Alireza Ghorbani - Khiale Khosh
T.me/soulfule
🎼❤️🎼
🎼تو همسفر نیمه راه منی
🗣#علیرضا_قربانی
تو آه منی اشتباه منی؛
چگونه هنوز از تو میگویم
تو همسفر نیمه راه منی ... چگونه هنوز از تو می گویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی ...
که بار غمت مانده بر دوشم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم ...
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که می کشدم این فراموشی
تمام منی نا تمام منی چه بغضی بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم ...
🍏🍎🍃
🎼تو همسفر نیمه راه منی
🗣#علیرضا_قربانی
تو آه منی اشتباه منی؛
چگونه هنوز از تو میگویم
تو همسفر نیمه راه منی ... چگونه هنوز از تو می گویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی ...
که بار غمت مانده بر دوشم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم ...
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که می کشدم این فراموشی
تمام منی نا تمام منی چه بغضی بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم ...
🍏🍎🍃
Audio
🎼❤️🎼
گفت : از قلب ات چه خبر؟
گفتم : فریاد می زند؛
ز دلتنگی ...
گفت : آسمانِ دلت روشن؛
گفتم : دریغ و درد
ابری است و بارانی
بی قرار است و طوفانی!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
گفت : از قلب ات چه خبر؟
گفتم : فریاد می زند؛
ز دلتنگی ...
گفت : آسمانِ دلت روشن؛
گفتم : دریغ و درد
ابری است و بارانی
بی قرار است و طوفانی!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
○
من کسی نیستم که از ترس خندهیِ
احمقها از کار دلخواهم دست بکشم.
من یک آدم آزادم، در کوچهها پرسه میزنم
و به تو فکر میکنم...
📖 #خانه_خاموش
✍🏻 #اورهان_پاموک
🍏🍎🍃
من کسی نیستم که از ترس خندهیِ
احمقها از کار دلخواهم دست بکشم.
من یک آدم آزادم، در کوچهها پرسه میزنم
و به تو فکر میکنم...
📖 #خانه_خاموش
✍🏻 #اورهان_پاموک
🍏🍎🍃
○
بــه ديدن جسمانی تو،
هيچ نيازی نيست
چنان پُرم از تو،
چنان پُر
که بيشتر شبيه،
شوخی زيبايی هستم...
✍#رضا_براهنی
🍏🍎🍃
بــه ديدن جسمانی تو،
هيچ نيازی نيست
چنان پُرم از تو،
چنان پُر
که بيشتر شبيه،
شوخی زيبايی هستم...
✍#رضا_براهنی
🍏🍎🍃
○
میبینمت هنوز
درین چشم ناشناس
این چشم ناشناس
که رفت از برابرم
گویی تویی؛
که باز چو خورشید شامگاه
میتابی از دریچه روزن
به خاطرم
من مانده بر دریچه
این چشم ناشناس
چون دزد آشنا
که بکاود ز روزنی
شاید چو نور ماه،
درایم به خوابگاه
بینم که در سیاهی شب،
خیره بر منی ...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
میبینمت هنوز
درین چشم ناشناس
این چشم ناشناس
که رفت از برابرم
گویی تویی؛
که باز چو خورشید شامگاه
میتابی از دریچه روزن
به خاطرم
من مانده بر دریچه
این چشم ناشناس
چون دزد آشنا
که بکاود ز روزنی
شاید چو نور ماه،
درایم به خوابگاه
بینم که در سیاهی شب،
خیره بر منی ...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
○
همه شب؛
با دل دیوانه خود
در حرفم
چه کنم،
جز دل خود
نامه بری نیست مرا
می توان رفت؛
چو آتش به رگ و ریشه شمع
به دل آزاری پروانه
سری نیست مرا
گر چه چون سرو، تماشاگه اهل نظرم
از جهان جز گره دل،
ثمری نیست مرا
✍#صائب_تبربزی
🍏🍎🍃
همه شب؛
با دل دیوانه خود
در حرفم
چه کنم،
جز دل خود
نامه بری نیست مرا
می توان رفت؛
چو آتش به رگ و ریشه شمع
به دل آزاری پروانه
سری نیست مرا
گر چه چون سرو، تماشاگه اهل نظرم
از جهان جز گره دل،
ثمری نیست مرا
✍#صائب_تبربزی
🍏🍎🍃