊✨✨
یادشان سبز روانشان انوشه
○
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه ِ سواران
پیکی نَدَوانید و سلامی نفرستاد
سوی من ِ وحشی صفت ِ عقل رمیده
آهوروشی کبکخرامی نفرستاد
دانست که خواهد شدنم مرغ ِ دل از دست
وز آن خط ِ چون سلسله دامی نفرستاد
فریاد که آن ساقی ِ شکّرلب ِ سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
چندان که زدم لاف ِ کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
حافظ! به ادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
✍ #حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه ِ سواران
پیکی نَدَوانید و سلامی نفرستاد
سوی من ِ وحشی صفت ِ عقل رمیده
آهوروشی کبکخرامی نفرستاد
دانست که خواهد شدنم مرغ ِ دل از دست
وز آن خط ِ چون سلسله دامی نفرستاد
فریاد که آن ساقی ِ شکّرلب ِ سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
چندان که زدم لاف ِ کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
حافظ! به ادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
✍ #حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
○
معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وآن یکی در گوشهای دیگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اینکه بیخود هایو هو می کرد و با آن شور بیپایان
تساویهای جبری را نشان میداد
با خطی خوانا بروی تختهای کز ظلمتی تاریک؛ غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است
از میان جمع شاگردان یکیبرخاست
همیشه یک نفر باید بپاخیزد...
به آرامی سخن سر داد:
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچهها ناگه به یک سو خیره
گشت و معلم مات بر جا ماند
و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود
آیا یک با یک برابر بود؟
سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه میداشت بالا بود
وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال میپرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده میگردید؟
یا چهکس دیوار چینها را بنا میکرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم میگشت؟
یا که زیر ضربه شلاق له میگشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چهکس آزادگان را در قفس میکرد؟
معلم نالهآسا گفت:
بچهها در جزوههای خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست.......
👤#خسرو_گلسرخی
🍏🍎🍃
معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وآن یکی در گوشهای دیگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اینکه بیخود هایو هو می کرد و با آن شور بیپایان
تساویهای جبری را نشان میداد
با خطی خوانا بروی تختهای کز ظلمتی تاریک؛ غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است
از میان جمع شاگردان یکیبرخاست
همیشه یک نفر باید بپاخیزد...
به آرامی سخن سر داد:
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچهها ناگه به یک سو خیره
گشت و معلم مات بر جا ماند
و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود
آیا یک با یک برابر بود؟
سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه میداشت بالا بود
وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال میپرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده میگردید؟
یا چهکس دیوار چینها را بنا میکرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم میگشت؟
یا که زیر ضربه شلاق له میگشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چهکس آزادگان را در قفس میکرد؟
معلم نالهآسا گفت:
بچهها در جزوههای خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست.......
👤#خسرو_گلسرخی
🍏🍎🍃
○
بهترين آموزگاران آنهايی هستند ؛
كه به تو نشان می دهند ،
كجا را نگاه كنی ،
اما نمی گويند چه ببينی...!
👤#الكساندرا_ترنفر
🍏🍎🍃
بهترين آموزگاران آنهايی هستند ؛
كه به تو نشان می دهند ،
كجا را نگاه كنی ،
اما نمی گويند چه ببينی...!
👤#الكساندرا_ترنفر
🍏🍎🍃
Hojat Ashrafzadeh - I Miss You ( حجت اشرف زاده - دلتنگ توام )
🎼❤️🎼
🗣#حجت_اشرف_زاده
ای... در این حادثه ها
نام تو آرامش من.....
..................
بگو دوستم داری
تا شاپرک ها؛
از پیله یِ فصلی نو
به آسمان آغوشِ تو
پر بگیرند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#حجت_اشرف_زاده
ای... در این حادثه ها
نام تو آرامش من.....
..................
بگو دوستم داری
تا شاپرک ها؛
از پیله یِ فصلی نو
به آسمان آغوشِ تو
پر بگیرند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
○
قسم به سکر و سکوتِ
عارفانه یِ شب؛
قسم به چشمانِ بی خواب ماه؛
قسم به تقدیر؛
که در گذر از هزار تویِ
مه آلوده یِ تقصیر
گم شده است؛
قسم به عصیان؛
قسم به بطنِ تپنده یِ زمین
که آبستنِ کودکانه یِ درد است
قسم به بغضِ
تب آلوده یِ مرغ شب؛
قسم به آفتاب؛
که در پسِ هرچه ظلمتِ کور است
همچنان، "عاشقانه می تابد"
قسم
به چشم هایِ خیسِ باران ام
که زیرِ چترِ خیالِ تو؛
تا همیشه.. بی بهانه می بارد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
قسم به سکر و سکوتِ
عارفانه یِ شب؛
قسم به چشمانِ بی خواب ماه؛
قسم به تقدیر؛
که در گذر از هزار تویِ
مه آلوده یِ تقصیر
گم شده است؛
قسم به عصیان؛
قسم به بطنِ تپنده یِ زمین
که آبستنِ کودکانه یِ درد است
قسم به بغضِ
تب آلوده یِ مرغ شب؛
قسم به آفتاب؛
که در پسِ هرچه ظلمتِ کور است
همچنان، "عاشقانه می تابد"
قسم
به چشم هایِ خیسِ باران ام
که زیرِ چترِ خیالِ تو؛
تا همیشه.. بی بهانه می بارد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم ❤️ آدینه تان به ترنم عشق و شادی و امید 🌺
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
الهی
گفتی؛
بخوانید مرا
تا اجابت کنم؛ شما را
الهی!
مگذار؛ غریوِ غریبِ
این همه بغضِ خاموش؛
در گلو بمیرد
مگذار؛ جوانه ها؛
در زمهریرِ
این همه فصلِ سرد؛
بخشکند
مگذار؛
خاطره بالِ پرواز از یادِ
آسمان برود ...
آه... از این همه آه ...
آه.... از این همه آه ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی
گفتی؛
بخوانید مرا
تا اجابت کنم؛ شما را
الهی!
مگذار؛ غریوِ غریبِ
این همه بغضِ خاموش؛
در گلو بمیرد
مگذار؛ جوانه ها؛
در زمهریرِ
این همه فصلِ سرد؛
بخشکند
مگذار؛
خاطره بالِ پرواز از یادِ
آسمان برود ...
آه... از این همه آه ...
آه.... از این همه آه ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1
Yalan
İbrahim Tatlıses
🎶❤️🎶
آهنگ یالان ابراهیم تاتلیس
ابراهیم تاتلیس (به ترکی استانبولی: İbrahim Tatlıses؛ زادهٔ ژانویهٔ ۱۹۵۲) یکی از خوانندگان مشهور ترکیهای پدر او از عربهای ترکیه و مادرش از کردهای ترکیه بودهاست.
تاتلیسس افزونبر زبان ترکی، به زبانهای عربی و کردی نیز تسلط کامل دارد.
مردم در ترکیه نام ایبو را هم برای او استفاده میکنند. امپراتور (به ترکی استانبولی: İmparator) لقب متداولی برای اوست.
🍏🍎🍃
آهنگ یالان ابراهیم تاتلیس
ابراهیم تاتلیس (به ترکی استانبولی: İbrahim Tatlıses؛ زادهٔ ژانویهٔ ۱۹۵۲) یکی از خوانندگان مشهور ترکیهای پدر او از عربهای ترکیه و مادرش از کردهای ترکیه بودهاست.
تاتلیسس افزونبر زبان ترکی، به زبانهای عربی و کردی نیز تسلط کامل دارد.
مردم در ترکیه نام ایبو را هم برای او استفاده میکنند. امپراتور (به ترکی استانبولی: İmparator) لقب متداولی برای اوست.
🍏🍎🍃
❤1
○
مرز میانِ
خواب و بیداری را
میشناسی؟
همان نقطهای که؛
در آن هنوز میتوان
رویاها را به خاطر آورد!
همانجاست که من
همواره تو را
به انتظار خواهم نشست
و دوستت خواهم داشت!
👤#جیمز_متیو_بری
🍏🍎🍃
مرز میانِ
خواب و بیداری را
میشناسی؟
همان نقطهای که؛
در آن هنوز میتوان
رویاها را به خاطر آورد!
همانجاست که من
همواره تو را
به انتظار خواهم نشست
و دوستت خواهم داشت!
👤#جیمز_متیو_بری
🍏🍎🍃
Parseh [Www.Takseda.NeT]
Alireza Bolouri - Www.Takseda.NeT
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_بلوری
وقتی تو کوچه های شهر
دور از تو پرسه میزنم
تموم شهر خوابن و
من بغض صدامو میشکنم
فانوسکای نیمه جون
از دور سوسو میزنن
ستاره ها بی نورن و
تنها تو می تابی به من
وقتی به تو فکر می کنم
انگار میسوزه تنم
لبریز یادت کن منو..
که بی حضورت میشکنم...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_بلوری
وقتی تو کوچه های شهر
دور از تو پرسه میزنم
تموم شهر خوابن و
من بغض صدامو میشکنم
فانوسکای نیمه جون
از دور سوسو میزنن
ستاره ها بی نورن و
تنها تو می تابی به من
وقتی به تو فکر می کنم
انگار میسوزه تنم
لبریز یادت کن منو..
که بی حضورت میشکنم...
🍏🍎🍃
👍1