○
با شما از زخمی سخن میگوییم برآمده از نیزههای نادانی و ما همه قربانی آنیم. کسی دوستدار حقیقت نیست و همه دوستدار مصلحتاند.
آری، آدمیان به آینهها شبیهاند. آینهٔ زنگاربسته تو را کدر نشان میدهد و آینهٔ ترکخورده تو را شکسته، و آینهٔ صیقلین یا مواج تو را صاف یا معوج؛ و این جز آن است که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگاربسته.
من گاهی آینهٔ دق بودهام و گاهی به تلنگری ترک برداشتهام. من گاهی بهکلی خرد شدهام و در هزار تکهٔ من هزار تصویر خُرد شما پیدا بود...
✍#بهرام_بیضایی
📕 طومار شیخ شرزین
🍏🍎🍃
با شما از زخمی سخن میگوییم برآمده از نیزههای نادانی و ما همه قربانی آنیم. کسی دوستدار حقیقت نیست و همه دوستدار مصلحتاند.
آری، آدمیان به آینهها شبیهاند. آینهٔ زنگاربسته تو را کدر نشان میدهد و آینهٔ ترکخورده تو را شکسته، و آینهٔ صیقلین یا مواج تو را صاف یا معوج؛ و این جز آن است که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگاربسته.
من گاهی آینهٔ دق بودهام و گاهی به تلنگری ترک برداشتهام. من گاهی بهکلی خرد شدهام و در هزار تکهٔ من هزار تصویر خُرد شما پیدا بود...
✍#بهرام_بیضایی
📕 طومار شیخ شرزین
🍏🍎🍃
👍1👎1
○
تاوان سنگینی
در این پاییز پس دادم
وقتی که گل های تنم را
نیز پس دادم!
من برگ و بارم را
زمانی که چکاوک ها
بر شاخه ام بودند
حلق آویز، پس دادم!
ابرم ولی ننگ بدهکاری به دریا را
با سکه های اشک خود یکریز
پس دادم
پیوند با قلب سیاه شهرتان، هرگز!
این نسخه را در لحظه ی تجویز،
پس دادم
حتی حساب قهوه ای را که ننوشیدم
در کافه هاتان بر سر ِ هر میز
پس دادم!
مزد مترسک بودنم را داده اید اما
امروز با سودش سر جالیز،
پس دادم!
ای زندگی ! مُردم
ولی در خاطرت باشد
من سهم خود را
بابت هر چیز، پس دادم!
#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
تاوان سنگینی
در این پاییز پس دادم
وقتی که گل های تنم را
نیز پس دادم!
من برگ و بارم را
زمانی که چکاوک ها
بر شاخه ام بودند
حلق آویز، پس دادم!
ابرم ولی ننگ بدهکاری به دریا را
با سکه های اشک خود یکریز
پس دادم
پیوند با قلب سیاه شهرتان، هرگز!
این نسخه را در لحظه ی تجویز،
پس دادم
حتی حساب قهوه ای را که ننوشیدم
در کافه هاتان بر سر ِ هر میز
پس دادم!
مزد مترسک بودنم را داده اید اما
امروز با سودش سر جالیز،
پس دادم!
ای زندگی ! مُردم
ولی در خاطرت باشد
من سهم خود را
بابت هر چیز، پس دادم!
#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
❤2👍1
15مدار صفر درجه,نویسنده احمد محمود,گوینده رضا عمرانی
@behtarinhayesoti
📕✨📕
15 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت /پانزدهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
15 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت /پانزدهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
نیمه گم شده من
@MusicMjMusicMj
🎼❤️🎼
🎙سالار عقیلی
من دوستت دارم
نیمه ی دیگر من نیست کجاست
پاره دیگر تن نیست کجاست
آن که خواند به دلم نغمه عشق
بلبلم گر به چمن نیست کجاست
جنس قلبم ز حریر است حریر
آن که قلب اش ز چدن نیست
کجاست...؟!
🍏🍎🍃
🎙سالار عقیلی
من دوستت دارم
نیمه ی دیگر من نیست کجاست
پاره دیگر تن نیست کجاست
آن که خواند به دلم نغمه عشق
بلبلم گر به چمن نیست کجاست
جنس قلبم ز حریر است حریر
آن که قلب اش ز چدن نیست
کجاست...؟!
🍏🍎🍃
❤1
○
آسمان ابری ست؛
دلِ من هم؛
آخرین برگِ درختِ توت
زیرِ پایِ پنجره افتاد؛
و من؛ در بغضِ
بی هنگامِ شب دیدم
فغانِ فصل هایِ رفته را؛
در کوله بارِ بیقرارِ باد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آسمان ابری ست؛
دلِ من هم؛
آخرین برگِ درختِ توت
زیرِ پایِ پنجره افتاد؛
و من؛ در بغضِ
بی هنگامِ شب دیدم
فغانِ فصل هایِ رفته را؛
در کوله بارِ بیقرارِ باد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1
○
هیچ دلم نمیخواست مادری زیباتر و هوشمندتر از مادر خودم بیاید و به من شب خوش بگوید. نه؛
به همانگونه که باید او میبود،
و چهرهاش را که، گویا، نقصی در بالای چشم داشت که من به اندازهی بقیهی صورتش دوست میداشتم بهسویم خم میکرد تا بتوانم شادان و با آرامشِ بیخدشهای بخوابم - که هیچ معشوقهای از آن پس نتوانست به من بدهد، چون حتی در لحظهای که باورشان داریم به آنان شک میکنیم، و هرگز نمیتوانیم دلشان را آنگونه تصاحب کنیم که مادرم دلش را، یکسره، بیهیچ تهماندهی تردیدی، بیهیچ اثری از نیتی که برای من نباشد، با بوسهای به من میداد.
طرف خانۀ سوان
✍#مارسل_پروست
🍏🍎🍃
هیچ دلم نمیخواست مادری زیباتر و هوشمندتر از مادر خودم بیاید و به من شب خوش بگوید. نه؛
به همانگونه که باید او میبود،
و چهرهاش را که، گویا، نقصی در بالای چشم داشت که من به اندازهی بقیهی صورتش دوست میداشتم بهسویم خم میکرد تا بتوانم شادان و با آرامشِ بیخدشهای بخوابم - که هیچ معشوقهای از آن پس نتوانست به من بدهد، چون حتی در لحظهای که باورشان داریم به آنان شک میکنیم، و هرگز نمیتوانیم دلشان را آنگونه تصاحب کنیم که مادرم دلش را، یکسره، بیهیچ تهماندهی تردیدی، بیهیچ اثری از نیتی که برای من نباشد، با بوسهای به من میداد.
طرف خانۀ سوان
✍#مارسل_پروست
🍏🍎🍃
❤2
شهرترانه_ قصه عشق
سالار عقیلی
🎶❤️🎶
🎼: قصه عشق
🗣# سالار عقیلی
................
رفتی
از شهر رویاهای من
همدم باران شده
اشک چشمانم، کجایی
بی تو باز هر ورق
از این کتاب
اسیر دست باد .....
🍏🍎🍃
🎼: قصه عشق
🗣# سالار عقیلی
................
رفتی
از شهر رویاهای من
همدم باران شده
اشک چشمانم، کجایی
بی تو باز هر ورق
از این کتاب
اسیر دست باد .....
🍏🍎🍃
❤1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه 🐇🦩
☀️ ۳۰ آبان ۱۴۰۲
🌙 ۷ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۲۱ نوامبر ۲۰۲۳
"آخرین برگتقویم آبان به نجوایی
خوش و آرزوهایی مستجاب"...
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ افسونگر
باد...🍂🍁🍂🍁
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه 🐇🦩
☀️ ۳۰ آبان ۱۴۰۲
🌙 ۷ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۲۱ نوامبر ۲۰۲۳
"آخرین برگتقویم آبان به نجوایی
خوش و آرزوهایی مستجاب"...
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ افسونگر
باد...🍂🍁🍂🍁
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
الهی!
آسمانِ دل هایمان
از ابرهایِ رخوتِ
تعصّب و تحجّرِ
بی قواره یِ قرن ها؛
تیره و تار است
بگو ببارد؛ باران
بر این همه سیاهی و
بغضِ چرکینِ سال ها...
جهالت و بی خردی؛
بگو بشکفد عشق؛
بر خارهایِ زهر آگینِ کین؛
بگو جاری شود،
زلالِ چشمه ساران
بر وادیِ تفتیده یِ
سال هایِ خشکِ ناباوری؛
سایه اهورایی ات را؛
بر کویرِ جان هایِ سوخته
و بی قرار مان بگستران؛
و ما را در آغوشِ لطف
و عشق بیکرانت
. پناه باش!
باشد که...
آسمانِ شهر و دیار مان؛
گستره یِ بالِ پرواز
پرنده شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی!
آسمانِ دل هایمان
از ابرهایِ رخوتِ
تعصّب و تحجّرِ
بی قواره یِ قرن ها؛
تیره و تار است
بگو ببارد؛ باران
بر این همه سیاهی و
بغضِ چرکینِ سال ها...
جهالت و بی خردی؛
بگو بشکفد عشق؛
بر خارهایِ زهر آگینِ کین؛
بگو جاری شود،
زلالِ چشمه ساران
بر وادیِ تفتیده یِ
سال هایِ خشکِ ناباوری؛
سایه اهورایی ات را؛
بر کویرِ جان هایِ سوخته
و بی قرار مان بگستران؛
و ما را در آغوشِ لطف
و عشق بیکرانت
. پناه باش!
باشد که...
آسمانِ شهر و دیار مان؛
گستره یِ بالِ پرواز
پرنده شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
سکانسی زیبا از فیلم ملاصدرا
باز شدن ابواب معرفت
نفس انسانی شأنیت دارد به درجه ای برسد که همهٔ موجودات اجزای ذات او شوند ، و قوت او در تمام اشیاء سریان یابد.
صدرالمتألهین ملاصدرا شیرازی
مفاتیح الغیب صفحه ۵۸۶
🍏🍎🍃
سکانسی زیبا از فیلم ملاصدرا
باز شدن ابواب معرفت
نفس انسانی شأنیت دارد به درجه ای برسد که همهٔ موجودات اجزای ذات او شوند ، و قوت او در تمام اشیاء سریان یابد.
صدرالمتألهین ملاصدرا شیرازی
مفاتیح الغیب صفحه ۵۸۶
🍏🍎🍃
❤1👍1