Grazie Amore Mio (Love Story) - Italian Version
Peppino Gagliardi
🎼❤️🎼
ورژن ایتالیایی قطعه مشهور love story با نام " محبوبم ! از تو متشکرم...
🗣"پِپینو گالیاردی "خواننده مشهور کشور ایتالیا
................
گاهی
در وجودمان
به قبرستانی محتاجیم
برای
چیزهایی که
درونمان می میرند...
✍#محمود_درویش
🍏🍎🍃
ورژن ایتالیایی قطعه مشهور love story با نام " محبوبم ! از تو متشکرم...
🗣"پِپینو گالیاردی "خواننده مشهور کشور ایتالیا
................
گاهی
در وجودمان
به قبرستانی محتاجیم
برای
چیزهایی که
درونمان می میرند...
✍#محمود_درویش
🍏🍎🍃
{ Peppino Gagliardi }
"Come Le Viole "
🎼❤️🎼
🗣#Peppino_Gagliardi
«تو در غیاب کسی که
دوستش داری،
یتیم خواهی ماند،
حتی اگر...
تمام دنیا تو را
در آغُوش بگیرند.»
🍏🍎🍃
🗣#Peppino_Gagliardi
«تو در غیاب کسی که
دوستش داری،
یتیم خواهی ماند،
حتی اگر...
تمام دنیا تو را
در آغُوش بگیرند.»
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
”تعفن نهایی، جهان را فرا گرفته...
همهمان مسافر این کشتی سوراخ هستیم
و دلمان هم خوش است که زندهایم ..!
✍#چارلز_بوکوفسکی
🍏🍎🍃
”تعفن نهایی، جهان را فرا گرفته...
همهمان مسافر این کشتی سوراخ هستیم
و دلمان هم خوش است که زندهایم ..!
✍#چارلز_بوکوفسکی
🍏🍎🍃
52Madame Bovary
@morsal_saba📕✨📕
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/پنجاه و دوم
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/پنجاه و دوم
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
○
کالیگولا: تو هم کالیگولا، تو هم گناهکاری.
پس کمی بیشتر یا کمتر
فرقی نمیکنه.
ولی کی جرئت میکنه
در این دنیای بیداور
منو محکوم کنه؟
در دنیایی که؛
هیچکس بیگناه نیست.
📕#کالیگولا
✍🏻#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
کالیگولا: تو هم کالیگولا، تو هم گناهکاری.
پس کمی بیشتر یا کمتر
فرقی نمیکنه.
ولی کی جرئت میکنه
در این دنیای بیداور
منو محکوم کنه؟
در دنیایی که؛
هیچکس بیگناه نیست.
📕#کالیگولا
✍🏻#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
👍1
Un Jour Tu RlS; Un Jour
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
🗣#خولیو_ایگلسیاس
یک شعر که پاییز را
برای من زمزمه می کند.
لکه های قرمز سپتامبر را،
اتاقم را. پک آخرین سیگار را. شاید.
و بعد می روم که بخوابم.
.................
تو با ابرها... باریدی
پاییز ، در چشم من گریست
فصل ها، با یاد تو سبز شدند
و قلب من ...
تمام تورا
در هر فصل
نفس کشید!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#خولیو_ایگلسیاس
یک شعر که پاییز را
برای من زمزمه می کند.
لکه های قرمز سپتامبر را،
اتاقم را. پک آخرین سیگار را. شاید.
و بعد می روم که بخوابم.
.................
تو با ابرها... باریدی
پاییز ، در چشم من گریست
فصل ها، با یاد تو سبز شدند
و قلب من ...
تمام تورا
در هر فصل
نفس کشید!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
🎬 جلوه های ویژه
در جریان تولید فیلم، گاهی به نماهایی نیاز پیدا میشود که بسیار پرخرج و پرهزینه و همچنین وقت گیر و خطرناکاند، به شکلی که دستیابی به آنها بهوسیله روشهای جاری فیلمبرداری امکانپذیر نمیگردد. حل اینگونه مسائل نیاز به کاربرد یکمجموعه کامل تکنیکی غیر معمول فیلمبرداری دارد که به آن «فیلمبرداری جلوههای ویژه» میگویند.
🍏🍎🍃
🎬 جلوه های ویژه
در جریان تولید فیلم، گاهی به نماهایی نیاز پیدا میشود که بسیار پرخرج و پرهزینه و همچنین وقت گیر و خطرناکاند، به شکلی که دستیابی به آنها بهوسیله روشهای جاری فیلمبرداری امکانپذیر نمیگردد. حل اینگونه مسائل نیاز به کاربرد یکمجموعه کامل تکنیکی غیر معمول فیلمبرداری دارد که به آن «فیلمبرداری جلوههای ویژه» میگویند.
🍏🍎🍃
✍
"زنجیره عشق با مهر و محبت محکم و باثبات میمونه...
" تظاهر به مهربانی" هرگز به دل کسی نمینشینه!!
چرا که، هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند..."
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرِکار بر می گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.
زن برای اسمیت دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودش رو معرفی کرد و گفت: من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت: صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست.
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: «من چقدر باید بپردازم؟»
اسمیت به زن چنین گفت: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر هم به من کمک کرد،
همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیات رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی؛ نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه.!!»
چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی رو دید و داخل شد تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که احتمالا هشت ماهه باردار بود و به خاطر تامین نیازهای زندگی و کمک به همسرش کار می کرد و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.!
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلارش رو بیاره، زن مسن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو میخوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:
«شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی؛ نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!»
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت: «دوستت دارم اسمیت خدا رو شکر همه چیز داره درست میشه...»
* سعی کنیم تا جایی که امکان داره به دیگران کمک کنیم بدون هیچ چشم داشتی...
و قول بدیم که نگذاریم هیچ وقت زنجیره عشق به ما ختم بشه...
🍏🍎🍃
"زنجیره عشق با مهر و محبت محکم و باثبات میمونه...
" تظاهر به مهربانی" هرگز به دل کسی نمینشینه!!
چرا که، هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند..."
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرِکار بر می گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.
زن برای اسمیت دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودش رو معرفی کرد و گفت: من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت: صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست.
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: «من چقدر باید بپردازم؟»
اسمیت به زن چنین گفت: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر هم به من کمک کرد،
همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیات رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی؛ نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه.!!»
چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی رو دید و داخل شد تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که احتمالا هشت ماهه باردار بود و به خاطر تامین نیازهای زندگی و کمک به همسرش کار می کرد و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.!
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلارش رو بیاره، زن مسن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو میخوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:
«شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی؛ نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!»
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت: «دوستت دارم اسمیت خدا رو شکر همه چیز داره درست میشه...»
* سعی کنیم تا جایی که امکان داره به دیگران کمک کنیم بدون هیچ چشم داشتی...
و قول بدیم که نگذاریم هیچ وقت زنجیره عشق به ما ختم بشه...
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم 🌺✨ قلب زندگی تپنده به شور و شوق و امید