این جا-باربارا-پراوی
@injaZanVojuddarad
🎼❤️🎼
آهنگ فرانسوی: «اینجا»
🎙 #باربارا_پراوی
شاید ،
روزی ...
جایی ...
در زمانی بهتر ،
دوباره
همدیگر را ببینیم.
#ولادیمیر_نابوکوف
🍏🍎🍃
آهنگ فرانسوی: «اینجا»
🎙 #باربارا_پراوی
شاید ،
روزی ...
جایی ...
در زمانی بهتر ،
دوباره
همدیگر را ببینیم.
#ولادیمیر_نابوکوف
🍏🍎🍃
❤1
The Cold Fire Pit
Ahmad Shamlu, Farhad Fakhreddini
🕊❤️🕊
"اجاق سرد"
مانده از شب های دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچينی که از اجاقی خرد
اندر او خاکستر سردی
همچنان که اندر غبار اندودهی انديشههای من ملال انگيز
طرح تصويری در آن هرچیز داستانی
حاصلش دردی
روز شيرينم که با من آشتی بودش
نقش ناهمرنگ گرديده
سرد گشته سنگ گرديده
با دم پاييز عمر من
کنايت از بهار روی زردی
همچنان که مانده از شب های دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچينی از اجاقی خرد
اندر او خاکستر سردی
#نیما_یوشیج
خوانش: #احمد_شاملو
موسیقی: #فرهاد_فخرالدینی
آلبوم: شعرهای نیما
🍏🍎🍃
"اجاق سرد"
مانده از شب های دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچينی که از اجاقی خرد
اندر او خاکستر سردی
همچنان که اندر غبار اندودهی انديشههای من ملال انگيز
طرح تصويری در آن هرچیز داستانی
حاصلش دردی
روز شيرينم که با من آشتی بودش
نقش ناهمرنگ گرديده
سرد گشته سنگ گرديده
با دم پاييز عمر من
کنايت از بهار روی زردی
همچنان که مانده از شب های دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچينی از اجاقی خرد
اندر او خاکستر سردی
#نیما_یوشیج
خوانش: #احمد_شاملو
موسیقی: #فرهاد_فخرالدینی
آلبوم: شعرهای نیما
🍏🍎🍃
❤1👍1
●○●
عزیزم
قلب من رو به تو پرواز میکند
مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ میدهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کردهام ، تعجب نکن . خیلیها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار میکنند . عارضات زمان ، آنها را نمیگذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر ارادهی طبیعی را در خودشان خاموش میسازند.
اما من غیر از آنها و همهی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیدهام . و حالا میخواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدتها است که ذهن مرا تسخیر کرده است.
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونههای تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم.
من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسندهی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارادهی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است.
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور. اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم....
دوست کوه نشین تو نیما
❑نامههای عاشقانهی نیمایوشیج به عالیه جهانگیر
✍#نیما_یوشیج
زاد روزش فرخنده 🎂
یادش جاودانه و گرامی
🍏🍎🍃
عزیزم
قلب من رو به تو پرواز میکند
مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ میدهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کردهام ، تعجب نکن . خیلیها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار میکنند . عارضات زمان ، آنها را نمیگذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر ارادهی طبیعی را در خودشان خاموش میسازند.
اما من غیر از آنها و همهی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیدهام . و حالا میخواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدتها است که ذهن مرا تسخیر کرده است.
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونههای تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم.
من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسندهی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارادهی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است.
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور. اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم....
دوست کوه نشین تو نیما
❑نامههای عاشقانهی نیمایوشیج به عالیه جهانگیر
✍#نیما_یوشیج
زاد روزش فرخنده 🎂
یادش جاودانه و گرامی
🍏🍎🍃
👍1
Ye Kari Kon
Shadmehr Aghili
🎶❤️🎶
🗣#شادمهر_عقیلی
🎼#یه_کاری_کن
میپرسی
با کسالت و بیخوابی شب چطور
به سر میبرم؟
مثل شمع:
همین که صبح میرسد
خاموش میشوم
و با وجود این،
استعداد روشن شدنِ دوباره
در من؛ مهیا است ...
"از نیما یوشیج به عالیه."
🍏🍎🍃
🗣#شادمهر_عقیلی
🎼#یه_کاری_کن
میپرسی
با کسالت و بیخوابی شب چطور
به سر میبرم؟
مثل شمع:
همین که صبح میرسد
خاموش میشوم
و با وجود این،
استعداد روشن شدنِ دوباره
در من؛ مهیا است ...
"از نیما یوشیج به عالیه."
🍏🍎🍃
👍1
08مدار صفر درجه,نویسنده احمد محمود,گوینده رضا عمرانی
@behtarinhayesoti
📕✨📕
08 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت/ هشتم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
08 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت/ هشتم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
❌✅
هرگز منتظر فردای خیالی نباش .
فراموش نکن !
مقصد ،
همیشه جایی در انتهای مسیر نیست !
مقصد ،
لذت بردن از قدمهایی است که بین مبدا و مقصد برمی داریم.
چایت را بنوش! نگران فردا مباش.
از گندمزار من و تو ...
مشتی کاه می ماند؛ برای بادها....
✅#هاجر فرهادی ✅✅
❌#نیمایوشیج ❌❌
🍏🍎🍃
هرگز منتظر فردای خیالی نباش .
فراموش نکن !
مقصد ،
همیشه جایی در انتهای مسیر نیست !
مقصد ،
لذت بردن از قدمهایی است که بین مبدا و مقصد برمی داریم.
چایت را بنوش! نگران فردا مباش.
از گندمزار من و تو ...
مشتی کاه می ماند؛ برای بادها....
✅#هاجر فرهادی ✅✅
❌#نیمایوشیج ❌❌
🍏🍎🍃
❤1
°
عاشقان يکدل
در تاريکي شب نيز؛
راه کوي يار را گم نمي کنند
کاش...
ليلي و مجنون زنده مي شدند
تا من راه عشق را
به آنان نشان دهم ...
#يوهان_ولفگانگ_ فُن_گوته
🍏🍎🍃
عاشقان يکدل
در تاريکي شب نيز؛
راه کوي يار را گم نمي کنند
کاش...
ليلي و مجنون زنده مي شدند
تا من راه عشق را
به آنان نشان دهم ...
#يوهان_ولفگانگ_ فُن_گوته
🍏🍎🍃
👍1
○
ما مقیمِ
درِ میخانه عشقیم مدام
بی خود از
جرعه میخانه عشقیم مدام
هر که در عشق؛
خریدار بلایی است، ولی
ما اسیر غمِ جانانه
عشقیم مدام
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
ما مقیمِ
درِ میخانه عشقیم مدام
بی خود از
جرعه میخانه عشقیم مدام
هر که در عشق؛
خریدار بلایی است، ولی
ما اسیر غمِ جانانه
عشقیم مدام
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
👍1👏1
○
دلتنگی...
یعنی.. چشم هایِ
باران خورده یِ بی چتر
پشتِ پنجره یِ
مه آلوده یِ انتظار
در انتهایِ کوچه یِ بن بست!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلتنگی...
یعنی.. چشم هایِ
باران خورده یِ بی چتر
پشتِ پنجره یِ
مه آلوده یِ انتظار
در انتهایِ کوچه یِ بن بست!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
ساقی بده پیمانهای،
زان مِی که بیخویشم کند
بر حُسنِ شورانگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زآن می که در شبهایِ غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم ،
فارغ ز تشویشم کند
نورِ سحرگاهی دهد،
فیضی که میخواهی دهد
با مسکنت، شاهی دهد
سلطانِ درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا
در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا
بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سروِ سهی،
سودایِ هستی از رهی
یغما کند اندیشه را،
دور از بَداندیشم کند
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
ساقی بده پیمانهای،
زان مِی که بیخویشم کند
بر حُسنِ شورانگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زآن می که در شبهایِ غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم ،
فارغ ز تشویشم کند
نورِ سحرگاهی دهد،
فیضی که میخواهی دهد
با مسکنت، شاهی دهد
سلطانِ درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا
در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا
بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سروِ سهی،
سودایِ هستی از رهی
یغما کند اندیشه را،
دور از بَداندیشم کند
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
❤1