○
برادران محبت معلم است.
اما آدم باید بداند که چگونه کسبش کند،
چون کسب کردنش سخت است،
به قیمتی گران خریداری می شود،
با تلاشی دیرپا آهسته آهسته بدست میآید.
چون نباید گاهگاهی دوست بداریم،
برای لحظه ای،
بلکه تا ابد.
هرکسی می تواند گاهگاهی دوست بدارد،
حتی شریران هم می توانند...
📕#برادران کارامازوف
✍#فئودور_داستایفسکی
🍏🍎🍃
برادران محبت معلم است.
اما آدم باید بداند که چگونه کسبش کند،
چون کسب کردنش سخت است،
به قیمتی گران خریداری می شود،
با تلاشی دیرپا آهسته آهسته بدست میآید.
چون نباید گاهگاهی دوست بداریم،
برای لحظه ای،
بلکه تا ابد.
هرکسی می تواند گاهگاهی دوست بدارد،
حتی شریران هم می توانند...
📕#برادران کارامازوف
✍#فئودور_داستایفسکی
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
تیرگی پا میکشد از بامها
صبح میخندد به راه شهر من...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
تیرگی پا میکشد از بامها
صبح میخندد به راه شهر من...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
❤1
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
مختاباد
🎼❤️🎼
✍#شیخ_بهائی
🗣#مختاباد
🎼#سرگشته
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید شب هجران تو یانه
ای تیر غمت را دل عُشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
رفتم به درِ صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گهِ معتکف دیرم و گهِ ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه ...
🍏🍎🍃
✍#شیخ_بهائی
🗣#مختاباد
🎼#سرگشته
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید شب هجران تو یانه
ای تیر غمت را دل عُشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
رفتم به درِ صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گهِ معتکف دیرم و گهِ ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه ...
🍏🍎🍃
❤2
○
زندگی؛ بیت کوتاه یک شعر است
بغضِ خوابیده در گلویِ یک تکرار
دود خسته یِ پیاپیِ سیگار ...
دو ریلِ خسته و سر به زیرِ قطار
دو خط موازی ...
تا دو نقطه یِ مکرّرِ پرگار
دایره، به حول خود دوّار
فاصله؛ فاصله ... دیوار
من... تو ...
دست هایم؛ چشم هایت
در آتشِ شرارِ یک دیدار
فاصله، فاصله ... دیوار
نقطه سرِ خط ... پرگار
دایره ... وتر ... تکرار ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
زندگی؛ بیت کوتاه یک شعر است
بغضِ خوابیده در گلویِ یک تکرار
دود خسته یِ پیاپیِ سیگار ...
دو ریلِ خسته و سر به زیرِ قطار
دو خط موازی ...
تا دو نقطه یِ مکرّرِ پرگار
دایره، به حول خود دوّار
فاصله؛ فاصله ... دیوار
من... تو ...
دست هایم؛ چشم هایت
در آتشِ شرارِ یک دیدار
فاصله، فاصله ... دیوار
نقطه سرِ خط ... پرگار
دایره ... وتر ... تکرار ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
هوشنگ ابتهاج در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد.دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمهها منتشر کرد.
منزل شخصی هوشنگ ابتهاج در سال ۱۳۸۷ با نام خانه ارغوان به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیدهاست. دلیل این نام گذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر معروف ارغوان خود را برای آن درخت گفتهاست. این خانه قدمت چندانی ندارد، اما ازآنجاکه در زمان سکونت سایه در آن محفل ادبی بزرگان شعر و موسیقی و محل نشستهای آنها بودهاست دارای ارزش فرهنگی بسیار بالایی است. برخی هوشنگ ابتهاج را عدهای پدر غزل معاصر میدانند.
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است ...
تو رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
✍#هوشنگ_ابتهاج
زاد روزش،فرخنده و گرامی
🍏🍎🍃
هوشنگ ابتهاج در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد.دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمهها منتشر کرد.
منزل شخصی هوشنگ ابتهاج در سال ۱۳۸۷ با نام خانه ارغوان به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیدهاست. دلیل این نام گذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر معروف ارغوان خود را برای آن درخت گفتهاست. این خانه قدمت چندانی ندارد، اما ازآنجاکه در زمان سکونت سایه در آن محفل ادبی بزرگان شعر و موسیقی و محل نشستهای آنها بودهاست دارای ارزش فرهنگی بسیار بالایی است. برخی هوشنگ ابتهاج را عدهای پدر غزل معاصر میدانند.
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است ...
تو رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
✍#هوشنگ_ابتهاج
زاد روزش،فرخنده و گرامی
🍏🍎🍃
❤1
○
ارغوان !
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟
که زمین هر سال از خون پرستوها
رنگین است ؟
این چنین بر جگر سوخته گان
داغ بر داغ می افزاید !
ارغوان !
پنجه ی خونین ِ زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران ِ خرامنده ی خورشید بپرس
کی بر این دره ی غم می گذرند ؟
ارغوان ! خوشه ی خون !
بامدادان که کبوترها بر لب ِ پنجره ی باز ِ سحر
غلغله می آغازند
جان ِ گلرنگ مرا
بر سر ِ دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه ! بشتاب که هم پروازان
نگران ِ غم ِ هم پروازند !
ارغوان !
بیرق ِ گلگون ِ بهار !
تو برافراشته باش
شعر ِ خونبار ِ منی
یاد رنگین ِ رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ی نا خوانده ی من
ارغوان !
شاخه ی همخون ِ جدا مانده ی من ….
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
ارغوان !
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟
که زمین هر سال از خون پرستوها
رنگین است ؟
این چنین بر جگر سوخته گان
داغ بر داغ می افزاید !
ارغوان !
پنجه ی خونین ِ زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران ِ خرامنده ی خورشید بپرس
کی بر این دره ی غم می گذرند ؟
ارغوان ! خوشه ی خون !
بامدادان که کبوترها بر لب ِ پنجره ی باز ِ سحر
غلغله می آغازند
جان ِ گلرنگ مرا
بر سر ِ دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه ! بشتاب که هم پروازان
نگران ِ غم ِ هم پروازند !
ارغوان !
بیرق ِ گلگون ِ بهار !
تو برافراشته باش
شعر ِ خونبار ِ منی
یاد رنگین ِ رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ی نا خوانده ی من
ارغوان !
شاخه ی همخون ِ جدا مانده ی من ….
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤1
○
کاش می شد نفست هم نفس خسته من
باز می شد گره ی بال و پر بسته ی من
از نگاهم غم پنهان مرا می خواندی
می شدی باخبر از نامه سربسته ی من
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
کاش می شد نفست هم نفس خسته من
باز می شد گره ی بال و پر بسته ی من
از نگاهم غم پنهان مرا می خواندی
می شدی باخبر از نامه سربسته ی من
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃