علیرضاعصار
شعرروزبهبمانی
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_عصار
✍#روزبه_بمانی
با سختیِ بتها چه باید کرد؟
با این تَشَتُتها چه باید کرد؟
گیرم تفاوتها نمایان شد
با بیتفاوت ها چه باید کرد؟
با مردمی که سیل را هر سال
بر گردنِ قسمت میاندازند
دنیایشان را میدهند اما
قبل از دعا یک سد نمیسازند!
ما مردمانی عاشق کوروش
ما قومِ در تاریخ جا مانده
جداً کدام از ما فقط یک بار
یک خط از آن تاریخ را خوانده؟
ما فخرمان فرهنگ دیروز است
انکار هر یک درد تسکین است
باید پذیرفت این حقیقت را
امروز ما فرهنگمان این است
تا زخم را گردن نمیگیریم
این دردهای کهنه پابرجاست
ما بیشتر دنبال توجیهایم
این فرق ما با مردم دنیاست
جداً اگر ما فخر دنیاییم
از مردم دنیا چه باید گفت؟
من میپذیرم سخت بدبینم
تو جای من، از ما چه باید گفت ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_عصار
✍#روزبه_بمانی
با سختیِ بتها چه باید کرد؟
با این تَشَتُتها چه باید کرد؟
گیرم تفاوتها نمایان شد
با بیتفاوت ها چه باید کرد؟
با مردمی که سیل را هر سال
بر گردنِ قسمت میاندازند
دنیایشان را میدهند اما
قبل از دعا یک سد نمیسازند!
ما مردمانی عاشق کوروش
ما قومِ در تاریخ جا مانده
جداً کدام از ما فقط یک بار
یک خط از آن تاریخ را خوانده؟
ما فخرمان فرهنگ دیروز است
انکار هر یک درد تسکین است
باید پذیرفت این حقیقت را
امروز ما فرهنگمان این است
تا زخم را گردن نمیگیریم
این دردهای کهنه پابرجاست
ما بیشتر دنبال توجیهایم
این فرق ما با مردم دنیاست
جداً اگر ما فخر دنیاییم
از مردم دنیا چه باید گفت؟
من میپذیرم سخت بدبینم
تو جای من، از ما چه باید گفت ...
🍏🍎🍃
❤1
○
خواب دیدم؛ ساحلِ عمان
در آغوشِ کویر لوت؛ عریان بود
قله هایِ پر غرورِ برفیِ البرز
بی قرارِ بیشه هایِ سوخته یِ
زاگرس، پریشان بود
خواب دیدم؛
از تنِ خشکیده یِ کارون
خارهایِ کینه می رویید و از
لب هایِ زخم آلودِ ماهی هایِ
بی دریا؛ اشک جاری بود
هوایِ شهر مسموم از ریا و
قصه هایِ تلخِ دوران بود
دستِ چنگیزِ زمان؛
در قفایِ دین و ایمان؛
ریشه ها را؛ تیشه می زد
تیشه بر هر ریشه می زد
آه...
یک شب اما؛ خواب دیدم
تندری زد؛ ابرها بارید
رود جاری شد؛
زمین بیدار شد از خواب؛
و نخلستانِ بی سر؛
باز هم، خندید
و جنگل ها، همه رویید،
و من درخواب دیدم
زمستان رفت؛ بهاران شد
از تنِ سرخِ زمین هم؛
یک گلستان، لاله جوشید
"من و تو؛ ما شدیم"
با عشق خندیدیم
و ققنوسِ وطن؛
بیدار شد، بیدار
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
خواب دیدم؛ ساحلِ عمان
در آغوشِ کویر لوت؛ عریان بود
قله هایِ پر غرورِ برفیِ البرز
بی قرارِ بیشه هایِ سوخته یِ
زاگرس، پریشان بود
خواب دیدم؛
از تنِ خشکیده یِ کارون
خارهایِ کینه می رویید و از
لب هایِ زخم آلودِ ماهی هایِ
بی دریا؛ اشک جاری بود
هوایِ شهر مسموم از ریا و
قصه هایِ تلخِ دوران بود
دستِ چنگیزِ زمان؛
در قفایِ دین و ایمان؛
ریشه ها را؛ تیشه می زد
تیشه بر هر ریشه می زد
آه...
یک شب اما؛ خواب دیدم
تندری زد؛ ابرها بارید
رود جاری شد؛
زمین بیدار شد از خواب؛
و نخلستانِ بی سر؛
باز هم، خندید
و جنگل ها، همه رویید،
و من درخواب دیدم
زمستان رفت؛ بهاران شد
از تنِ سرخِ زمین هم؛
یک گلستان، لاله جوشید
"من و تو؛ ما شدیم"
با عشق خندیدیم
و ققنوسِ وطن؛
بیدار شد، بیدار
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👍1
این که دلتنگ توام
سالار عقیلی
🎶❤️🎶
🗣#سالار_عقیلی
🎼 این که دلتنگ توام
این که دلتنگ توام، اقرار
می خواهد مگر
این که از من دلخوری، انکار
می خواهد مگر......
🍏🍎🍃
🗣#سالار_عقیلی
🎼 این که دلتنگ توام
این که دلتنگ توام، اقرار
می خواهد مگر
این که از من دلخوری، انکار
می خواهد مگر......
🍏🍎🍃
❤1
○
تا به شب ها
رمز آهِ چشم تر آموختم
نغمه آزادی از مرغ سحر آموختم
سوختم در آتش غم
جسم و جانِ خویش را
این ره ،
از پروانه بی بال و پر آموختم
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
تا به شب ها
رمز آهِ چشم تر آموختم
نغمه آزادی از مرغ سحر آموختم
سوختم در آتش غم
جسم و جانِ خویش را
این ره ،
از پروانه بی بال و پر آموختم
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
❤1👍1
۰
خداوندا!
آرامشی عطافرما تابپذیرم
آنچه را که نمیتوانم تغییردهم.
شهامتی که تغییردهم
آنچه را که میتوانم.
ودانشی که تفاوت این دو را بدانم.
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
خداوندا!
آرامشی عطافرما تابپذیرم
آنچه را که نمیتوانم تغییردهم.
شهامتی که تغییردهم
آنچه را که میتوانم.
ودانشی که تفاوت این دو را بدانم.
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم
جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم
جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤1
Tolou
Moein
🎶❤️🎶
🗣#معین
🎼طلوع
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم، رو به آخر
تو بیا؛ شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن؛ رو باور من
خط بکش
رو جایِ پایِ گریه هایِ
آخر من ....
اسمتو ببخش به لب هام
بی تو خالی یِ نفس هام
خط بکش رو باور من
زیر سایه بون دستام ....
🍏🍎🍃
🗣#معین
🎼طلوع
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم، رو به آخر
تو بیا؛ شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن؛ رو باور من
خط بکش
رو جایِ پایِ گریه هایِ
آخر من ....
اسمتو ببخش به لب هام
بی تو خالی یِ نفس هام
خط بکش رو باور من
زیر سایه بون دستام ....
🍏🍎🍃
❤1
○
زندگی اتفاقی نیست بلکه پاسخی در برابر بخششها و دادههای شماست. زندگی صدا و آهنگ خودتان است.
هر بُعدی از زندگیِتان بازتاب نیت و افکار شماست.
شما خالق زندگیتان هستید.
✍#راندا_برن
🍏🍎🍃
زندگی اتفاقی نیست بلکه پاسخی در برابر بخششها و دادههای شماست. زندگی صدا و آهنگ خودتان است.
هر بُعدی از زندگیِتان بازتاب نیت و افکار شماست.
شما خالق زندگیتان هستید.
✍#راندا_برن
🍏🍎🍃
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼
#موسیقی_ملل
#ازبکستان
#چک_چک_باران_بهاری
"خنجر زدند بر سینه
جدا کردند ما را" ...
ترانه ای بسیار زیبا در اندوه فراق و جدایی سرزمین های شمال شرقی #ایران شامل #ازبکستان #تاجیکستان #ترکمنستان که توسط "روس ها" از ایران جدا شدند.
✨شاعر و آهنگساز «چکچک باران بهاری» مشخص نیست؛ ولی گفته میشود در زمان جدایی سرزمینهای شمالی ایران و واگذاری آنها به روسیه با آه و افسوس توسط شاعر ساخته شده است؛ عهدنامهای که باعث جدایی فارسی زبانان اطراف دریای مازندران از سرزمین مادری شان یعنی ایران شد.
👈عهدنامهی ترکمانچای در نزدیکی نوروز و فصل بهار بین ایران و روسیه منعقد شد و به همین دلیل سرایندهی شعر این آهنگ را مخفیانه سرود.
👈این ترانه سینه به سینه تا امروز توسط مردم محلی زمزمه شده و تا کنون ماندگار شده است.
🍏🍎🍃
#موسیقی_ملل
#ازبکستان
#چک_چک_باران_بهاری
"خنجر زدند بر سینه
جدا کردند ما را" ...
ترانه ای بسیار زیبا در اندوه فراق و جدایی سرزمین های شمال شرقی #ایران شامل #ازبکستان #تاجیکستان #ترکمنستان که توسط "روس ها" از ایران جدا شدند.
✨شاعر و آهنگساز «چکچک باران بهاری» مشخص نیست؛ ولی گفته میشود در زمان جدایی سرزمینهای شمالی ایران و واگذاری آنها به روسیه با آه و افسوس توسط شاعر ساخته شده است؛ عهدنامهای که باعث جدایی فارسی زبانان اطراف دریای مازندران از سرزمین مادری شان یعنی ایران شد.
👈عهدنامهی ترکمانچای در نزدیکی نوروز و فصل بهار بین ایران و روسیه منعقد شد و به همین دلیل سرایندهی شعر این آهنگ را مخفیانه سرود.
👈این ترانه سینه به سینه تا امروز توسط مردم محلی زمزمه شده و تا کنون ماندگار شده است.
🍏🍎🍃
❤1
°
به چیزی اعتقاد داشته باش
که برایش توان ایستادگی داشته باشی.
آدمهایی که به اعتقادشان، بیاعتقاد هستند،
توان انجام هر رذالتی را دارند.
📖 #زمین_پست
✍🏻 #جومپا_لاهیری
🍏🍎🍃
به چیزی اعتقاد داشته باش
که برایش توان ایستادگی داشته باشی.
آدمهایی که به اعتقادشان، بیاعتقاد هستند،
توان انجام هر رذالتی را دارند.
📖 #زمین_پست
✍🏻 #جومپا_لاهیری
🍏🍎🍃
👍1
سیمین بری گل پیکری آری
@GetMediaBot
🎼❤️🎼
آنان که؛
به سرمستی ما طعنه زنانند
بگذار بمانند به خماری,
که ز ما هیچ ندانند.
🍏🍎🍃
آنان که؛
به سرمستی ما طعنه زنانند
بگذار بمانند به خماری,
که ز ما هیچ ندانند.
🍏🍎🍃
👏1
05 Jang Zadeh (War Torn)
Mohsen Chavoshi - sakhamusic.ir
🎼❤️🎼
🎵جنگزده/محسن چاوشی
🎶ترانهسرا: پدرام پاریزی
غرورم ایل قشقایی
تو رگهام خون کردستان
تو خونهام جنگ تحمیلی
تو خونهات ملک اجدادی
خرابم مثل خرمشهر
ولی تو خرم آبادی
تمام کودکیهامو
بهم دنیا بدهکاره
تو با لالایی خوابت برد
منم با موج خمپاره ...
🍏🍎🍃
🎵جنگزده/محسن چاوشی
🎶ترانهسرا: پدرام پاریزی
غرورم ایل قشقایی
تو رگهام خون کردستان
تو خونهام جنگ تحمیلی
تو خونهات ملک اجدادی
خرابم مثل خرمشهر
ولی تو خرم آبادی
تمام کودکیهامو
بهم دنیا بدهکاره
تو با لالایی خوابت برد
منم با موج خمپاره ...
🍏🍎🍃
❤2👍1