معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
۰

روی سنگفرش ایستاد.
سخت کوشید به زنده بودن بیندیشد،
که فراموش کند روزی می‌میرد،
ولی نمی‌توانست.

به محض آنکه به زنده بودن فکر می‌کرد،
فکر مردن نیز به ذهنش می‌آمد و برعکس،
زیرا زمانی که غرق فکر مرگ بود،
به ارزش زندگی پی می‌برد.

مرگ و زندگی دوروی یک سکه بودند
که دائم در ذهن می‌چرخاند
و هرچه یک روی سکه بزرگ‌تر و روشن‌تر می‌شد،
روی دیگرهم بزرگ‌تر و روشن‌تر جلوه می‌نمود.

فکر کرد، اگر ندانیم که می‌میریم،
طعم زنده بودن را نمی‌توانیم بچشیم،
و بدون دریافت شگفتی زندگی،
تصور مرگ نیز ناممکن است.....



📚دنیای سوفی
| #یوستین_گردر

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظه لحظه هایتان سرشار از
لبخند و شور و شوق زندگی...
‌‌۰
ای که گفتی عشق را
از یاد بردن سخت نیست

عشق را شاید،
ولی هرگز مرا نشناختی..


#فاضل_نظری

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰
تا در طلب گوهر کانی، کانی
تا در هَوس لقمۀ نانی، نانی

این نکتۀ رمز اگر بدانی، دانی
هر چیز که در جستن آنی، آنی

#رباعی_مولانا

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰
این عشق
چو بارانست...
ما برگ و گیا...ای جان

باشد که دمی باران
 بر برگ و گیا کوبد....



#مولانای_جان
🍏🍎🍃
Amor Secreto
<unknown>
🍏🍎🍃
۰

باران گرفته...
خاطره ها را خبر کنید
بازار عشق پرگره را گرم تر کنید
باران گرفته
دیدن اشکم چه ساده است...
تفسیر اشک های مرا
مختصر کنید
شاید
صدای بارش باران و گریه ام
آهسته است
پس به نگاهم سفر کنید
باران گرفته بوسه ی خورشید پشت ابر...
رامم نکرد
از شب شعرم گذر کنید
باران ببار و
از دل تنهای من بخوان
آوارگان خسته
از اینجا حذر کنید..‌..‌


#سیمین

🍏🍎🍃
.
که ما همچنان می‌نویسیم
که ما همچنان
در اینجا مانده‌ایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگ‌ها که مانده‌اند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانه‌ای دارد.


👤 #محمد_مختاری

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰
رو سینه را چون سینه‌ها
هفت آب شو،،، از کینه‌ها




وآنگه شراب عشق را
پیمانه شو پیمانه شو...


#مولانای_جان
🍏🍎🍃

این منم تنها و حیران، نیمه شب ؛
کرده ام همراز خود مهتاب را…

گویم امشب بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم خواب را...



👤#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
۰
سر خود را
مزن اینگونه به سنگ...!
دلِ دیوانه ىِ تنها، دل تنگ...
منشین در پس این بُهت گران
مدران جامه ی جـان را،،،
مدران...

مکن ...
ای خسته درین بغض درنگ
دل دیوانه ی تنها دل تنگ.....


👤#فریدون_مشیری

یاد‌ و خاطره اش سبز و
روان پر فروغ اش انوشه...

🍏🍎🍃


همه می پرسند: چیست در زمزمه ی مبهم آب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال؟
چیست در خلوت خاموش کبوترها؟
چیست در کوشش بی حاصل موج؟
چیست در خنده ی جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری؟
نه به ابر، نه به آب، نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من، مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده ی هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل
همه را می شنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم!
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی!
تک و تنها، به تو می اندیشم
همه وقت، همه جا
من، به هر حال که باشم، به تو می اندیشم
تو بدان این را، تنها تو بدان!
تو بیا،،،
تو بمان با من، تنها تو بمان!


👤#فریدون مشیری

یادش سبز و جاودانه 💚

🍏🍎🍃
سلام ... صبح به خیر
اے ڪه دَرد عِشق را
گفتی ؛ مداوایی ندارد ...


آتش‌ است ، آرے .!!
ولی پروانه پروایی ندارد ...



#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
۰

آنچنان مستم زهجرانت نه صبح دانم نه شب



این سر آغازِ جنون است و
سرانجامم مپرس...



👤#راحم تبریزی
🍏🍎🍃
۰

بزرگترین خردمندی آن است که
لذت بردن از حال را
بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم،
زیرا این تنها واقعیت هستی است
و جز این همه بازی فکر و اندیشه است.

#اروین_دیوید_یالوم


🍏🍎🍃
۰
چرا عاطفه ی زمخت
و مردانه ات را نمی بینند
چرا لطف ترسناک صدایت
دلنشین نیست
اما این همه عمیق است ...
چرا یاد نگرفته ای
لطف دلبریت دیدنی باشد
چرا هیچکس نمی فهمد تو هم اشکهایی داری که گدازشی آتشفشانی دارد...
چرا کسی نمیداند
تو هم دلی داری که می سوزد
اشکی داری که ذوب میکند و عشقی داری که دیوانه میکند
چرا کسی نمیفهمد
اندازه ی عشق تو از عشق های شاعرانه خیلی بزرگتر
سنگین تر و گرانتر است...
چرا کسی نمیداند؟
عشق خراشدار و تیغ تیغی تو
از عشقهای ادکلن زده و
زرورق پیچی شده، عیارش
بیشتر است...
چرا عربده های تو...
که پر از غیرت و ترس های عاشقانه است همه را می ترساند
اما همه گرگها را دوست دارند
همان هایی که دست و پایِ
سیاه شان را با آرد سفید میکنند
همان هایی که در گلویشان صدای قناری نصب میکنند
و به کینه های دلشان
عطر فرانسوی میزنند...
عشق تو...
اما بوی گریس و بنزین و سیگار شاید بوی عرق هم میدهد
و کثیف گرد و خاکیست
تمیزش نمیکنی، رنگش نمی کنی
بهش عطر تیروز هم حتی نمیزنی
ولی چه کسی میداند
که این عشق کرکثیف خداست
باید عبادتش کرد
پیغمبر است
باید باورش کرد.....


#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃