Rabana
Shajarian (@sheereno)
🎵🤍🎵
🗣#استاد_شجریان
🎼 ربّنا لاتُزِغ قُلوبنا
بعد اذ هَدیتَنا
و هَب لنا من لَدُنک رحمهً
انّک انتَ الوهّاب
❣ دعای " رَبّـنا "
با صدای استاد_شجریان
🍏🍎🍃
🗣#استاد_شجریان
🎼 ربّنا لاتُزِغ قُلوبنا
بعد اذ هَدیتَنا
و هَب لنا من لَدُنک رحمهً
انّک انتَ الوهّاب
❣ دعای " رَبّـنا "
با صدای استاد_شجریان
🍏🍎🍃
○
صدایِ " ربّنا " در شب
مرا تا آسمان ها برد
نگاهِ عشق؛
جادو کرد مرا
تا بیکران ها برد
سکوتِ مرغکی؛
عاشق، به شوقِ وصل
در اندوه و ماتم مرد
ندایِ " آتنا "
تا عرش می آمد
مرا هم برد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
صدایِ " ربّنا " در شب
مرا تا آسمان ها برد
نگاهِ عشق؛
جادو کرد مرا
تا بیکران ها برد
سکوتِ مرغکی؛
عاشق، به شوقِ وصل
در اندوه و ماتم مرد
ندایِ " آتنا "
تا عرش می آمد
مرا هم برد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم 💛💛 آرزوها و دعاهایتان مستجاب درگه دوست ... 🍏🍎🍃
👍1
○
نخفتهایم که شب بگذرد، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند
نخفتهایم که تا صبح شاعرانهی ما
ز ره رسیده و همراه عشق، در بزند
نسیم، بوی تو را میبرد به همره خود
که با غرور، به گلهای باغ سر بزند
شب از تب تو و من سوخت، وصلمان آبی
مگر بر آتش تنهای شعلهور بزند
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
نخفتهایم که شب بگذرد، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند
نخفتهایم که تا صبح شاعرانهی ما
ز ره رسیده و همراه عشق، در بزند
نسیم، بوی تو را میبرد به همره خود
که با غرور، به گلهای باغ سر بزند
شب از تب تو و من سوخت، وصلمان آبی
مگر بر آتش تنهای شعلهور بزند
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤2👍1
حیلت رها کن
کریم صالح عظیمی
🎼❤️🎼
🎼#حیلت رها کن
🗣#کریم_صالح_عظیمی
آلبوم: آوای همایون
باهمراهی: گروه اقبال آذر
حیلت رها کن؛ عاشقا دیوانه شو دیوانه شو, و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو. هم خویش را بیگانه کن؛ هم خانه را ویرانه کن ...
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🎼#حیلت رها کن
🗣#کریم_صالح_عظیمی
آلبوم: آوای همایون
باهمراهی: گروه اقبال آذر
حیلت رها کن؛ عاشقا دیوانه شو دیوانه شو, و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو. هم خویش را بیگانه کن؛ هم خانه را ویرانه کن ...
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
👍3
○
سلام!
به بال هایِ پر تپشِ پرواز
سلام به نبضِ تپنده یِ مهر
سلام به اغوشِ خیسِ مادری
که دست هایِ انتظارش خشکید
و قابِ خالیِ پنجره ای؛
که در انتهایِ کوچه یِ بن بست؛
به خون گریست!
سلام!
به دست هایِ بی صدایِ مردی؛
که فریاد خفته یِ سالیانِ
ابری اش؛
در کویرِ باور هایِ غریب؛
سبز شد
سلام بر لاله یِ خفته؛
که موجِ افسونِ گیسوانش تا
دریاها آغوش گشود؛
و بالِ سرخِ معصومیت اش
تا بیکران ها؛ پر کشید
و خرمنِ جانش؛
در شعله هایِ سرکشِ بیداد سوخت؛
و از خاکسترِ نگاهش؛
ققنوسی زاده شد
با بال هایی؛ به پهنایِ آگاهی؛
خرد .. آزادی ....
و جهانِ سالوسیانِ اما؛
در آتشِ قهرِ
قرن ها، جهل و جهالت؛
در جهنمِ کینِ باورهایِ ناباور
می سوزد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام!
به بال هایِ پر تپشِ پرواز
سلام به نبضِ تپنده یِ مهر
سلام به اغوشِ خیسِ مادری
که دست هایِ انتظارش خشکید
و قابِ خالیِ پنجره ای؛
که در انتهایِ کوچه یِ بن بست؛
به خون گریست!
سلام!
به دست هایِ بی صدایِ مردی؛
که فریاد خفته یِ سالیانِ
ابری اش؛
در کویرِ باور هایِ غریب؛
سبز شد
سلام بر لاله یِ خفته؛
که موجِ افسونِ گیسوانش تا
دریاها آغوش گشود؛
و بالِ سرخِ معصومیت اش
تا بیکران ها؛ پر کشید
و خرمنِ جانش؛
در شعله هایِ سرکشِ بیداد سوخت؛
و از خاکسترِ نگاهش؛
ققنوسی زاده شد
با بال هایی؛ به پهنایِ آگاهی؛
خرد .. آزادی ....
و جهانِ سالوسیانِ اما؛
در آتشِ قهرِ
قرن ها، جهل و جهالت؛
در جهنمِ کینِ باورهایِ ناباور
می سوزد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👍1
○
جای تو خالیست،
در دریغ نامکرری
که به پایان رسیدن را فریاد میکنند...
جای تو خالیست،
در هر آن نا کجایی که منم...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
جای تو خالیست،
در دریغ نامکرری
که به پایان رسیدن را فریاد میکنند...
جای تو خالیست،
در هر آن نا کجایی که منم...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
❤2