معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
Kayhan Kalhor & M.R. Shajarian - 03 Desert Night
SONGSARA.NET
🎼❤️🎼

شب_ سکوت_کویر...
محمد رضا شجریان_ کیهان کلهر

روزت بستودم و نمی‌دانستم
شب با تو غنودم و نمی‌دانستم
ظن برده بدم به خود که من من بودم
من جمله تو بودم و نمی‌دانستم

#مولانای_جان
🍏🍎🍃
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○ 

الهی ...
یاری ام کن!
تا ردایِ معرفت بر جان بپوشانم
و قبای قضاوت بر نیک و بد اندیشه
از تن به در کنم ...


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👍1

 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓   امروز  سه شنبه 🐇🦩

☀️    ۴  مهر   ‌          ۱۴۰۲
🌙   ۱۰  ربیع الاول   ۱۴۴۵
🎄   ۲۶ سپتامبر       ۲۰۲۳

⌛️ قلب پاییز تپنده  به
عشق،دوستی، شادی، امید،
لبخند و خرد و آرامش .....
🍏🍎🍃

آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه‌، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست های باد ....

🍏🍎🍃
👏1


در آن نفس که بمیرم
در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان
که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت
که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم
به جست و جوی تو باشم!

#سعدی
🍏🍎🍃
👍1
Sarboland-(SONG95.IR)
Naser Abdollahi
🎼❤️🎼

🗣#ناصر_عبدالهی
🎼#سربلند
#قیصر_امین_پور

سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم !
اگر خنجر دوستان، گرده ایم !

گواهی بخواهید، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

🍏🍎🍃
👏1


‍ زنی چراغ به دست از سپیده دم آمد
زنی که موی بلندش در آستان طلوع
غبار روشنی ِسرخ شامگاهان داشت،

بر آستانه نشست:
ز پشت مردمکش آفتاب را دیدم
که از درخت فراتر رفت
به روی گونه ی گلرنگ صبح پنجه کشید،
نگاه روشن زن
خراش پنجه ی خورشید را نشانم داد

زمان، زمان عزیمت بود
زنی چراغ به دست از حصار شب می رفت
مرا، اشاره کنان، از قفای خود می برد
زنی که موی بلندش در آستان غروب
شکوه روشنی صبحگاهان داشت
زنی که آینه ای در نگاه، پنهان داشت

#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


سلام  بر تو ...
که یادت؛  تلاوتِ
قطره قطره هایِ  باران است

سلام بر تو ...
که  نامت
آیه آیه هایِ مصحفِ عشق است

سلام بر تو ...‌
که ابدیتِ شکوهِ چشمان ات؛
             طلوع باورِ  یک صبحِ
                          جاوید است!!...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1🙏1
معین.....نیاز
@mu5sik
🎼❤️🎼

🗣#معین
🎼#:نیاز

بدون تو؛
چه پروازی؛
چه احساسی
چه آوازی ...‌

تویی که از صدای من؛
شرابِ کهنه می سازی ...

🍏🍎🍃
👏1


آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی‌آموزند، وجدان هستی را مجبور می‌کنند تا آن اتفاقات را تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می‌خواهند آموزش دهند، یاد بگیرد!

آنچه که انکار می‌کنید، شما را شکست می‌دهد!
آنچه که قبول می‌کنید، شما را تغییر می‌دهد...

زندگى و انسان زيستن  #کارل‌گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


بینایی چیزی جداست از ظلمت. تاریکی را هم باید به چشم دید.
برای دیدن، روز کافی نیست،
چشم می‌خواهد.


📖 #مد_و_مه
✍🏻 #ابراهیم_گلستان
🍏🍎🍃
1


بال های آزادی را
نشانه نروید
گاهی
افتادن یک پر گنجشک
می تواند جنگلی را
به فریاد وادارد.

#مسعود_ایمانی
🍏🍎🍃
👍1
Hamseda
Dariush @Takmusic1
🎼❤️🎼
🗣#داریوش
🎼#همصدا

اگه هم صدام بودی ...
هیشکی حریفم نمی شد
کوه اگه رو شونه هام بود
کمرم خم نمی شد ...
تو اگه خواسته بودی
تو اگه مونده بودی
موندنی ترین بودم
عمر صدام کم نمی شد
اگه زخمی می شدم ...
به دستِ تو مرهم بود
زخمِ قیمتی ی من؛
محتاج مرهم نمی شد
اگر بارونِ عزیِزِ با تو بودن؛
می گرفت
گل سرخِ قصه مون
تشنه ی شبنم نمی شد ...

🍏🍎🍃
1❤‍🔥1


چرخی بزن
ای دایره یِ مینا؛
چرخی بزن؛
و دامنِ رنگینِ
دخترکانِ پاییز را
پرکن از دانه هایِ سرخِ انار

چرخی بزن؛
و در آغوشِ تاک هایِ بیقرار؛
نقطه یِ پرگار وجود را؛
مستانه برقص آر

بگذار؛ تا انگورهایِ اندوه
له شوند و از پی آن
شرابی بزاید؛ سکرآورِ عشق؛
تا مدهوش کند
جان هایِ خسته را...

چرخی بزن؛
شاید از پسِ افتادنِ آخرین
برگِ زرد ...
بهاران؛ بوسه ای باشد
بر گونه هایِ رنجورِ پاییز!!...


#فرح_فریماااا_معمای عشق
🍏🍎🍃
1👏1
Parvanegi
Nima Masiha (Babak Bayat)
🎼❤️🎼
🗣#نیما_مسیحا
🎼#پروانگی
🎧#بابک_بیات

‌مرا تا خلوت جانان ببر ای جان...

مثلِ یه پروانه ببین
اسیرِ مشت بسته‌ام
از این همه‌ پرسه زدن
کوچه به کوچه خسته‌ام
توو لحظه‌های بی‌کسی
اسیر ناباوری‌ام
تو قابِ خالی جنون
یه عکسِ خاکستری ام ...

🍏🍎🍃
1


عزت و جلال مردان بزرگ
از طرز رفتارشان با مردان کوچک
آشکار می‌شود...



#دیل_کارنگی
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

روستای خود را شرح دهید

روستای ما یکی از خوش آب و هواترین روستاها در جهان است. بزرگ‌ترین و قوی‌ترین روستا در کره زمین است. ما همه می‌دانیم، آرزوی تمام مردم دنیا این است که در این روستا زندگی نمایند. ما در روستای‌مان درخت سرو بزرگی داریم که از زمان حضرت آدم سبز شده. قدش از همه‌ی درخت‌های روستا بلندتر است. او درخت ترسناکی است. از زیرش که نگاه کنیم، کلاه‌مان می‌افتد. چون خیلی بلند است. دو تا سرو است که کنار هم سبز شده‌اند. می‌گویند دو نفر پسر و دختر عاشق هم شده‌اند و آن‌ها را کنار هم کاشته‌اند. بالا که آمده‌اند شاخه‌های‌شان توی هم رفته. با هم زندگانی می‌کنند. بچه هم ندارند. اگر کسی یکی از شاخه‌های آن‌ها را ارّه کند، ازشان خون می‌آید و صاحب ارّه کند می‌میرد. کسی نمی‌تواند توی آن‌ها برود. شكرالله دلاک شرط بندی می‌کند و از آن‌ها بالا می‌رود. دستش را از بالای آن‌ها بالا می‌آورد و برای مردم دستمال قرمزی تکان می‌دهد. پایین که آمد دو تومان می‌ستاند. پدربزرگم می‌گفت خوب نیست آدم شب زیر آن درخت بخوابد یا راه برود چون نور ماه می‌افتد روی آن و سایه‌ی سرو می‌افتد روی آدم و آدم دیوانه می‌شود. دیوانگی چیز بدی است. ما دانش‌آموزان می‌ترسیم شب زیر درخت سرو برویم. روزها می‌رویم میوه‌ها، گوی‌های خشکی که زیرش ریخته جمع می‌کنیم. با آن‌ها گردوبازی می‌کنیم. پوستش را می‌کنیم، آتش می‌زنیم. بوی خوبی می‌دهد.
بهار که می‌شود همه‌ی درخت‌ها سبز می‌شوند. بلبلان می‌آیند و چهچه می‌زنند. اما نان کم است زمستان هرچه داشته‌ایم، خورده‌ایم بعضی از بچه‌ها از گشنگی یونجه می‌خورند. یونجه‌ها تازه درآمده‌اند، خوشمزه‌اند. ما می‌رویم و توت‌هایی که هنوز نرسیده می‌کَنیم، به خانه می‌آوریم. آن‌ها را در دیگ و کماجدان می‌جوشانیم. نمک می‌زنیم. می‌خوریم. انجیرهای خراب و کرمو که برای گوسفندهاست می‌خوریم. در بهار «ماش شیطونو» می‌آید که بچه‌ها را برای قالی بافی به «گوک» ببرد. می‌گویند در گوک که نزدیک روستای ما است قالی بافی فراوان‌تر از سیرچ است. پدر و مادرها از بدبختی و نداری بچه‌های ناز کرده‌شان را به قالی‌بافی می‌فرستند. قالی‌بافی از صنایع مهم کشور است. قالی‌های زیبای ما در کشورهای خارجی خریدار بسیار دارد.
وقتی گشنگی باشد خلاف هم فراوان می‌شود. چند سال پیش خانواده‌ای که زیر انبار ارباب زندگی کرده‌اند، سقف اتاق‌شان را سوراخ کرده‌اند و از آن‌جا گندم در می‌آوردند. وقتی بیشتر مردم نان جو و یونجه و ارزن می‌خوردند و دانش‌آموزان رمق نداشتند بچه‌های آن‌ها پنهان از دیگران نان گندم می‌خوردند. خوشحال بودند، می‌دویدند، بازی می‌کردند و عشق می‌کردند. همین بازی‌ها و سرحال بودن آخر و عاقبت دست‌شان را رو کرد و ارباب خبردار شد. و آن‌ها را بیرون کرد. آن وقت پدربزرگم کدخدا بود. این داستان را او برایم تعریف کرد.
روستای ما آب فراوان دارد. تابستان هایش را هیچ روستایی ندارد. این بود داستان روستای ما.»

#شما_که_غریبه_نیستید
#هوشنگ_مرادی‌_کرمانی
🍏🍎🍃
👏1