●
خاطرهای از عباس کیارستمی
دربارهء مهدی اخوانثالث✍
" در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بی تجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه ی سفر داشت .قصد سفر به لندن داشت...به مسوول گمرک گفتم " این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش . خیلی عزیز است." مسوول گمرک از من پرسید : "کی؟ همین آدم ؟ "
گفتم "بله. همین آدم." به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد. از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است." پرسید" کیه ؟" گفتم "شاعر است." سری تکان داد و تظاهر کرد که او را می شناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید "در تلویزیون کار می کند؟" به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام می خواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدی مان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می کردم. اصلا به کسی نمی مانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
چهار ساعت انتظار را نمی شد نشست و دیدنی های " دیوتی فری شاپ" فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم ، شاعر پیر را آسوده دیدم. هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان " سیر بی دست و پا " است. با خودش است. در خودش است. غرق است. آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه " هارودس" را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همه ی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدام شان احتیاجی ندارم. اینجا اخوان مثل اینکه ندیده می دانست به چیزی احتیاج ندارد و بی نیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود. "
خاطره ای از عباس کیارستمی
از کتاب باغ بی برگی
🍏🍎🍃
خاطرهای از عباس کیارستمی
دربارهء مهدی اخوانثالث✍
" در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بی تجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه ی سفر داشت .قصد سفر به لندن داشت...به مسوول گمرک گفتم " این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش . خیلی عزیز است." مسوول گمرک از من پرسید : "کی؟ همین آدم ؟ "
گفتم "بله. همین آدم." به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد. از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است." پرسید" کیه ؟" گفتم "شاعر است." سری تکان داد و تظاهر کرد که او را می شناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید "در تلویزیون کار می کند؟" به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام می خواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدی مان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می کردم. اصلا به کسی نمی مانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
چهار ساعت انتظار را نمی شد نشست و دیدنی های " دیوتی فری شاپ" فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم ، شاعر پیر را آسوده دیدم. هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان " سیر بی دست و پا " است. با خودش است. در خودش است. غرق است. آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه " هارودس" را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همه ی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدام شان احتیاجی ندارم. اینجا اخوان مثل اینکه ندیده می دانست به چیزی احتیاج ندارد و بی نیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود. "
خاطره ای از عباس کیارستمی
از کتاب باغ بی برگی
🍏🍎🍃
🕊
در آن؛ پاییزِ پاییزی
پدر پر زد، میانِ ابرها خوابید
پرستوها؛ همه رفتند؛ در باد
و ایوانِ حیاطِ خانه
خالی شد؛ از آوازِ قشنگِ
مرغکانِ شاد
صفایِ خانه یِ ما هم
میانِ ابرها؛ گم شد
و آهنگِ صدایِ شادِ بابا هم؛
و مادر که؛
به دنبالِ پدر
بار سفر را بست؛
ماهیان برکه یِ دلتنگ
همه؛ از تشنگی مردند
و آن وقتی؛
که از یادت؛ مرا بردی
همه پروانه ها؛
در سوگِ من؛
در باد؛ خوابیدند!
✍#فرح_فریماااا
🎤#فرح_فریماااا
در قلب و روح ام جاودانه ای
🍏🍎🍃
در آن؛ پاییزِ پاییزی
پدر پر زد، میانِ ابرها خوابید
پرستوها؛ همه رفتند؛ در باد
و ایوانِ حیاطِ خانه
خالی شد؛ از آوازِ قشنگِ
مرغکانِ شاد
صفایِ خانه یِ ما هم
میانِ ابرها؛ گم شد
و آهنگِ صدایِ شادِ بابا هم؛
و مادر که؛
به دنبالِ پدر
بار سفر را بست؛
ماهیان برکه یِ دلتنگ
همه؛ از تشنگی مردند
و آن وقتی؛
که از یادت؛ مرا بردی
همه پروانه ها؛
در سوگِ من؛
در باد؛ خوابیدند!
✍#فرح_فریماااا
🎤#فرح_فریماااا
در قلب و روح ام جاودانه ای
🍏🍎🍃
👍1
●
وقت است که ساقی سرِ می بگشاید
مطرب ره چنگ و دم نی بگشاید
تاروی چو خورشیدِ تو نَبْوَد به صبوح
کارم به کلیدِ صبح کی بگشاید
#عطارنیشابوری
🍏🍎🍃
.
وقت است که ساقی سرِ می بگشاید
مطرب ره چنگ و دم نی بگشاید
تاروی چو خورشیدِ تو نَبْوَد به صبوح
کارم به کلیدِ صبح کی بگشاید
#عطارنیشابوری
🍏🍎🍃
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨
کلیپی از داخل آرامگاه کوروش کبیر با دکلمه بسیار دلنشینی از استاد جمشید مشایخی 🍂🌱
هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش بزرگ فرخنده باد
باشد که به فرهنگی این چنین
غنی و گذشته ای تابناک ارج
بگذاریم و به آیندگان بگوییم
ما بهاران بودیم و پاییز هزار
رنگِ افسونگر عروس بهارانی
دیگر خواهد شد .....
🍏🍎🍃
کلیپی از داخل آرامگاه کوروش کبیر با دکلمه بسیار دلنشینی از استاد جمشید مشایخی 🍂🌱
هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش بزرگ فرخنده باد
باشد که به فرهنگی این چنین
غنی و گذشته ای تابناک ارج
بگذاریم و به آیندگان بگوییم
ما بهاران بودیم و پاییز هزار
رنگِ افسونگر عروس بهارانی
دیگر خواهد شد .....
🍏🍎🍃
○
اگر خواهیم که فرزندانمان نکو مردان باشند و آراسته به نیکیها، چارهییمان نیست جز آنکه نیکتر نمونه باشیم بهر ایشان. و چون فرزندان در برابر خویش جز نیکی نمیبینند، فرومایگی و پستی نمیشناسند و بسویاش گام نمینهند. و چون سخن زشت و شرم آور نمیشنوند، زشت و
شرم آور نمیگویند...
پس، آن گونه زندگانی پیش خواهند گرفت که نیکوست و زیباست.....
🍏🍎🍃
اگر خواهیم که فرزندانمان نکو مردان باشند و آراسته به نیکیها، چارهییمان نیست جز آنکه نیکتر نمونه باشیم بهر ایشان. و چون فرزندان در برابر خویش جز نیکی نمیبینند، فرومایگی و پستی نمیشناسند و بسویاش گام نمینهند. و چون سخن زشت و شرم آور نمیشنوند، زشت و
شرم آور نمیگویند...
پس، آن گونه زندگانی پیش خواهند گرفت که نیکوست و زیباست.....
🍏🍎🍃
به هواداریِ تو | شجریان
Hossein Farhadi | Radiop0l
🎼❤️🎼
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزلخوان
بروم ...
🍏🍎🍃
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزلخوان
بروم ...
🍏🍎🍃
✨
ایران دَرّودی
نقاش برجسته ایرانی ،،،
او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری و استاد دانشگاه رشته تاریخ هنر بود. درودی به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقعگرایی است.
سالوادور دالی هیچگاه سبک درودی را نزدیک به سبک خود نمیدانست و درودی را هنرمندی از خطه شرق با ذوق و استعداد بینهایت توصیف میکرد.
تاریخ تولد: ۲ سپتامبر ۱۹۳۶ (سن ۸۴ سال)، مشهد، ایران
یادش گرامی و پروازش به
بی کرانه هستی شادان....🕊
🍏🍎🍃
ایران دَرّودی
نقاش برجسته ایرانی ،،،
او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری و استاد دانشگاه رشته تاریخ هنر بود. درودی به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقعگرایی است.
سالوادور دالی هیچگاه سبک درودی را نزدیک به سبک خود نمیدانست و درودی را هنرمندی از خطه شرق با ذوق و استعداد بینهایت توصیف میکرد.
تاریخ تولد: ۲ سپتامبر ۱۹۳۶ (سن ۸۴ سال)، مشهد، ایران
یادش گرامی و پروازش به
بی کرانه هستی شادان....🕊
🍏🍎🍃